English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 226 (12 milliseconds)
English Persian
guided missile موشک هدایت شونده
guided missiles موشک هدایت شونده
Search result with all words
sprint نوعی موشک ضد موشک هدایت شونده زمین به هوا با کلاهک اتمی
sprinted نوعی موشک ضد موشک هدایت شونده زمین به هوا با کلاهک اتمی
sprints نوعی موشک ضد موشک هدایت شونده زمین به هوا با کلاهک اتمی
falcon موشک هدایت شونده هوا به هوای فالکن
falcons موشک هدایت شونده هوا به هوای فالکن
mace نوعی موشک هدایت شونده که با انرژی جنبشی هدایت میشود
maces نوعی موشک هدایت شونده که با انرژی جنبشی هدایت میشود
cruise missile موشک هدایت شونده کروز
cruise missiles موشک هدایت شونده کروز
terrier نوعی موشک زمین به هوا باسوخت جامد و هدایت شونده
terriers نوعی موشک زمین به هوا باسوخت جامد و هدایت شونده
sparrow نوعی موشک هوا به هوای هدایت شونده
sparrows نوعی موشک هوا به هوای هدایت شونده
armstrong سیستم عمل کننده فرامین موشک هدایت شونده
bull pup نوعی موشک هدایت شونده هوا به زمین
entac موشک ضد تانک هدایت شونده فرانسوی
free rocket موشک غیر هدایت شونده
guided missile cruiser زره شکن حامل موشک هدایت شونده
homing phase مرحلهای از پرواز موشک هدایت شونده بین نیمه مسیرو نزدیک هدف
mauler نوعی موشک هدایت شونده باسکوی خود کششی مخصوص پدافند هوایی
nike ajax نوعی موشک ضد هوایی هدایت شونده
nike hercules موشک ضد هوایی نایک هرکولس هدایت شونده
pgm نوعی موشک هدایت شونده
regulus نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
Other Matches
celestial guidance سیستم هدایت نجومی موشک هدایت موشک یا قمرمصنوعی با استفاده از صورفلکی
beamrider موشک هدایت شوندهای که به وسیله اشعه رادار هدایت میشود
homing guidance هدایت هواپیما یا موشک بااستفاده از امواج رادار هدایت الکترونیکی
terminal guidance هدایت موشک در مراحل اخرمسیر هدایت هواپیما ازفرودگاه یا به فرودگاه
inertial guidance سیستم هدایت داخلی موشک هدایت خودکار
stellar guidance سیستم هدایت نجومی موشکهای هدایت شونده
midcourse guidance هدایت موشک در مسیر میانه یا مسیر پرواز ازاد موشک
guded missile موشک هدایت شوند
laser guidance هدایت لیزری بمب یا موشک
vectored thrust تراست هدایت شونده
vectored تراست هدایت شونده
guided weapon جنگ افزار هدایت شونده
pursuit navigation ناوبری و هدایت موشک باامواج الکترونیکی تا هدف
proportional navigating هدایت موشک به طورهماهنگ با مسیر تعیین شده
pseudopursuit navigation ناوبری و هدایت موشک فقط در سمت هدف
controlling وسیله تغییرسمت و مسیر هواپیما دستگاه هدایت موشک
director هواپیمایی قادر به هدایت یک رسانگر بدون سرنشین یا یک موشک
controls وسیله تغییرسمت و مسیر هواپیما دستگاه هدایت موشک
directors هواپیمایی قادر به هدایت یک رسانگر بدون سرنشین یا یک موشک
control وسیله تغییرسمت و مسیر هواپیما دستگاه هدایت موشک
remotely piloted هدایت شونده از راه دور هواپیمای بدون راننده
rocketeer هدایت کننده پرتابه یا موشک دانشمند پرتابه شناس
guidance هدایت کردن وسیله یا هواپیمامنطقه پوشش سیستم هدایت هواپیما منطقه زیر پوشش سیستم هدایت
