Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
electronic music
موسیقی الکترونیکی
Other Matches
solid-state
وسیله الکترونیکی که با اثرات سیگنالهای الکترونیکی یا مغناطیسی در ماده نیمه هادی کار میکند
play by ear
<idiom>
توانایی اجرای موسیقی تنها با گوش وبدون خواندن موسیقی
melodies
مجموعه نتهای موسیقی که پایه موسیقی را تشکیل میدهد
to sight-read something
از روی ورقه
[نت موسیقی]
آلت موسیقی بازی کردن
melody
مجموعه نتهای موسیقی که پایه موسیقی را تشکیل میدهد
electronic office
محل تجهیزات الکترونیکی دفتر الکترونیکی
MIDI Mapper
برنامه پشتیبانی شده با windows که به کاربران MIDI با تجربه امکان تغییر نحوه ارسال نت موسیقی به دستگاههای موسیقی به PC را بیان میکند
musicom
یک زبان برنامه نویسی تصنیفی که روش هایی برای تولید تصنیفهای موسیقی اصیل بعلاوه موسیقی ترکیبی ارائه میدهد
MIDI file
فایل ذخیره شده روی PC که حاوی نتهای موسیقی و اطلاعات صوتی است که توسط کارت وسط MIDI به قطعه موسیقی ارسال میشود
ebam
Addressed ElectricBeam دستگاه ذخیره الکترونیکی که از مدارهای الکترونیکی برای کنترل اشعهای از یک سطح نیمه هادی اکسید فلز خوانده یا در ان می نویسد استفاده میکندemory
cybernetics
مط العه روش حرکت ماشین الکترونیکی یا انسانی و نحوه تقلید ماشین الکترونیکی از رفتار و اعمال انسان
electronic element
بخش الکترونیکی قسمت الکترونیکی
paperless
شرکت الکترونیکی یا شرکتی که از کامپیوتر و سایر قط عات الکترونیکی برای کارهای شرکت استفاده میکند و از کاغذ استفاده نمیکند
electronic
کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
whitest
پایگاه داده کاربران و آدرس پست الکترونیکی آنها ذخیره شده در اینترنت که به سایر کاربران کمک میکند تا آدرس پست الکترونیکی را پیدا کنند
whiter
پایگاه داده کاربران و آدرس پست الکترونیکی آنها ذخیره شده در اینترنت که به سایر کاربران کمک میکند تا آدرس پست الکترونیکی را پیدا کنند
white
پایگاه داده کاربران و آدرس پست الکترونیکی آنها ذخیره شده در اینترنت که به سایر کاربران کمک میکند تا آدرس پست الکترونیکی را پیدا کنند
e mail
علامت اختصاری پست الکترونیکی پست الکترونیکی
electrosensitive printer
چاپگر حساس الکترونیکی چاپگر با حساسیت الکترونیکی
electro optics
وسایل نشانه روی الکترونیکی دوربینهای نشانه روی الکترونیکی
electronic
الکترونیکی
ragtime
در موسیقی
treble staff
موسیقی
ear for music
موسیقی
music
موسیقی
treble clef
موسیقی
electronic security
تامین الکترونیکی
electronic publishing
انتشارات الکترونیکی
electronic printer
چاپگر الکترونیکی
electronic pen
قلم الکترونیکی
adapter
وسیله الکترونیکی
electronic computer
کامپیوتر الکترونیکی
pos
قط ه فروش الکترونیکی
electronic navigation
ناوبری الکترونیکی
electrical interception
رهگیری الکترونیکی
electronic magazine
مجله الکترونیکی
electronic calculator
حسابگر الکترونیکی
electrical communications
ارتباطات الکترونیکی
elctron tube
لامپ الکترونیکی
electronic beam
اشعه ی الکترونیکی
electronic brain
مغز الکترونیکی
electronic components
اجزاء الکترونیکی
electronic control
تنظیم الکترونیکی
electronic control
کنترل الکترونیکی
electronic counter counter measures
اقدامات ضد ضد الکترونیکی
electronic counter measure
جنگهای الکترونیکی
electronic countermea sures
اقدامات ضد الکترونیکی
electronic control
فرمان الکترونیکی
e-mail
[short for electronic mail]
پست الکترونیکی
email
[short for electronic mail]
پست الکترونیکی
electronic mail
پست الکترونیکی
strobe
ا ز یک مدار الکترونیکی
computer
ماشین الکترونیکی
electronic element
عنصر الکترونیکی
graphics
وسیله الکترونیکی
computers
ماشین الکترونیکی
snail mail
و نه پست الکترونیکی
electronic filling
پر کردن الکترونیکی
electronic interfrence
تداخل الکترونیکی
electronic deception
فریب الکترونیکی
ambient music
موسیقی پس زمینه
musicians
موسیقی دان
musician
موسیقی دان
boogie
موسیقی راک
concertos
قطعه موسیقی
disco
موسیقی دیسکو
musicology
موسیقی شناسی
musicalness
برابری با موسیقی
musicalness
ذوق موسیقی
instrumentally
با الت موسیقی
instructor of music
مشاق موسیقی
background sound
موسیقی متن
concerto
