English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
sidewinder موشک هوا به هوای سایدویندر
Other Matches
sparrow نوعی موشک هوا به هوای هدایت شونده
sparrows نوعی موشک هوا به هوای هدایت شونده
falcon موشک هدایت شونده هوا به هوای فالکن
falcons موشک هدایت شونده هوا به هوای فالکن
genies موشک هوا به هوای ازاد باکلاهک اتمی
genie موشک هوا به هوای ازاد باکلاهک اتمی
tartars نوعی موشک زمین به هوای دریایی غیر اتمی
tartar نوعی موشک زمین به هوای دریایی غیر اتمی
redeye موشک زمین به هوای ردای که از روی دوش تیراندازی میشود
typhoons نوعی موشک زمین به هوای دریایی برای هواپیماهای سریع السیر درفواصل کوتاه
typhoon نوعی موشک زمین به هوای دریایی برای هواپیماهای سریع السیر درفواصل کوتاه
plenum method طریقه تهویه مکانی بوسیله بزورداخل کردن هوای تازه دران هوای رابیرون کند
sprints نوعی موشک ضد موشک هدایت شونده زمین به هوا با کلاهک اتمی
sprint نوعی موشک ضد موشک هدایت شونده زمین به هوا با کلاهک اتمی
sprinted نوعی موشک ضد موشک هدایت شونده زمین به هوا با کلاهک اتمی
fog lookouts دیدبانهای هوای نامساعد دیدبان هوای بد
missilery موشک شناسی مبحث ساختمان وپرتاب موشک
missilry موشک شناسی مبحث ساختمان وپرتاب موشک
celestial guidance سیستم هدایت نجومی موشک هدایت موشک یا قمرمصنوعی با استفاده از صورفلکی
little john موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
subroc موشک نصب شده روی زیردریایی موشک مخصوص زیردریایی
cut off velocity سرعت موشک در لحظه جداشدن موتور سرعت صعودنهایی موشک
midcourse guidance هدایت موشک در مسیر میانه یا مسیر پرواز ازاد موشک
turbocharger گرم کننده هوای کاربوراتور انباره هوای کاربوراتور
refire time زمان لازم بد از پرتاب موشک برای اماده شدن سکوی پرتاب برای موشک بعد
surface missile موشک زمین به زمین موشک سطح به سطح موشک سطحی
turbojet توربین هوای فشرده کمپرسور هوای فشرده
effluvium پخش بخارج هوای گرفته و خفه استشمام هوای خفه و گرفته
apogee زاویه انحراف ثقل موشک زاویه انحراف مرکز ثقل موشک در روی مسیر
petticoatsfever هوای زن
air blast هوای دم
moist air هوای تر
blast roasting تشویه با هوای دم
In the open air. در هوای آزاد.
humid air هوای نمناک
air breathing هوای تنفسی
agglutinant هوای التیام
swelter هوای گرم
broken weather هوای بی قرار
raininess هوای بارانی
queen's weather هوای باز
heavy weather هوای طوفانی
carburetor air هوای کاربراتور
heavy weather هوای خراب
secondry air هوای ثانویه
adverse weather هوای نامساعد
the open هوای ازاد
passion هوای نفس
swelters هوای گرم
sweltered هوای گرم
temperate climate اب و هوای معتدل
intake air هوای ورودی
air هوای دم هوا
aired هوای دم هوا
airs هوای دم هوا
stable air هوای پایدار
hot blast هوای دم داغ
liquid air هوای مایع
circulationg air هوای در گردش
foul weather هوای خراب
low air pressure فشار هوای کم
dead air هوای راکد
marine climate اب و هوای دریایی
marsh malaria هوای مردابی
out of doors در هوای ازاد
forced draft هوای با فشار
drippy هوای گرفته
humid air هوای شرجی
emergency air هوای اضطراری
exhaust air هوای خروجی
foul weather هوای نامساعد
compressed air هوای فشرده
compressed air هوای متراکم
out of door در هوای ازاد
open air در هوای ازاد
fair weather دارای هوای صاف
dusk هوای گرگ ومیش
free living تسلیم هوای نفس
lowers هوای گرفته وابری
blast هوای دم کوره بلند دم
tire inflation فشار هوای لاستیک
liquid air container مخزن هوای مایع
twilight هوای گرگ ومیش
lower هوای گرفته وابری
tire pressure فشار هوای لاستیک
lowering هوای گرفته وابری
choke damp دم :هوای ته چاه یاکان