guidance هدایت کردن سیستم هدایت هدایت
missilery موشک شناسی مبحث ساختمان وپرتاب موشک
missilry موشک شناسی مبحث ساختمان وپرتاب موشک
self reacting بطور خودکار متعادل شونده خود بخود تطبیق شونده
precipitating غیرمحلول وته نشین شونده جسم تعلیق شونده یامتراسب
precipitates غیرمحلول وته نشین شونده جسم تعلیق شونده یامتراسب
precipitated غیرمحلول وته نشین شونده جسم تعلیق شونده یامتراسب
precipitate غیرمحلول وته نشین شونده جسم تعلیق شونده یامتراسب
fighter direction هدایت کردن هواپیماهای شکاری هدایت جنگنده ها ازروی ناو
little john موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
subroc موشک نصب شده روی زیردریایی موشک مخصوص زیردریایی
cut off velocity سرعت موشک در لحظه جداشدن موتور سرعت صعودنهایی موشک
conductance ضریب هدایت قدرت هدایت
gyro pilot سیستم هدایت خودکار ناو هدایت ژیروسکوپی ناو هدایت نجومی خودکار ناو
refire time زمان لازم بد از پرتاب موشک برای اماده شدن سکوی پرتاب برای موشک بعد
surface missile موشک زمین به زمین موشک سطح به سطح موشک سطحی
apogee زاویه انحراف ثقل موشک زاویه انحراف مرکز ثقل موشک در روی مسیر
azimuth guidance هدایت هواپیما از نظر سمتی هدایت سمتی هواپیما
rockets موشک
rocketing موشک
ballistic missiles موشک
rocketed موشک
rocket موشک
missiles موشک
ballistic missile موشک
missile موشک
antimissile missile موشک ضد موشک
torpedoes موشک ضد زیردریایی
boosted rocket موشک ازاد
atom rocket موشک اتمی
torpedoing موشک ضد زیردریایی
skyrocket موشک هوایی
redeye موشک ردای
torpedoed موشک ضد زیردریایی
torpedo موشک ضد زیردریایی
bomarc موشک بومارک
air a موشک جنی
aerodynamic missile موشک ایرودینامیکی
adm 0 موشک کویل
skyrockets موشک هوایی
skyrocketing موشک هوایی
projectile مرمی موشک
dizgig موشک یکجورفرفره
skyrocketed موشک هوایی
rocket launcher موشک انداز
archer موشک صوتی
archers موشک صوتی
hercules موشک هرکولس
free rocket موشک ازاد
free flight موشک ازاد
lacrosse موشک لاکروس
missiles گلوله موشک
missile launcher موشک انداز
missile گلوله موشک
ballistic missile موشک بالیستیکی
ballistic missiles موشک بالیستیکی
ogive پرتابه یا موشک
tow کشیدن موشک تو
tows کشیدن موشک تو
rocket launchers موشک انداز
missile man موشک انداز
rocket control کنترل موشک
flare موشک منور
hawked موشک هاوک
tactical missile موشک رزمی
hawks موشک هاوک
ram موشک رام
corporal موشک کورپورال
sky rocket موشک هوایی
rammed موشک رام
corporals موشک کورپورال
hawk موشک هاوک
flares موشک منور
tactical missile موشک جنگی
rocket sonde موشک هواشناسی
styx موشک استایکس
cruise missiles موشک کروز
tinfish موشک ضد زیردریایی
rocket engine موتور موشک
cruise missile موشک کروز
rocket fuel سوخت موشک
rocketry فن پرتاب موشک
rams موشک رام
landing فرود [هواپیما یا موشک]
launch a missile موشک پرتاب کردن
missile launch rail ریل فراگیرنده موشک
rocketed موشک وار رفتن
nike x موشک نایک ایکس
rocket موشک وار رفتن
rocket propulsion فشارعقب نشینی موشک
rocketing موشک وار رفتن
missile destroyer ناوشکن موشک انداز
motor tube استوانه موتور موشک
