Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English
Persian
establishment
موسسه دسته کارکنان
establishments
موسسه دسته کارکنان
Other Matches
cost center
قسمت هزینه در یک موسسه واحدی در یک موسسه که وفیفه اش تعیین قیمت کالا ازطریق توزیع و سرشکن کردن هزینه هاست
institutionalising
در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalises
در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalizes
در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalizing
در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalize
در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
staff
کارکنان
staffs
کارکنان
personnel
کارکنان
employees
کارکنان
staffed
کارکنان
private employees
کارکنان خصوصی
employees empowerment
توانمندسازی کارکنان
staffs
1- ستاد 2- کارکنان
staffs
کارمندان کارکنان
staffed
1- ستاد 2- کارکنان
staffed
کارمندان کارکنان
staff
1- ستاد 2- کارکنان
personnel training
اموزش کارکنان
staff
کارمندان کارکنان
crew
کارکنان کشتی
crewed
کارکنان هواپیماوامثال ان
crews
کارکنان کشتی
crew
کارکنان هواپیماوامثال ان
hotel staff
کارکنان هتل
crews
کارکنان هواپیماوامثال ان
crewing
کارکنان کشتی
crewing
کارکنان هواپیماوامثال ان
ground crew
کارکنان هواپیما
crewed
کارکنان کشتی
furnace crew
کارکنان کوره
labour policy
سیاست استخدام کارکنان
paraprofessional staff
کارکنان غیر تخصصی
coxswain
پیشکار کارکنان کشتی
personnel
کارکنان یاخدمه وسایل جنگی
editorial board
هئیت مدیره یا کارکنان روزنامه
slop chest
صندوق ملبوس وملزومات کارکنان کشتی
mounting
دسته و پشت بند دسته شمشیر
The regulations prescribe that all employees must undergo a medical examination.
آیین نامه تجویز می کند که همه کارکنان باید آزمایش پزشکی بدهند.
nosegay
دسته گل یایک دسته علف
lorgnette
ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
lorgnettes
ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
enterprises
موسسه
inst
موسسه
corporation
موسسه
institution
موسسه
institute
موسسه
enterprise
موسسه
stablishment
موسسه
instituting
موسسه
instituted
موسسه
institutes
موسسه
corporations
موسسه
establishments
موسسه
establishment
موسسه
pawnshop
موسسه رهنی
translation agency
موسسه ترجمه
closed shops
موسسه کارشناسی
closed shop
موسسه کارشناسی
installation property
مایملک موسسه
installation
موسسه نظامی
installations
موسسه نظامی
enterprises
موسسه اقتصادی
enterprise
موسسه اقتصادی
business
موسسه بازرگانی
businesses
موسسه بازرگانی
bindery
موسسه صحافی
foundress
موسسه بانیه
entities
موسسه مستقل
credit institution
موسسه اعتباری
discount house
موسسه تنزیل
economic unit
موسسه دولتی و ...
finance house
موسسه مالی
correctional institution
موسسه تادیبی
charity
موسسه خیریه
charitable institution
موسسه خیریه
entity
موسسه مستقل
charities
موسسه خیریه
civilian enterprise
موسسه غیرنظامی
foundation
موسسه خیریه
enterprises
موسسه یا بنگاه اقتصادی
joint enterprise
موسسه اقتصادی مشترک
financial intermediary
موسسه مالی واسطه
jobholder
عضو ثابت موسسه
social welfare
موسسه رفاه اجتماعی
social service
موسسه تعاون اجتماعی
enterprise
موسسه یا بنگاه اقتصادی
charles babbage institute
موسسه چارلز بابیج
consolidation
ادغام دو یا چند موسسه
consolidation
ادغام دو یاچند موسسه
carrier
موسسه حمل و نقل
shipping agent
موسسه حمل کالا
sovkhoz
موسسه کشاورزی وروستایی
firms
کارخانه موسسه بازرگانی
firmest
کارخانه موسسه بازرگانی
institute of materials management
موسسه مدیریت مواد
firmer
کارخانه موسسه بازرگانی
firm
کارخانه موسسه بازرگانی
institute of purchasing and supply
موسسه خرید و عرضه
wiring
موسسه سیم سازی
nonprofit firm
موسسه غیر انتفاعی
carriers
موسسه حمل و نقل
american national standards institute
موسسه ملی استانداردهای امریکا
firmest
واحد اقتصادی موسسه تجارتخانه
firms
واحد اقتصادی موسسه تجارتخانه
firm