forced draft هوای تحت فشار
blasts هوای دم کوره بلند دم
lowered هوای گرفته وابری
intake air هوای مکیده شده
intake air heater گرمکن هوای ورودی
cooling air هوای سرد کننده
liquid air هوای مایع شده
bleed air هوای کمپرس شده
blow cold هوای سرد دمیدن
blow hot هوای گرم دمیدن
open exercise ورزش در هوای ازاد
out door court زمین هوای ازاد
owl light هوای گرگ و میش
cooling blower دمنده هوای سرد
oh what a nasty weather چه هوای کثیفی است
air tank کپسول هوای غواصی
effulge برق هوای باز
hot blast main هدایت هوای دم داغ
hot blast cupola کوپل هوای گرم
mouthguard لوله هوای غواص
caisson foundation پی سازی با هوای فشرده
air compressor هوای فشرده ساز
secondary airflow جریان هوای فرعی
saturated air هوای اشباع شده
lour هوای گرفته وابریwerewolf
cold spell or cold snap <idiom> یک جعبه هوای سرد
Beautiful music ( weather ) . موسیقی ( هوای ) قشنگ
heatwaves هوای گرم طولانی
heatwaves موج هوای گرم
heatwave هوای گرم طولانی
cold fronts پیشان هوای سرد
cold fronts جبهه هوای سرد
cold front پیشان هوای سرد
outdoorsy <adj.> عاشق هوای آزاد
cold front جبهه هوای سرد
mouthpiece لوله هوای غواص
mouthpieces لوله هوای غواص
acclimated به اب و هوای جدید خو گرفتن
acclimating به اب و هوای جدید خو گرفتن
torchlight هوای گرگ ومیش
acclimates به اب و هوای جدید خو گرفتن
acclimate به آب و هوای جدید خو گرفتن
warm front جبهه هوای گرم
ego trip تسلیم به هوای نفس
ego trips تسلیم به هوای نفس
warm fronts جبهه هوای گرم
heatwave موج هوای گرم
rockets موشک
rocketing موشک
antimissile missile موشک ضد موشک
rocketed موشک
rocket موشک
ballistic missile موشک
missiles موشک
missile موشک
ballistic missiles موشک
To cherish a desire for something . هوای چیزی ؟ ؟ درسر پروراندن
brisk air هوای خنک و فرح بخش
thermostats تنظیم کننده هوای سرد
terrestrial environment وضع عوارض و اب و هوای زمین
smog هوای الوده به دود وبخار
air lift دستگاه ابکش با هوای فشرده
caliduct پخش کننده هوای گرم
inclement weather هوای بسیار سرد یا طوفانی
Keep an eye on things. هوای کاررا داشته باش
heaving رقص ناو در هوای طوفانی
thermostat تنظیم کننده هوای سرد
To have a fancy for something . هوای چیزی را درسر داشتن
storm door درب عایق هوای توفانی
sensualize پیروی از هوای نفس کردن
self will خود رایی هوای نفس
acclimatation توافق بااب و هوای یک محیط
acclimation اعتیاد به اب و هوای جدید سازش
acclimatization توافق بااب و هوای یک محیط
acclimatization عادت کردن به هوای کوهستان
air space قشر هوای دیوار خالی
fair-weather خوب هنگام هوای صاف
sensualist پیرو هوای نفس واحساس
boosted rocket موشک ازاد
torpedoed موشک ضد زیردریایی
torpedoes موشک ضد زیردریایی
flares موشک منور
cruise missile موشک کروز
cruise missiles موشک کروز
dizgig موشک یکجورفرفره
flare موشک منور
ogive پرتابه یا موشک
lacrosse موشک لاکروس
corporal موشک کورپورال
rammed موشک رام
atom rocket موشک اتمی
archers موشک صوتی
hawk موشک هاوک
hawked موشک هاوک
free flight موشک ازاد
ram موشک رام
missile launcher موشک انداز
hawks موشک هاوک
hercules موشک هرکولس
free rocket موشک ازاد
corporals موشک کورپورال
archer موشک صوتی
tinfish موشک ضد زیردریایی
missile man موشک انداز
rams موشک رام
ballistic missiles موشک بالیستیکی
skyrockets موشک هوایی
tactical missile موشک رزمی
aerodynamic missile موشک ایرودینامیکی
air a موشک جنی
skyrocketed موشک هوایی
rocketry فن پرتاب موشک
rocket sonde موشک هواشناسی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com