sidewinder نوعی موشک ضد هوایی
sustainer خرج تکمیلی موشک
warhead کلاهک موشک سر جنگی
liquid propellant سوخت مایع موشک
launching site سکوی پرتاب موشک
launching area محل پرتاب موشک
missiles موشک باران کردن
launcher وسیله پرتاب موشک
dragon اژدها موشک دراگون
dragons اژدها موشک دراگون
missile موشک باران کردن
rockets موشک وار رفتن
step rocket موشک چند طبقه
rocket launchers سکوی پرتاب موشک
bull pup موشک بال پاپ
stage مراحل مختلف یک موشک
stages مراحل مختلف یک موشک
warheads کلاهک موشک سر جنگی
air to surface missile موشک هوا به زمین
air to underwater missile موشک هوا به زیر اب
airbreathing missile موشک مکنده هوا
nose دماغه کلاهک موشک
antitank launcher موشک انداز ضد تانک
hard missile base پایگاه مستحکم موشک
launching pads باند پرتاب موشک
launching pads سکوی پرتاب موشک
launching pad باند پرتاب موشک
noses دماغه کلاهک موشک
rocket launcher سکوی پرتاب موشک
honest john موشک هانست جان
rocket propulsion فشار پرتاب موشک
launching pad سکوی پرتاب موشک
sounding rocket موشک اکتشاف تغییرات جوی
mandrel قالب مخصوص خرج موشک
nike zeus موشک نایک زئوس ضد هوایی
rocket ship موشک یا پرتابه فضا پیما
barrage rocket موشک مخصوص تهیه سداتش
intermediate range ballistic missile موشک بالستیک میان برد
missile crusier رزم ناو موشک انداز
lift off بلند شدن هواپیما یا موشک
aborting سقوط کردن موشک یا هواپیما
height of site ارتفاع سکوی موشک یاموضع
sidewinder موشک هوا به هوای سایدویندر
aborts سقوط کردن موشک یا هواپیما
abort سقوط کردن موشک یا هواپیما
aborted سقوط کردن موشک یا هواپیما
guided missile destroyer ناو شکن موشک انداز
aeroballistics فن پرتاب گلوله یا موشک درفضا
medium range ballistic missile موشک بالستیک میان برد
terne نوعی موشک ضد زیردریایی نروژی
jupiter نوعی موشک زمین به هواست
deliquescent اب شونده
vimineous خم شونده
squashy له شونده
step down کم شونده
diminishing کم شونده
folding تا شونده
command destruct signal علامت تخریب موشک با فرمان دور
hard base سکوی پرتاب موشک ضد ترکش اتمی
skyrocketed مثل موشک بهوا پرتاب کردن
soft missile base سکوی بدون حفاظ پرتاب موشک
launching pads سکوی پرتاب موشک یا جنگ افزار
skyrocket مثل موشک بهوا پرتاب کردن
skyrocketing مثل موشک بهوا پرتاب کردن
destruct خرابی عمدی موشک قبل ازپرتاب ان
launching pad سکوی پرتاب موشک یا جنگ افزار
davy crocket موشک دریا بدریای دیوی کروکت
squibs یک نوع چاشنی مخصوص در مداراتش موشک
squib یک نوع چاشنی مخصوص در مداراتش موشک
skyrockets مثل موشک بهوا پرتاب کردن
terminal phase مرحله اخر مسیر حرکت موشک
surface to air missile موشک زمین به هوا موشکهای ضد هوایی
talos نوعی موشک دریایی زمین به هوا
flight readiness firing ازمایش سریع امادگی پرتاب موشک
reentry phase مرحله دخول مجدد موشک درجو
accumulatively بطورجمع شونده
clastic تقسیم شونده
evanescent محو شونده
assimilatory هم جنس شونده
combinatory ترکیب شونده
fly table میز تا شونده
foldaway کوچک شونده
erubescent سرخ شونده
emissive خارج شونده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com