Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
financial intermediary
موسسه مالی واسطه
Other Matches
finance house
موسسه مالی
financial intermediary
واسطه مالی
confirming house
موسسه تجارتی واسطه میان خریدار و صادر کننده
cost center
قسمت هزینه در یک موسسه واحدی در یک موسسه که وفیفه اش تعیین قیمت کالا ازطریق توزیع و سرشکن کردن هزینه هاست
fiscal drag
اثر کند کنندگی مالی هنگامیکه سیاست مالی نتواندرشد اقتصادی را حفظ نماید .
institutionalizing
در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalises
در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalising
در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalize
در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalizes
در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
financial statement
صورت مالی گزارش مالی
quando acciderint
وقتی مدیرترکه در مقابل غرماء متوفی به دفاع در دست نبودن مالی از متوفی متوسل میشودمحکمه با صدور حکمی باعنوان بالا مقرر می دارد که هر گاه مالی از متوفی بدست اید باید به غرماء داده شود
cere
موم مالی کردن یا روغن مالی کردن
institution
موسسه
corporation
موسسه
corporations
موسسه
institutes
موسسه
instituted
موسسه
enterprises
موسسه
establishment
موسسه
establishments
موسسه
institute
موسسه
enterprise
موسسه
inst
موسسه
stablishment
موسسه
instituting
موسسه
middlemen
واسطه
medium
واسطه
mediums
واسطه
agents
واسطه
go between
واسطه
intermedium
واسطه
intermediator
واسطه
intermediate exchange
واسطه
interagent
واسطه
instrumentality
واسطه
inductor
واسطه
by reason of
واسطه
commissioners
واسطه
commissioner
واسطه
intermediary
واسطه
intermediaries
واسطه
mediators
واسطه
mediator
واسطه
jobber
واسطه
brokered
واسطه
immediate
بی واسطه
brokering
واسطه
brokers
واسطه
agency
واسطه
intermediate
واسطه
agencies
واسطه
agent
واسطه
broker
واسطه
middleman
واسطه
installation property
مایملک موسسه
pawnshop
موسسه رهنی
charity
موسسه خیریه
charities
موسسه خیریه
entity
موسسه مستقل
installations
موسسه نظامی
entities
موسسه مستقل
closed shops
موسسه کارشناسی
closed shop
موسسه کارشناسی
businesses
موسسه بازرگانی
business
موسسه بازرگانی
enterprises
موسسه اقتصادی
installation
موسسه نظامی
enterprise
موسسه اقتصادی
bindery
موسسه صحافی
translation agency
موسسه ترجمه
foundation
موسسه خیریه
discount house
موسسه تنزیل
foundress
موسسه بانیه
charitable institution
موسسه خیریه
civilian enterprise
موسسه غیرنظامی
economic unit
موسسه دولتی و ...
correctional institution
موسسه تادیبی
credit institution
موسسه اعتباری
intermediate product
فراورده واسطه
media
واسطه ها وسیله ها
media
رسانه ها واسطه ها
intermediate reaction
واکنش واسطه
intermediate transmitter
فرستنده واسطه
bill broker
واسطه تنزیل
chapman
واسطه سیار
jobber
بازرگان واسطه
commodity broker
واسطه کالا
customs agent
واسطه گمرک
direct
<adj.>
بدون واسطه
panders
واسطه کار بد
authorised clerk
واسطه مجاز
intermediate field
میدان واسطه
intermediate contact
کنتاکت واسطه
intermediate compound
ترکیب واسطه
insurance broker
واسطه بیمه
immediateness
عدم واسطه
inermediate frequency
بسامد واسطه
intermediate goods
کالاهای واسطه
intermediate grid
شبکه واسطه
intermediate product
محصول واسطه
jobbing
واسطه بازرگانی
immediately
بدون واسطه
rug dealer
واسطه فرش
intermediate complex
کمپلکس واسطه