قطعه موسیقی
musicality
ذوق موسیقی
musical instruments
الت موسیقی
musical instrument
الت موسیقی
music synthesizer
ایجادکننده موسیقی
music therapy
موسیقی درمانی
musical ability
توانش موسیقی
ragtime
موسیقی ضربی
music hall
سالن موسیقی
music halls
سالن موسیقی
carillons
زنگهای موسیقی
beat
ضربت موسیقی
beats
ضربت موسیقی
background sound
موسیقی پس زمینه
musical language
زبان موسیقی
background music
موسیقی پس زمینه
opus
قطعه موسیقی
opuses
قطعه موسیقی
musicality
برابری با موسیقی
background music
موسیقی متن
ambient music
موسیقی متن
boogies
موسیقی راک
musicologist
موسیقی شناس
computer music
موسیقی کامپیوتری
boogieing
موسیقی بوگی
boogieing
موسیقی راک
boogied
موسیقی بوگی
boogied
موسیقی راک
boogie
موسیقی بوگی
boleros
موسیقی بولرو
unvocal
بدون موسیقی
subdominant
نت چهارم موسیقی
pricks
نقطه نت موسیقی
pricking
نقطه نت موسیقی
pricked
نقطه نت موسیقی
boogies
موسیقی بوگی
chamber music
موسیقی مجلسی
discos
موسیقی دیسکو
carillon
زنگهای موسیقی
play music
موسیقی ساختن
noteless
غیر موسیقی
make music
موسیقی ساختن
fa
چهارمین نت موسیقی
noting
نت موسیقی نوشتن
notes
نت موسیقی نوشتن
note
نت موسیقی نوشتن
fortes
موسیقی بلند
forte
موسیقی بلند
philharmonic
عاشق موسیقی
devotion to music
دلبستگی به موسیقی
euterpe
الهه موسیقی
prick
نقطه نت موسیقی
quire
گروه کر
[موسیقی]
jazz
موسیقی جاز
edp manager
مدیرداده پردازی الکترونیکی
electronic warfare
میدان جنگ الکترونیکی
electronic voltmeter
ولت سنج الکترونیکی
bins
بلوک سه بعدی الکترونیکی
electronic spreadsheet
صفحه گسترده الکترونیکی
amusement arcade
سالن بازیهای الکترونیکی
electronic data processing
پردازش الکترونیکی داده
electronic power supply
منبع تغذیه الکترونیکی
electronic transfer of data
انتقال الکترونیکی اطلاعات
eft
انتقال الکترونیکی دارائی
integrate electronic component
قطعه الکترونیکی مجتمع
electronic fund transfer
ارسال الکترونیکی دارائی
electronic modulation
مدولاسیون اطلاعات الکترونیکی
electronic camputer
ماشین حساب الکترونیکی
electronic countermea sures
پیش گیریهای ضد الکترونیکی
eft
انتقال الکترونیکی سرمایه
electronic
الکترونیکی مربوط به الکترونیک
electrosensitive paper
کاغذ حساس الکترونیکی
bin
بلوک سه بعدی الکترونیکی
postlude
قطعه موسیقی پایان
timpano
دهل
[ساز موسیقی]
euphonium
یکجورالت موسیقی بادی
immusical
خارج ازقواعد موسیقی
glockenspiel
نوعی الت موسیقی
notes
اهنگ صدا نت موسیقی
gavotte
موسیقی این رقص
banstand
محل دستهء موسیقی
noting
اهنگ صدا نت موسیقی
note
اهنگ صدا نت موسیقی
percussion instrument
الات موسیقی ضربی
gavote
موسیقی این رقص
to play
[the]
harp
چنگ زدن
[موسیقی]
to harp
چنگ زدن
[موسیقی]
lyrical
غزلی موسیقی یا شعربزمی
reed
الت موسیقی بادی
symphonies
قطعه طولانی موسیقی
symphony
قطعه طولانی موسیقی
marching
موسیقی نظامی یا مارش
bandsman
عضو دستهء موسیقی
marches
موسیقی نظامی یا مارش
marched
موسیقی نظامی یا مارش
duo
اواز یا موسیقی دونفری
duos
اواز یا موسیقی دونفری
bandsmen
عضو دستهء موسیقی
march
موسیقی نظامی یا مارش
castanet
یک نوع الت موسیقی
musically
مطابق اصول موسیقی
timpano
کوس
[ساز موسیقی]
kettledrums
کوسها
[ساز موسیقی]
intermezzo
قطعه موسیقی کوتاه
timpani
کوسها
[ساز موسیقی]
kettledrums
دهل ها
[ساز موسیقی]
timpani
دهل ها
[ساز موسیقی]
kettledrums
تیمپانی ها
[ساز موسیقی]
timpani
تیمپانی ها
[ساز موسیقی]
plainsong
سرودمناجاتی و بدون موسیقی
dulcet
نوعی الت موسیقی
melodies
صدای موسیقی نوا
medley
قطعه موسیقی مختلط
medleys
قطعه موسیقی مختلط
Beautiful music ( weather ) .
موسیقی ( هوای ) قشنگ
soundtracks
موسیقی ضبط شده
soundtrack
موسیقی ضبط شده
soul music
موسیقی مذهبی سیاهپوستان
anvil
سندان
[آلت موسیقی]
melody
صدای موسیقی نوا
stroke
[guitar]
زدن
[گیتار]
[موسیقی]
octaves
نتهای هشتگانه موسیقی
octave
نتهای هشتگانه موسیقی
talent for musics
استعداد یا ذوق موسیقی
tablature
نوعی علائم موسیقی
playing
الت موسیقی نواختن
duet
قطعه موسیقی یا اوازدونفری
duets
قطعه موسیقی یا اوازدونفری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com