English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 125 (7 milliseconds)
English Persian
pawnshop موسسه رهنی
Other Matches
cost center قسمت هزینه در یک موسسه واحدی در یک موسسه که وفیفه اش تعیین قیمت کالا ازطریق توزیع و سرشکن کردن هزینه هاست
institutionalizing در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalising در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalises در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalize در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalizes در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
bonded رهنی
mortgaged رهنی
hypothecary رهنی
mortgage bank بانک رهنی
pawnbrokers بنگاه رهنی
pawnshop بنگاه رهنی
mortgage money پول رهنی
pawnbroker بنگاه رهنی
mont de piete بنگاه رهنی
pawnbroker دلال در بنگاه رهنی
pawnbrokers دلال در بنگاه رهنی
deed of trust سنداستیفای دین از ملک رهنی
to pay off a debt [mortgage] بدهی [رهنی] را قسطی پرداختن
closed mortgage سند رهنی غیر ازاد
institute موسسه
establishments موسسه
establishment موسسه
instituting موسسه
institutes موسسه
instituted موسسه
institution موسسه
corporation موسسه
inst موسسه
stablishment موسسه
enterprise موسسه
enterprises موسسه
corporations موسسه
correctional institution موسسه تادیبی
civilian enterprise موسسه غیرنظامی
charitable institution موسسه خیریه
credit institution موسسه اعتباری
discount house موسسه تنزیل
economic unit موسسه دولتی و ...
finance house موسسه مالی
foundress موسسه بانیه
installation property مایملک موسسه
translation agency موسسه ترجمه
bindery موسسه صحافی
charities موسسه خیریه
closed shops موسسه کارشناسی
businesses موسسه بازرگانی
business موسسه بازرگانی
installation موسسه نظامی
enterprises موسسه اقتصادی
closed shop موسسه کارشناسی
entity موسسه مستقل
charity موسسه خیریه
foundation موسسه خیریه
enterprise موسسه اقتصادی
entities موسسه مستقل
installations موسسه نظامی
institute of purchasing and supply موسسه خرید و عرضه
institute of materials management موسسه مدیریت مواد
joint enterprise موسسه اقتصادی مشترک
sovkhoz موسسه کشاورزی وروستایی
social welfare موسسه رفاه اجتماعی
carriers موسسه حمل و نقل
social service موسسه تعاون اجتماعی
nonprofit firm موسسه غیر انتفاعی
shipping agent موسسه حمل کالا
jobholder عضو ثابت موسسه
enterprise موسسه یا بنگاه اقتصادی
charles babbage institute موسسه چارلز بابیج
carrier موسسه حمل و نقل
firm کارخانه موسسه بازرگانی
firmer کارخانه موسسه بازرگانی
firmest کارخانه موسسه بازرگانی
establishments موسسه دسته کارکنان
establishment موسسه دسته کارکنان
wiring موسسه سیم سازی
consolidation ادغام دو یا چند موسسه
financial intermediary موسسه مالی واسطه
enterprises موسسه یا بنگاه اقتصادی
firms کارخانه موسسه بازرگانی
consolidation ادغام دو یاچند موسسه
firms واحد اقتصادی موسسه تجارتخانه
social audit ارزیابی عملکرد اجتماعی موسسه
firm واحد اقتصادی موسسه تجارتخانه
firmest واحد اقتصادی موسسه تجارتخانه
firmer واحد اقتصادی موسسه تجارتخانه
common carrier موسسه حمل و نقل عمومی
private enterprise اقتصاد ازاد موسسه خصوصی
actual carrier موسسه حمل و نقل واقعی
principals رئیس موسسه اثاثه ارثی
principal رئیس موسسه اثاثه ارثی
american national standards institute موسسه ملی استانداردهای امریکا
clearinghouse موسسه تهاتری لندن انبار
international organisation for standard موسسه بین المللی استاندارد
contracting carrier موسسه حمل و نقل موردقرارداد
corporation شرکت ثبت شده موسسه حقوقی
interoffice مکاتبه و مراسله بین ادارات یک موسسه
outsider موسسه حمل و نقل که عضوکنفرانس نیست
outsiders موسسه حمل و نقل که عضوکنفرانس نیست
icot موسسه تکنولوژی کامپیوتر نسل جدید
haute couturer موسسه طراحی لباس ومد بانوان
corporations شرکت ثبت شده موسسه حقوقی
business combination ادغام دو یا چند موسسه دریکی از ان موسسات
discount house موسسه ایکه برات و اسناد را تنزیل مینماید
net net worth ارزش کل داراییهای یک موسسه منهای قروض و تعهداتش
entrepreneurs مدیر یک موسسه اقتصادی بزرگ مقاطعه کار
entrepreneur مدیر یک موسسه اقتصادی بزرگ مقاطعه کار
institute for professionals ofcomputer certification موسسه تایید متخصص
confirming house موسسه تجارتی واسطه میان خریدار و صادر کننده
admin تشریفات اداری و وفایف دیگر مربوط به کارکرد یک موسسه
house organ مجله یا نشریهای که بین کارمندان یک موسسه پخش شود
colony موسسه ای دور از تمدن برای گروهی از مردم [مانند زندان]
ieee Electronics and ofElectrical Institute Engineers موسسه مهندسین الکتریسیته و الکترونیک
combination توافق بین دو یا چند موسسه به منظور دست یافتن به بهره بیشتر
iee /s 00 مشخصه یک استاندارد که توسط موسسه مهندسین الکتریسیته و الکترونیک ساخته شده است
long run مدت کافی برای تغییر دادن در مقدار تولید به وسیله کاهش یا افزایش فرفیت موسسه
pyramiding سیستم مدیریت هرمی حالتی که چندین شرکت تحت تملک یا اداره یک موسسه بزرگ قرار گیرند
place utility استفاده فیزیکی یا وضعی حالتی که موسسه تولیدی جهت بالا بردن سود خودحمل و نقل محصولش را نیزبر عهده بگیرد
winery کارخانه شراب سازی موسسه شراب کشی
subactivity یکان زیردست یک قسمت یا یکان یا موسسه
increasing cost industry حالتی است که چند موسسه به صنعت خاصی بپردازند ودر نتیجه محدودیت عوامل تولید و کمبود انها هزینه تولید بالا رود
service bureau دفتر خدماتی موسسه خدماتی
nsfnet یک شبکه گسترده تهیه شده توسط دفتر محاسبات علمی پیشرفته در موسسه ملی علوم برای انجام عملیات غیرنظامی طراحی وزارت دفاع طراحی شد که بخاطردلایل امنیتی در دسترس عمومی نمیباشد
common carrier موسسه حمل و نقل عمومی شرکت حمل و نقل عمومی متصدی حمل و نقل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com