Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 270 (14 milliseconds)
English
Persian
jazz
موسیقی جاز
Search result with all words
nocturne
قطعه موسیقی دل انگیزو رویایی
nocturnes
قطعه موسیقی دل انگیزو رویایی
march
موسیقی نظامی یا مارش
marched
موسیقی نظامی یا مارش
marches
موسیقی نظامی یا مارش
marching
موسیقی نظامی یا مارش
harmonics
مبحث مطالعه خواص ومختصات اصوات موسیقی مبحث الحان موزون همسازها
tune
میزان کردن میزان کردن الت موسیقی یارادیو وغیره
tunes
میزان کردن میزان کردن الت موسیقی یارادیو وغیره
play
الت موسیقی نواختن
played
الت موسیقی نواختن
playing
الت موسیقی نواختن
plays
الت موسیقی نواختن
wind instrument
الات موسیقی بادی
wind instruments
الات موسیقی بادی
serenade
قطعه موسیقی عاشقانه
serenaded
قطعه موسیقی عاشقانه
serenades
قطعه موسیقی عاشقانه
serenading
قطعه موسیقی عاشقانه
music
موسیقی
quintet
قطعه موسیقی مخصوص ساز و اواز پنج نفری
quintets
قطعه موسیقی مخصوص ساز و اواز پنج نفری
band
دستهء موسیقی اتحاد
bands
دستهء موسیقی اتحاد
octave
نتهای هشتگانه موسیقی
octaves
نتهای هشتگانه موسیقی
cantata
شعری که با اوازیکنفری همراه موسیقی خوانده شود
cantatas
شعری که با اوازیکنفری همراه موسیقی خوانده شود
disc jockey
کسیکه در رادیو یا تلویزیون وسالن رقص صفحات موسیقی میگذارد
disc jockeys
کسیکه در رادیو یا تلویزیون وسالن رقص صفحات موسیقی میگذارد
suite
اتاق مجلل هتل قطعه موسیقی
suites
اتاق مجلل هتل قطعه موسیقی
melodies
صدای موسیقی نوا
melodies
مجموعه نتهای موسیقی که پایه موسیقی را تشکیل میدهد
melody
صدای موسیقی نوا
melody
مجموعه نتهای موسیقی که پایه موسیقی را تشکیل میدهد
combo
دسته کوچک موسیقی جاز
combos
دسته کوچک موسیقی جاز
beat
ضربت موسیقی
beats
ضربت موسیقی
trio
قطعه موسیقی مخصوص نواختن یاخواندن سه نفر
trios
قطعه موسیقی مخصوص نواختن یاخواندن سه نفر
compact
استانداردی که نحوه ذخیره سازی موسیقی به صورت مجموعهای از اعداد
compacted
استانداردی که نحوه ذخیره سازی موسیقی به صورت مجموعهای از اعداد
compacting
استانداردی که نحوه ذخیره سازی موسیقی به صورت مجموعهای از اعداد
compacts
استانداردی که نحوه ذخیره سازی موسیقی به صورت مجموعهای از اعداد
oratorio
قطعه موسیقی و اواز همراه با گفتار
oratorios
قطعه موسیقی و اواز همراه با گفتار
harmonica
الت موسیقی شبیه سنتور
harmonicas
الت موسیقی شبیه سنتور
High Mass
عشاء ربانی توام با موسیقی وبخور
medley
قطعه موسیقی مختلط
medleys
قطعه موسیقی مختلط
set piece
قطعه ادبی ویا موسیقی منفردومشخص
set pieces
قطعه ادبی ویا موسیقی منفردومشخص
balalaika
بالالایکا یکنوع الت موسیقی شبیه گیتار
balalaikas
بالالایکا یکنوع الت موسیقی شبیه گیتار
ballet
اسکی همراه با موسیقی وحرکات اکروباتیک
ballets
اسکی همراه با موسیقی وحرکات اکروباتیک
offbeat
قطعه موسیقی ناهماهنگ مغایر
melodrama
نمایش توام با موسیقی واوازکه پایانی خوش داشته باشد عشق خوش فرجام
melodramas
نمایش توام با موسیقی واوازکه پایانی خوش داشته باشد عشق خوش فرجام
piano
ارام بنوازید قطعه موسیقی اهسته وارام
pianos
ارام بنوازید قطعه موسیقی اهسته وارام
imbroglio
قطعه موسیقی درهم امیخته و نامرتب مسئله غامض
imbroglios
قطعه موسیقی درهم امیخته و نامرتب مسئله غامض
duet
قطعه موسیقی یا اوازدونفری
duets
قطعه موسیقی یا اوازدونفری
prick
نقطه نت موسیقی
pricked
نقطه نت موسیقی
pricking