intermediate objective
هدف واسطه
intermediate layer
قشر واسطه
inductor
واسطه القاء
shelling
برنامه واسطه
mediums
میانجی واسطه
mediums
واسطه دلال
agents
واسطه عامل
onthat account
بان واسطه
agent
واسطه عامل
tumbler lever
اهرم واسطه
mean proportional
واسطه هندسی
post transition metals
فلزات پس واسطه
mediation
واسطه گری
tumble gear
چرخ واسطه
transition element
عنصر واسطه
standard interface
واسطه استاندارد
pander
واسطه کار بد
pandered
واسطه کار بد
medium
میانجی واسطه
shell
برنامه واسطه
intermediate coupling
پیوست واسطه
medium
واسطه دلال
real estate broker
واسطه املاک
pandering
واسطه کار بد
panderer
واسطه کار بد
owing to the fact that
به واسطه اینکه
relay station
ایستگاه واسطه
shipbroker
واسطه حمل
shells
برنامه واسطه
consolidation
ادغام دو یاچند موسسه
consolidation
ادغام دو یا چند موسسه
institute of materials management
موسسه مدیریت مواد
social service
موسسه تعاون اجتماعی
institute of purchasing and supply
موسسه خرید و عرضه
firm
کارخانه موسسه بازرگانی
nonprofit firm
موسسه غیر انتفاعی
shipping agent
موسسه حمل کالا
wiring
موسسه سیم سازی
firmer
کارخانه موسسه بازرگانی
carrier
موسسه حمل و نقل
establishment
موسسه دسته کارکنان
enterprise
موسسه یا بنگاه اقتصادی
charles babbage institute
موسسه چارلز بابیج
enterprises
موسسه یا بنگاه اقتصادی
jobholder
عضو ثابت موسسه
firms
کارخانه موسسه بازرگانی
joint enterprise
موسسه اقتصادی مشترک
establishments
موسسه دسته کارکنان
social welfare
موسسه رفاه اجتماعی
sovkhoz
موسسه کشاورزی وروستایی
carriers
موسسه حمل و نقل
firmest
کارخانه موسسه بازرگانی
jobbing
عمل واسطه گری
customs agent
واسطه کارهای گمرکی
customs broker
واسطه امور گمرکی
virgin medium
واسطه دست نخورده
indirect support
تکیه گاه بی واسطه
direct support
تکیه گاه بی واسطه
psychic
واسطه پدیده روحی
tumble gear
چرخ دنده واسطه
forwarding agent
واسطه حمل و نقل
transition series
گروه عناصر واسطه
inner transition elements
عناصر واسطه داخلی
immediacy
مستقیم و بی واسطه بودن
mediately
یا واسطه بطور ناراسته
brokers
واسطه معاملات بازرگانی
brokered
واسطه معاملات بازرگانی
intermediate frequency transformer
مبدل بسامد واسطه
intermediate contour
میزان منحنی واسطه
intermediate frequency amplifier
فزونساز بسامد واسطه
brokering
واسطه معاملات بازرگانی
interceder
شفاعت کننده واسطه
broker
واسطه معاملات بازرگانی
principal
رئیس موسسه اثاثه ارثی
principals
رئیس موسسه اثاثه ارثی
american national standards institute
موسسه ملی استانداردهای امریکا
actual carrier
موسسه حمل و نقل واقعی
firmer
واحد اقتصادی موسسه تجارتخانه
firmest
واحد اقتصادی موسسه تجارتخانه
firms
واحد اقتصادی موسسه تجارتخانه
social audit
ارزیابی عملکرد اجتماعی موسسه
clearinghouse
موسسه تهاتری لندن انبار
common carrier
موسسه حمل و نقل عمومی
contracting carrier
موسسه حمل و نقل موردقرارداد
private enterprise
اقتصاد ازاد موسسه خصوصی
firm
واحد اقتصادی موسسه تجارتخانه
international organisation for standard
موسسه بین المللی استاندارد
relays
ایستگاه واسطه مخابراتی رله
freight forwarder
واسطه حمل و نقل کالا
relayed
ایستگاه واسطه مخابراتی رله
leads
سیم واسطه زاویه پیشگیری
relay
ایستگاه واسطه مخابراتی رله
lead
سیم واسطه زاویه پیشگیری
icot
موسسه تکنولوژی کامپیوتر نسل جدید
haute couturer
موسسه طراحی لباس ومد بانوان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com