Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
pharaoh ant
مورچه قرمز کوچک
Other Matches
ant hills
تپهی کوچک دور سوراخ مورچه
ant hill
تپهی کوچک دور سوراخ مورچه
protest flag
پرچم قرمز کوچک بعلامت اعتراض راننده قایق
storm warning
پرچم قرمز با مرکز سیاه یا 2چراغ قرمز بعلامت باد شدید
carminic acid
اسید کارمینیک
[عامل اصلی رنگ قرمز حاصل از شیره کشی حشره دانه قرمز]
Loo sanpra
[منطقه ای در چین که در آن یک فرش کوچک در ابعاد یک متر در یک متر با رنگ های قرمز، زرد، سیاه و آبی به دست آمده است و عمری بین هزار و هفتصد پانزده تا دو هزار و دویست و نود سال دارد.]
infrared line scan
ردیابی خطی با اشعه مادون قرمز ردیابی مستقیم بامادون قرمز
infrared imagery
عکسبرداری مادون قرمز عکاسی با استفاده از اشعه مادون قرمز
ants
: مورچه
Formica
مورچه
pismire
مورچه
emmet
مورچه
ant eater
مورچه خوار
formic acid
حامض مورچه
myrmecophagous
مورچه خوار
formic acid
جوهر مورچه
slave ant
مورچه کارگر
Indo-persian rug
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
formyl
اصل جوهر مورچه
pangolin
مورچه خوارفلس دار
ant
مورچه
[حشره شناسی]
natural dyes
رنگینه های طبیعی
[که عموما از گیاهان و بعضی حیوانات تهیه می شوند. نمونه گیاهی رنگ قرمز گیاه روناس و نمونه حیوانی رنگ قرمز، حشره قرمزدانه می باشد.]
Turkaman rugs
فرش های ترکمن
[اینگونه فرش ها دارای طرح های ساده و هندسی شکل می باشند و غالبا زمینه قرمز یا قهوه ای ته قرمز با لبه ها و نوارهای سفید رنگ بافته می شوند.]
black ant
مورچه سیاه
[حشره شناسی]
anteater
اردوارک پرندهء مورچه خوار
anteaters
اردوارک پرندهء مورچه خوار
The kids stamped on the ants .
بچه ها مورچه را با لگه له می کردند
pandas
مورچه خوار فلس دار هیمالیا
panda
مورچه خوار فلس دار هیمالیا
giant panda
مورچه خوار فلس دار هیمالیا
giant pandas
مورچه خوار فلس دار هیمالیا
infrared ray
اشعه مادون قرمز پرتو مادون قرمز پرتو فرو سرخ
petty cash
صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
gemmule
یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
widget
آلت کوچک
[ابزار ]
[اسباب مکانیکی کوچک]
increment
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
jigger
بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
pig board
تخته کوچک برای موجهای کوچک
increments
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
knobble
برامدگی کوچک گره کوچک
pannikin
لیوان کوچک پیمانه کوچک
formicary
لانه مورچه لانه مور
formicarm
لانه مورچه لانه مور
sanguineous
قرمز
vermillion
قرمز
vermeil
قرمز
aka
قرمز
cramoisy
قرمز
vinaceous
قرمز
coralline
قرمز
vermilion
قرمز
red line
خط قرمز
raddle
گل قرمز
redheads
مو قرمز
redhead
مو قرمز
bloodshot
قرمز
ponceau
قرمز
red
<adj.>
قرمز
rubrics
خط قرمز
erythroid
قرمز
erythrean
قرمز
redder
قرمز
gules
قرمز
reddest
قرمز
rubric
خط قرمز
laky a
قرمز
reds
قرمز
roucou
قرمز بویا
ripe lips
لبهای قرمز
infera red
مادون قرمز
goldfish
ماهی قرمز
rubefacient
قرمز کننده
gold fish
ماهی قرمز
rosily
برنگ قرمز
kidney beans
لوبیا قرمز
Red chilli
فلفل قرمز
kidney bean
لوبیا قرمز
red letter
با حروف قرمز
red lips