واحد اقتصادی موسسه تجارتخانه
firmer
واحد اقتصادی موسسه تجارتخانه
actual carrier
موسسه حمل و نقل واقعی
principals
رئیس موسسه اثاثه ارثی
principal
رئیس موسسه اثاثه ارثی
contracting carrier
موسسه حمل و نقل موردقرارداد
common carrier
موسسه حمل و نقل عمومی
international organisation for standard
موسسه بین المللی استاندارد
clearinghouse
موسسه تهاتری لندن انبار
social audit
ارزیابی عملکرد اجتماعی موسسه
private enterprise
اقتصاد ازاد موسسه خصوصی
groups
دسته دسته کردن
trooping
دسته دسته شدن
streams of people
دسته دسته مردم
trooped
دسته دسته شدن
scores of people
دسته دسته مردم
group
دسته دسته کردن
sects
دسته دسته مذهبی
regiments
دسته دسته کردن
regiment
دسته دسته کردن
troop
دسته دسته شدن
shoals of people
دسته دسته مردم
sect
دسته دسته مذهبی
assort
دسته دسته کردن
assort
دسته دسته شدن
they came in bands
دسته دسته امدند
windrow
دسته دسته کردن
sorts
دسته دسته کردن
sorted
دسته دسته کردن
sort
دسته دسته کردن
classify
دسته دسته کردن
distribute
دسته دسته کردن
in detail
مفصلا دسته دسته
windjammer
یکی از کارکنان کشتی کشتی بادبانی
sales force
نیروی فروش کارکنان قسمت فروش
outsiders
موسسه حمل و نقل که عضوکنفرانس نیست
corporation
شرکت ثبت شده موسسه حقوقی
corporations
شرکت ثبت شده موسسه حقوقی
haute couturer
موسسه طراحی لباس ومد بانوان
business combination
ادغام دو یا چند موسسه دریکی از ان موسسات
icot
موسسه تکنولوژی کامپیوتر نسل جدید
outsider
موسسه حمل و نقل که عضوکنفرانس نیست
interoffice
مکاتبه و مراسله بین ادارات یک موسسه
discount house
موسسه ایکه برات و اسناد را تنزیل مینماید
net net worth
ارزش کل داراییهای یک موسسه منهای قروض و تعهداتش
institute for
professionals ofcomputer certification موسسه تایید متخصص
entrepreneurs
مدیر یک موسسه اقتصادی بزرگ مقاطعه کار
entrepreneur
مدیر یک موسسه اقتصادی بزرگ مقاطعه کار
coaction
عمل دسته جمعی همکاری دسته جمعی
to form into groups
دسته دسته کردن طبقه بندی کردن
admin
تشریفات اداری و وفایف دیگر مربوط به کارکرد یک موسسه
house organ
مجله یا نشریهای که بین کارمندان یک موسسه پخش شود
confirming house
موسسه تجارتی واسطه میان خریدار و صادر کننده
colony
موسسه ای دور از تمدن برای گروهی از مردم
[مانند زندان]
ieee
Electronics and ofElectrical Institute Engineers موسسه مهندسین الکتریسیته و الکترونیک
combination
توافق بین دو یا چند موسسه به منظور دست یافتن به بهره بیشتر
iee /s 00
مشخصه یک استاندارد که توسط موسسه مهندسین الکتریسیته و الکترونیک ساخته شده است
lies
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lie
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lied
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
long run
مدت کافی برای تغییر دادن در مقدار تولید به وسیله کاهش یا افزایش فرفیت موسسه
pyramiding
سیستم مدیریت هرمی حالتی که چندین شرکت تحت تملک یا اداره یک موسسه بزرگ قرار گیرند
bundle
متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundling
متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundles
متمرکز کردن دسته کردن دسته
place utility
استفاده فیزیکی یا وضعی حالتی که موسسه تولیدی جهت بالا بردن سود خودحمل و نقل محصولش را نیزبر عهده بگیرد
winery
کارخانه شراب سازی موسسه شراب کشی
subactivity
یکان زیردست یک قسمت یا یکان یا موسسه
increasing cost industry
حالتی است که چند موسسه به صنعت خاصی بپردازند ودر نتیجه محدودیت عوامل تولید و کمبود انها هزینه تولید بالا رود
service bureau
دفتر خدماتی موسسه خدماتی
host
دسته
helve
دسته
cluster bombs
دسته
hosting
دسته
teams
دسته
ringleader
سر دسته
hosts
دسته
clusters
دسته
handhold
دسته
handgrip
دسته
cluster
دسته
haft
دسته
cluster bomb
دسته
hosted
دسته
tussock
دسته مو
ilk
دسته
assortment
دسته
skein
دسته
skeins
دسته
faggot
دسته
faggots
دسته
fagot
دسته
sheaf
دسته
clump
دسته
category
دسته
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com