نقطه نت موسیقی
pricks
نقطه نت موسیقی
chime
ترتیب زنگهای موسیقی
chimed
ترتیب زنگهای موسیقی
chimes
ترتیب زنگهای موسیقی
chiming
ترتیب زنگهای موسیقی
forte
موسیقی بلند
fortes
موسیقی بلند
montage
قطعه ادبی یا موسیقی مرکب از قسمتهای گوناگون تهیه عکسهای بهم پیوسته
montages
قطعه ادبی یا موسیقی مرکب از قسمتهای گوناگون تهیه عکسهای بهم پیوسته
note
اهنگ صدا نت موسیقی
note
نت موسیقی نوشتن
notes
اهنگ صدا نت موسیقی
notes
نت موسیقی نوشتن
noting
اهنگ صدا نت موسیقی
noting
نت موسیقی نوشتن
saxophone
نوعی الت موسیقی بادی
saxophones
نوعی الت موسیقی بادی
glee
ساز و نواز اسباب موسیقی
rhapsodies
قطعه موسیقی ممزوج و احساساتی
rhapsody
قطعه موسیقی ممزوج و احساساتی
quartet
قطعه موسیقی مخصوص چهارتن خواننده یا نوازنده گروه چهارتنی که قطعهای رابسرایند.
quartets
قطعه موسیقی مخصوص چهارتن خواننده یا نوازنده گروه چهارتنی که قطعهای رابسرایند.
carillon
زنگهای موسیقی
carillons
زنگهای موسیقی
lyrical
غزلی موسیقی یا شعربزمی
reed
الت موسیقی بادی
symphonies
قطعه طولانی موسیقی
symphony
قطعه طولانی موسیقی
duo
اواز یا موسیقی دونفری
Other Matches
play by ear
<idiom>
توانایی اجرای موسیقی تنها با گوش وبدون خواندن موسیقی
to sight-read something
از روی ورقه
[نت موسیقی]
آلت موسیقی بازی کردن
musicom
یک زبان برنامه نویسی تصنیفی که روش هایی برای تولید تصنیفهای موسیقی اصیل بعلاوه موسیقی ترکیبی ارائه میدهد
MIDI Mapper
برنامه پشتیبانی شده با windows که به کاربران MIDI با تجربه امکان تغییر نحوه ارسال نت موسیقی به دستگاههای موسیقی به PC را بیان میکند
MIDI file
فایل ذخیره شده روی PC که حاوی نتهای موسیقی و اطلاعات صوتی است که توسط کارت وسط MIDI به قطعه موسیقی ارسال میشود
treble staff
موسیقی
ragtime
در موسیقی
treble clef
موسیقی
ear for music
موسیقی
musicalness
برابری با موسیقی
musicalness
ذوق موسیقی
musicology
موسیقی شناسی
musicologist
موسیقی شناس
noteless
غیر موسیقی
philharmonic
عاشق موسیقی
musicality
ذوق موسیقی
instrumentally
با الت موسیقی
opus
قطعه موسیقی
opuses
قطعه موسیقی
concerto
قطعه موسیقی
concertos
قطعه موسیقی
musician
موسیقی دان
musicians
موسیقی دان
instructor of music
مشاق موسیقی
fa
چهارمین نت موسیقی
euterpe
الهه موسیقی
computer music
موسیقی کامپیوتری
devotion to music
دلبستگی به موسیقی
musicality
برابری با موسیقی
musical language
زبان موسیقی
musical ability
توانش موسیقی
musical instrument
الت موسیقی
musical instruments
الت موسیقی
music therapy
موسیقی درمانی
music synthesizer
ایجادکننده موسیقی
ragtime
موسیقی ضربی
music hall
سالن موسیقی
music halls
سالن موسیقی
electronic music
موسیقی الکترونیکی
boogie
موسیقی راک
make music
موسیقی ساختن
unvocal
بدون موسیقی
play music
موسیقی ساختن
ambient music
موسیقی متن
boleros
موسیقی بولرو
background music
موسیقی متن
boogie
موسیقی بوگی
discos
موسیقی دیسکو
disco
موسیقی دیسکو
chamber music
موسیقی مجلسی
boogies
موسیقی بوگی
boogies
موسیقی راک
boogieing
موسیقی بوگی
boogieing
موسیقی راک
boogied
موسیقی بوگی
boogied
موسیقی راک
background sound
موسیقی متن
quire
گروه کر
[موسیقی]
subdominant
نت چهارم موسیقی
ambient music
موسیقی پس زمینه
background music
موسیقی پس زمینه
background sound
موسیقی پس زمینه
glockenspiel
نوعی الت موسیقی
Beautiful music ( weather ) .