لبهای قرمز
reddens
قرمز شدن
red nucleus
هسته قرمز
bright red
قرمز روشن
hot pepper
فلفل قرمز
redlining
خط قرمز کشیدن
staring red
قرمز زننده
rel pole
قطب قرمز
chilli pepper
فلفل قرمز
red light
چراغ قرمز
rubefaction
قرمز سازی
hot lines
تلفن قرمز
hot line
تلفن قرمز
Cayenne
فلفل قرمز
crimson
قرمز سیر
infra red
زیر قرمز
infra-red
زیر قرمز
flushing
قرمز کردن
flushes
قرمز کردن
infrared
زیر قرمز
infrared
مادون قرمز
safflower carmine
قرمز کافیشه
rubefy
قرمز کردن
rubescent
قرمز شونده
rubious
قرمز یاقوتی
ruby of arsenic
زرنیخ قرمز
red peppers
فلفل قرمز
red pepper
فلفل قرمز
ruffous
قرمز کم رنگ
rufous
قرمز کم رنگ
chlorophennol red
قرمز کلروفنول
caramels
مایل به قرمز
flush
قرمز کردن
red lights
چراغ قرمز
reddened
قرمز شدن
neutral red
قرمز خنثی
dressed inred
قرمز پوش
caramel
مایل به قرمز
oxide of copper
توتیای قرمز
redden
قرمز کردن
methyl red
قرمز متیل
gorcock
با قرقره قرمز
phenol red
قرمز فنول
cresol red
قرمز کرزول
martagon
سوسن قرمز
nacarat
قرمز روشن
redden
قرمز شدن
reddening
قرمز کردن
minium
شنجرف قرمز
cochineal
قرمز شراب کش
cochineal
قرمز دانه
minium
اکسید قرمز
reddening
قرمز شدن
reddens
قرمز کردن
reddened
قرمز کردن
murrey
قرمز ارغوانی
scarlet
قرمز جگری
scarlet
قرمز لاکی
angry
قرمز شده
crimson
قرمز روناسی
ruddy
قرمز رنگ
first class brick
اجر قرمز
angriest
قرمز شده
red brick
اجر قرمز
red card
کارت قرمز
angrier
قرمز شده
red lead
سرب قرمز
body brick
اجر قرمز
ladyfinger
فلفل قرمز
elms
نارون قرمز
elm
نارون قرمز
encrimson
قرمز کردن
congo red
قرمز کنگو
strawberry roan
اسب قرمز رنگ
bloodier
خون الود قرمز
hemolysis
تحلیل گویچههای قرمز
bloodiest
خون الود قرمز
rubricize
قرمز نشان دادن
carbuncled
مزین به یاقوت قرمز
ultrared
انطرف اشعه قرمز
incarnadine
رنگ قرمز گوشتی
to tinge with red
کمی قرمز کردن
sanguine
قرمز برنگ خون
bloody
خون الود قرمز
hubble effect
جابجایی به سوی قرمز
hot pepper
بوته فلفل قرمز
thermal imagery
عکاسی مادون قرمز
red tape
نوار باریک قرمز
kermes
قرمزدانه :کرم قرمز
red clause credit
اعتبار با ماده قرمز
pyrope
لعل قرمز سیر
fireback
قرقاول پشت قرمز
purple red
قرمز مایل به ارغوانی
light red
رنگ قرمز روشن
farouche
یونجه گل قرمز کمرو
far infrared
زیر قرمز دور
scarlet
قرمز مایل به زرد
ochreish
قرمز چون گل اخری
rubicund
رنگ مایل به قرمز
near infrared
زیر قرمز نزدیک
dunlin
ابیای پشت قرمز
red oxide of zinc
اکسید قرمز روی
red shift
جابجایی به سوی قرمز
chianti
نوعی شراب قرمز
rudd
ماهی گول قرمز
infrared absorption
جذب زیر قرمز
rubricate
قرمز نشان دادن
rubiginous
برنگ قرمز اجری
infrared spectrum
طیف زیر قرمز
roset
رنگ نفاشی قرمز
infrared viewer
دوربین مادون قرمز
redstart
بلبل دم قرمز اروپایی
redshank
مرغ پا قرمز کرانه زی
spatalite
اکسید قرمز روی
ruby zinc
اکسید قرمز روی
red zinc ore
اکسید قرمز روی
plover page
ابیای پشت قرمز
sepia
رنگ قرمز قهوه ای
auburn
قهوهای مایل به قرمز
zincite
اکسید قرمز روی
bays
سرخ مایل به قرمز
carmine
نوعی رنگ قرمز
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com