English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
thrift institutions موسسات پس انداز
Search result with all words
saving institutions موسسات پس انداز شرکتهای پس انداز
Other Matches
average propensity to save میل متوسط به پس انداز نسبتی از درامد که به پس انداز اختصاص می یابد
public institutions موسسات عمومی
public enterprises موسسات عمومی
private institutions موسسات خصوصی
private enterprises موسسات خصوصی
investment institutions موسسات سرمایه گذاری
nonprofit enterprises موسسات غیر انتفاعی
government enterprise موسسات تولیدی دولتی
business combination ادغام دو یا چند موسسه دریکی از ان موسسات
state aid کمک دولت به موسسات عام المنفعه وغیره
corody لباس وغذا وغیره که موسسات خیریه به محتاجان میدهند
regional agency موسسات ناحیهای موسساتی با صلاحیت محدودبه ناحیه خاص
deflection board طرح تیر خمپاره انداز میز تصحیح سمت خمپاره انداز
investors کسی که پولش را در اختیار موسسات می گذارد و سهام انها را می خرد
investor کسی که پولش را در اختیار موسسات می گذارد و سهام انها را می خرد
unintended saving پس انداز برنامه ریزی نشده پس انداز پیش بینی نشده
mortar report گزارش تیراندازی خمپاره انداز دشمن گزارش تیرخمپاره انداز
pluralism عقیده مبتنی برلزوم دخالت کلی و عملی موسسات و مجامع غیر دولتی در امر اداره مملکت
mid wicket توپزن نزدیک توپ انداز توپگیر طرفین میله نزدیک توپ انداز
food and agricultural organization از موسسات وابسته به سازمان ملل متحدکه به سال 5491 تاسیس وهدفش بررسی وضع تولیدمحصولات کشاورزی و سایراغذیه است
collective bargaining مذاکرات دسته جمعی مذاکرات بین موسسات متشکل از کارگران و کارفرمایان برای بهبود کار
international finance corporation شرکت مالی بین المللی شرکت تاسیس شده به وسیله بانک جهانی که هدفش تشویق و ترویج موسسات تولیدی بخش خصوصی درکشورهای توسعه نیافته است
irrigator اب انداز
ex ante saving پس انداز
ex post saving پس انداز
savings پس انداز
forehanded پس انداز کن
saver پس انداز کن
thrift پس انداز
saving پس انداز
aggregate saving پس انداز کل
deposits پس انداز
deposit پس انداز
actual saving پس انداز واقعی
howitzer خمپاره انداز
initiator terminator راه انداز
hand rail دست انداز
lay by پس انداز کردن
lay-bys پس انداز کردن
intrigant پشت هم انداز
missile launcher موشک انداز
line starter راه انداز خط
jaculator نیزه انداز
dissaving پس انداز منفی
jack ketch طناب انداز
scenes چشم انداز
saving account حساب پس انداز
intriguer پشت هم انداز
intriguant پشت هم انداز
missile man موشک انداز
grenadier نارنجک انداز
outlook چشم انداز
bank of deposit بانک پس انداز
bank of deposit صندوق پس انداز
bumpiness دست انداز
ejector بیرون انداز
ecbolic جنین انداز
buttonhook دکمه انداز
discobolus دایره انداز
cannoneer توپ انداز
crapshooter طاس انداز
compulsory saving پس انداز اجباری
ballista سنگ انداز
feller درخت انداز
firer سوخت انداز
divisive تفرقه انداز
parapet دست انداز
parapets دست انداز
footcloth پای انداز
abortifacient بچه انداز
foot cloth پای انداز
fluter چین انداز
lay-by پس انداز کردن
fire teazer سوخت انداز
fire teazer اتش انداز
forced saving پس انداز اجباری
road hole دست انداز
rough <adj.> پر دست انداز
bumpy <adj.> پر دست انداز
save money پس انداز کردن
salt away <idiom> پس انداز کردن
mouth-watering دهان آب انداز
unsaved پس انداز نشده
torpedo tube اژدر انداز
to lay up پس انداز کردن
to lay aside پس انداز کردن
view چشم انداز
trustee savings bank صندوق پس انداز
penny bank صندوق پس انداز
provident bank صندوق پس انداز
savings bank صندوق پس انداز
theory of saving نظریه پس انداز
the t. صاعقه انداز
stoker سوخت انداز
rate of saving نرخ پس انداز
propensity to save گرایش به پس انداز
procrastinator تعویق انداز
private saving پس انداز خصوصی
postponer تاخیر انداز
personal saving پس انداز شخصی
permanent saving پس انداز دائمی
paysage چشم انداز
paradox of thrift تناقض پس انداز
net saving پس انداز خالص
negative saving پس انداز منفی
national saving پس انداز ملی
mobilization of savings تجهیز پس انداز
saving rate نرخ پس انداز
releaser راه انداز
springer کمند انداز
splitter نفاق انداز
spearman نیزه انداز
savings bank صندوق پس انداز
savings account حساب پس انداز
saving ratio نسبت پس انداز
saving motive انگیزه پس انداز
saving function تابع پس انداز
saving equation معادله پس انداز
saving bank بانک پس انداز
reverberative طنین انداز
retardant عقب انداز
mobilization of savings بسیج پس انداز
scene چشم انداز
bowlers توپ انداز
hookers قلاب انداز
overlooks چشم انداز
overlooking چشم انداز
overlooked چشم انداز
overlook چشم انداز
shovels خاک انداز
shovelling خاک انداز
shovelled خاک انداز
hooker قلاب انداز
trapper تله انداز
bowler توپ انداز
rocket launchers موشک انداز
rocket launcher موشک انداز
landscape چشم انداز
landscaped چشم انداز
landscapes چشم انداز
dustpan خاک انداز
bumpiest پر از دست انداز
bumpier پر از دست انداز
starters راه انداز
starter راه انداز
trappers تله انداز
scope چشم انداز
perspective چشم انداز
prospecting چشم انداز
clearing banks بانک پس انداز
clearing bank بانک پس انداز
prospects چشم انداز
deposit accounts حساب پس انداز
deposit account حساب پس انداز
napkins پیش انداز
napkin پیش انداز
potholes دست انداز
bump دست انداز
dustpans خاک انداز
perspectives چشم انداز
shoveling خاک انداز
prospect چشم انداز
prospected چشم انداز
shoveled خاک انداز
shovel خاک انداز
pothole دست انداز
traffickers پشت هم انداز
save پس انداز کردن
ringer طنین انداز
puddles دست انداز
puddle دست انداز
catapults سنگ انداز
panorama چشم انداز
saved پس انداز کردن
bumpy پر از دست انداز
scoops خاک انداز
ringers طنین انداز
thundering صاعقه انداز
trafficker پشت هم انداز
scenery چشم انداز
panoramas چشم انداز
scoop خاک انداز
scooped خاک انداز
drivers راه انداز
driver راه انداز
scooping خاک انداز
mortars خمپاره انداز
mortar خمپاره انداز
sonorous طنین انداز
bombers بمب انداز
bomber بمب انداز
catapulting سنگ انداز
catapulted سنگ انداز
saves پس انداز کردن
lookout چشم انداز
landscaping چشم انداز
lookouts چشم انداز
fireman سوخت انداز
firemen سوخت انداز
catapult سنگ انداز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com