موسیقی ( هوای ) قشنگ
gavotte
موسیقی این رقص
gavote
موسیقی این رقص
euphonium
یکجورالت موسیقی بادی
soundtrack
موسیقی ضبط شده
soundtracks
موسیقی ضبط شده
etude
قطعهء موسیقی کوتاه
soul music
موسیقی مذهبی سیاهپوستان
immusical
خارج ازقواعد موسیقی
anvil
سندان
[آلت موسیقی]
percussion instrument
الات موسیقی ضربی
tablature
نوعی علائم موسیقی
talent for musics
استعداد یا ذوق موسیقی
tin pan alley
جماعت موسیقی دانان
intermezzo
قطعه موسیقی کوتاه
stroke
[guitar]
زدن
[گیتار]
[موسیقی]
postlude
قطعه موسیقی پایان
timpani
دهل ها
[ساز موسیقی]
kettledrums
تیمپانی ها
[ساز موسیقی]
timpani
تیمپانی ها
[ساز موسیقی]
timpani
کوسها
[ساز موسیقی]
kettledrums
کوسها
[ساز موسیقی]
timpano
دهل
[ساز موسیقی]
timpano
کوس
[ساز موسیقی]
to harp
چنگ زدن
[موسیقی]
to play
[the]
harp
چنگ زدن
[موسیقی]
musically
مطابق اصول موسیقی
bandsmen
عضو دستهء موسیقی
bandsman
عضو دستهء موسیقی
plainsong
سرودمناجاتی و بدون موسیقی
dulcet
نوعی الت موسیقی
banstand
محل دستهء موسیقی
castanet
یک نوع الت موسیقی
duos
اواز یا موسیقی دونفری
kettledrums
دهل ها
[ساز موسیقی]
He is a mediocre musician .
موسیقی دان پرمایه یی نیست
preattunement
کوک از قبل
[آلت موسیقی]
midi
میانجی رقمی الات موسیقی
musical instrument digital interface
میانجی رقمی الات موسیقی
orpheus
ارفیوس موسیقی دادن و شاعر
range of music
حدود یا میدان علم موسیقی
reed organ
یکنوع الت موسیقی بادی
masque
نمایش توام با موسیقی ورقص
fugue
نوعی الت بادی موسیقی
fugues
نوعی الت بادی موسیقی
accent mark
یکی از علائم تکیه در موسیقی
cithara
یکنوع الت موسیقی قدیمی
sext
یک ششم نوعی الت موسیقی
phrasing
ترتیب بندی قطعات موسیقی
go-go
وابسته به رقص با موسیقی راک
go-go
وابسته به رقصگر موسیقی راک
mi
سومین نوت گام دیاتونیک موسیقی
ocarina
نوعی الت موسیقی شبیه نای
high fidelity music reproducing system
سیستم بازیابی موسیقی باکیفیت عالی
harmonist
موسیقی دان متخصص تطبیق روایات
woodwind
موسیقی برای سازهای بادی چوبی
composer
آهنگ ساز
[بیشتر موسیقی کلاسیک]
tone deaf
فاقد حساسیت نسبت به اهنگ موسیقی
tone-deaf
فاقد حساسیت نسبت به اهنگ موسیقی
aeolian harp
آلت موسیقی بادی شبیه به جعبه
apollo
خدای افتاب وزیبایی و شعر و موسیقی
audiophile
شخص موسیقی دوست علاقمند بموسیقی
celesta
نوعی الت موسیقی شبیه پیانو
earless
بی دسته فاقدگوش موسیقی یاگوش ضربی
ukulele
یک نوع الت موسیقی شبیه گیتار
reed stop
کلید یا جا انگلشتی الات موسیقی بادی
reed pipe
لوله یا نای الات موسیقی بادی
schmaltz
موسیقی یااثرهنری خیال انگیز ورویایی
schmaltzy
موسیقی یااثرهنری خیال انگیز ورویایی
seashore musical ability tests
آزمون های استعداد موسیقی سیشور
schmalz
موسیقی یااثر هنری خیال انگیزورویایی
