English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 120 (2 milliseconds)
English Persian
nonprofit firm موسسه غیر انتفاعی
Other Matches
cost center قسمت هزینه در یک موسسه واحدی در یک موسسه که وفیفه اش تعیین قیمت کالا ازطریق توزیع و سرشکن کردن هزینه هاست
exploitative انتفاعی
exploitation عمل انتفاعی
utilitarianism مکتب انتفاعی
nonprofit enterprises موسسات غیر انتفاعی
nonprofit firm بنگاه غیر انتفاعی
nonprofit organization سازمان غیر انتفاعی
institutionalising در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalize در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalises در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalizes در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalizing در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
consortiums ائتلاف چند شرکت باهم برای انجام امور انتفاعی کنسرسیوم
consortia ائتلاف چند شرکت باهم برای انجام امور انتفاعی کنسرسیوم
consortium ائتلاف چند شرکت باهم برای انجام امور انتفاعی کنسرسیوم
enterprises موسسه
establishments موسسه
stablishment موسسه
instituting موسسه
institutes موسسه
instituted موسسه
institute موسسه
establishment موسسه
enterprise موسسه
institution موسسه
corporation موسسه
corporations موسسه
inst موسسه
installation property مایملک موسسه
economic unit موسسه دولتی و ...
finance house موسسه مالی
bindery موسسه صحافی
discount house موسسه تنزیل
credit institution موسسه اعتباری
correctional institution موسسه تادیبی
charities موسسه خیریه
civilian enterprise موسسه غیرنظامی
charitable institution موسسه خیریه
pawnshop موسسه رهنی
charity موسسه خیریه
foundress موسسه بانیه
enterprise موسسه اقتصادی
businesses موسسه بازرگانی
business موسسه بازرگانی
entity موسسه مستقل
entities موسسه مستقل
installations موسسه نظامی
closed shop موسسه کارشناسی
closed shops موسسه کارشناسی
enterprises موسسه اقتصادی
installation موسسه نظامی
translation agency موسسه ترجمه
foundation موسسه خیریه
shipping agent موسسه حمل کالا
social service موسسه تعاون اجتماعی
social welfare موسسه رفاه اجتماعی
institute of materials management موسسه مدیریت مواد
institute of purchasing and supply موسسه خرید و عرضه
jobholder عضو ثابت موسسه
joint enterprise موسسه اقتصادی مشترک
sovkhoz موسسه کشاورزی وروستایی
wiring موسسه سیم سازی
enterprises موسسه یا بنگاه اقتصادی
charles babbage institute موسسه چارلز بابیج
establishments موسسه دسته کارکنان
establishment موسسه دسته کارکنان
consolidation ادغام دو یا چند موسسه
consolidation ادغام دو یاچند موسسه
enterprise موسسه یا بنگاه اقتصادی
financial intermediary موسسه مالی واسطه
firm کارخانه موسسه بازرگانی
firms کارخانه موسسه بازرگانی
carrier موسسه حمل و نقل
carriers موسسه حمل و نقل
firmer کارخانه موسسه بازرگانی
firmest کارخانه موسسه بازرگانی
firmer واحد اقتصادی موسسه تجارتخانه
social audit ارزیابی عملکرد اجتماعی موسسه
firm واحد اقتصادی موسسه تجارتخانه
principal رئیس موسسه اثاثه ارثی
firmest واحد اقتصادی موسسه تجارتخانه
principals رئیس موسسه اثاثه ارثی
actual carrier موسسه حمل و نقل واقعی
american national standards institute موسسه ملی استانداردهای امریکا
firms واحد اقتصادی موسسه تجارتخانه
common carrier موسسه حمل و نقل عمومی
contracting carrier موسسه حمل و نقل موردقرارداد
international organisation for standard موسسه بین المللی استاندارد
clearinghouse موسسه تهاتری لندن انبار
private enterprise اقتصاد ازاد موسسه خصوصی
corporations شرکت ثبت شده موسسه حقوقی
corporation شرکت ثبت شده موسسه حقوقی
icot موسسه تکنولوژی کامپیوتر نسل جدید
interoffice مکاتبه و مراسله بین ادارات یک موسسه
outsiders موسسه حمل و نقل که عضوکنفرانس نیست
outsider موسسه حمل و نقل که عضوکنفرانس نیست
haute couturer موسسه طراحی لباس ومد بانوان
business combination ادغام دو یا چند موسسه دریکی از ان موسسات
institute for professionals ofcomputer certification موسسه تایید متخصص
discount house موسسه ایکه برات و اسناد را تنزیل مینماید
entrepreneur مدیر یک موسسه اقتصادی بزرگ مقاطعه کار
entrepreneurs مدیر یک موسسه اقتصادی بزرگ مقاطعه کار
net net worth ارزش کل داراییهای یک موسسه منهای قروض و تعهداتش
admin تشریفات اداری و وفایف دیگر مربوط به کارکرد یک موسسه
confirming house موسسه تجارتی واسطه میان خریدار و صادر کننده
house organ مجله یا نشریهای که بین کارمندان یک موسسه پخش شود
colony موسسه ای دور از تمدن برای گروهی از مردم [مانند زندان]
ieee Electronics and ofElectrical Institute Engineers موسسه مهندسین الکتریسیته و الکترونیک
combination توافق بین دو یا چند موسسه به منظور دست یافتن به بهره بیشتر
iee /s 00 مشخصه یک استاندارد که توسط موسسه مهندسین الکتریسیته و الکترونیک ساخته شده است
long run مدت کافی برای تغییر دادن در مقدار تولید به وسیله کاهش یا افزایش فرفیت موسسه
pyramiding سیستم مدیریت هرمی حالتی که چندین شرکت تحت تملک یا اداره یک موسسه بزرگ قرار گیرند
place utility استفاده فیزیکی یا وضعی حالتی که موسسه تولیدی جهت بالا بردن سود خودحمل و نقل محصولش را نیزبر عهده بگیرد
winery کارخانه شراب سازی موسسه شراب کشی
subactivity یکان زیردست یک قسمت یا یکان یا موسسه
increasing cost industry حالتی است که چند موسسه به صنعت خاصی بپردازند ودر نتیجه محدودیت عوامل تولید و کمبود انها هزینه تولید بالا رود
service bureau دفتر خدماتی موسسه خدماتی
nsfnet یک شبکه گسترده تهیه شده توسط دفتر محاسبات علمی پیشرفته در موسسه ملی علوم برای انجام عملیات غیرنظامی طراحی وزارت دفاع طراحی شد که بخاطردلایل امنیتی در دسترس عمومی نمیباشد
common carrier موسسه حمل و نقل عمومی شرکت حمل و نقل عمومی متصدی حمل و نقل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com