theme song
ملودی یا قطعه موسیقی تکرار شونده
tin pan alley
کوچه موسیقی دانان واهنگ سازان
prescore
ضبط صدا یا موسیقی فیلم قبل از فیلمبرداری
to perform a piece of music
قطعه موسیقی رادرست درساز ادا کردن
capriccio
قطعه موسیقی ازاد با ضرب نشاط اور
to let music wash over somebody
به موسیقی متن گوش دادن
[اصطلاح روزمره]
music mistress
بانویی که موزیک یاد میدهد معلمه موسیقی
pasticcqo
قطعه موسیقی که ازچندین جاگرفته شده باشد
music track
تیتر موسیقی
[روی محیط ضبط صوت]
track
[on a sound recording medium]
تیتر موسیقی
[روی محیط ضبط صوت]
acid house party
نوعی مهمانی که به صورت مخفی برگزار میشود و در آن موسیقی
music chip
مدار مجتمع قادر به تولید صوت موسیقی و tane
to blast something
با صدای خیلی بلند بازی کردن
[آلت موسیقی]
phonoscope
التی که بدان سیمهای ادوات موسیقی ازموده میشوند
hurdy gurdy
نوعی الت موسیقی که باگرداندن دستهای کار میکند
quintette
قطعه موسیقی مخصوص ساز و اواز پنج نفری
polytonal
وابسته به استفاده ازچند کلید یا چند لحن موسیقی در یک وهله
tuning pipe
نای مخصوص کوک ومیزان کردن بعضی الات موسیقی
sheet music
نتهای موسیقی که روی صفحات جدا از هم چاپ شده است
fugue
قطعه موسیقی که دران چند تن پشت سرهم دنباله اواز را میگیرند
music stands
میزی که نت های موسیقی را روی آن گذاشته و جلو نوازنده قرار میدهند
CD DA
استاندارد مربوط به نحوه ذخیره سازی موسیقی به صورت مجموعهای از اعداد
CD audio
استاندارد مربوط به نحوه ذخیره سازی موسیقی به صورت مجموعهای از اعداد
fugues
قطعه موسیقی که دران چند تن پشت سرهم دنباله اواز را میگیرند
quartette
قطعه موسیقی مخصوص چهارتن خواننده یا نوازنده گروه چهارتنی که قطعهای رابسرایند.
acid house
نوعی موسیقی رقص کهاصولا با استفاده از مواد مخدر توهمزا همراه است
rhythm-and-blues
نام نوعی موسیقی مردمی امریکایی که ریتم تند دارد و از آن مشتق شده
monochord
الت یک سیمه که برای نمایش نسبت میان صداهای موسیقی بکار میرود
wavetable
حافظه در کارت صوتی که حاوی دستگاه ضبط دستگاههای موسیقی واقعی که اجرا می شوند است
musical chairs
نوعی بازی که بازیکنان در حرکتاند و وقتی موسیقی متوقف شد مینشینند و هر کس بی صندلی باشد باخته است
fugal
وابسته به قطعهای موسیقی که دران چند تن پشت سرهم دنباله اواز را میگیرند نوعی ماشین پشم خشک کن
baroque
وابسته به سبک معماری در قرن هیجدهم سبک بیقاعده وناموزون موسیقی
polyphone
جعبه موسیقی حرف دو صوتی یا چند صوتی
to strike
زدن
[ضربه زدن]
[آلت موسیقی]
association for computers and humanities
یک سازمان بین المللی که مشوق تحقیقات در زبان مطالعات ادبی تاریخی انسان شناسی و علوم اجتماعی به کمک کامپیوتر واستفاده از ان در افرینش ومطالعه هنر و موسیقی ورقص میباشد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com