Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
soricine
موش پوزه دراز شبیه موش پوزه دراز
Other Matches
proboscis
پوزه دراز
proboscises
پوزه دراز
mygale
موش پوزه دراز
mongoose
میمون پوزه دراز
mongooses
میمون پوزه دراز
pteropus
شبپره میوه خور که پوزه اش مانند پوزه روباه است
nuzzling
با پوزه کاویدن یا بو کردن پوزه بخاک مالیدن
nuzzle
با پوزه کاویدن یا بو کردن پوزه بخاک مالیدن
nuzzled
با پوزه کاویدن یا بو کردن پوزه بخاک مالیدن
nuzzles
با پوزه کاویدن یا بو کردن پوزه بخاک مالیدن
double-bellid
[صراحی شکل شبیه دو کمان دراز]
snouts
پوزه
muzzle
پوزه
ice foot
یخ پوزه
beak
پوزه
muzzled
پوزه
muzzles
پوزه
muzzling
پوزه
beaks
پوزه
noses
پوزه
nose
پوزه
snout
پوزه
muzzled
پوزه بند
muzzles
پوزه بند
muzzled
پوزه بندزدن
barnacle
پوزه بند
muzzles
پوزه بندزدن
muzzling
پوزه بند
routed
با پوزه کاویدن
muzzling
پوزه بندزدن
rostrums
منقار پوزه
rostrum
منقار پوزه
rostra
منقار پوزه
routs
با پوزه کاویدن
nozzle
پوزه دهانک
rout
با پوزه کاویدن
nozzles
پوزه دهانک
snoutish
پوزه وار
snouty
پوزه وار
muzzle
پوزه بند
snouts
پوزه درازجانور
snout
پوزه زدن به
muzzle
پوزه بندزدن
snout
پوزه درازجانور
neb
پوزه دهان
nosepiece
پوزه بند
snouts
پوزه زدن به
barnacle
پوزه بند یامهاراسب
lemur
میمون پوزه دارماداگاسکار
snoozle
پوزه بخاک مالیدن
lemurs
میمون پوزه دارماداگاسکار
unmuzzle
پوزه بند را باز کردن
gag
پوزه بند بستن محدود کردن
gags
پوزه بند بستن محدود کردن
gagged
پوزه بند بستن محدود کردن
gagging
پوزه بند بستن محدود کردن
longest
دراز
longer
دراز
oblongated
دراز
lengthwise
دراز
longs
دراز
long headed
سر دراز
prolix
دراز
macro
دراز
lengthy
دراز
verbose
دراز
to eke out
دراز
to piece out
دراز
toom
دراز
longheaded
دراز سر
oblong
دراز
oblongs
دراز
longish
دراز
to be prolonged
دراز
linear
دراز
dolichomorphic
دراز تن
long
دراز
long-
دراز
longed
دراز
lemurs
میمون پوزه دار میمون لمور
lemur
میمون پوزه دار میمون لمور
longevity
دراز عمری
lengthened
دراز کردن
oblonated
دراز :درازنا
lengthen
دراز شدن
lengthen
دراز کردن
elongating
دراز شدن
elongate
دراز کردن
tender fleshed cherry
گیلاس دم دراز
morella cherry
گیلاس دم دراز
elongates
دراز کردن
elongates
دراز شدن
elongating
دراز کردن
lengthening
دراز کردن
protract
دراز کردن
prolongate
دراز کردن
prolixity
دراز نویسی
lengthens
دراز شدن
lengthens
دراز کردن
lengthened
دراز شدن
pintail
اردک دم دراز
elongate
دراز شدن
narrow
دراز وباریک
narrowed
دراز وباریک
narrower
دراز وباریک
lengthening
دراز شدن
narrowest
دراز وباریک
longhead
کله دراز
oblong
دراز پهنا
blue moon
زمان دراز
codlin
یکجورسیب دراز
oblongs
دراز پهنا
long range
دراز مدت
long necked
گردن دراز
codling
یکجورسیب دراز
long eared
گوش دراز
long bone
استخوانهای دراز
long billed
نوک دراز
long bill
نوک دراز
couchant
دراز کشیده
lanternjaws
چانه دراز
lantern jawed
چانه دراز
inductile
دراز نشو
at full length
دراز کشیده
elongation
دراز شدگی
sniping
نوک دراز
weedy
دراز و باریک
lanky
دراز وباریک
snipes
نوک دراز
sniped
نوک دراز
longeval
دراز عمر
long wind
دراز نفسی
stretch
دراز کردن
stretched
دراز کردن
stretches
دراز کردن
gangling
طولانی و دراز
long shunt
شنت دراز
snipe
نوک دراز
long run
دراز مدت
ileum
روده دراز
in the long run
در دراز مدت
long-time
دراز مدت
long-winded
دراز نفس
far-fetched
دور و دراز
drag on
<idiom>
دراز کردن
long life
عمر دراز
long-life
عمر دراز
extend
دراز کردن
streek
دراز کردن
long winded
دراز نفس
long-term
دراز مدت
verbalization
دراز گویی
longer-term
دراز مدت
string
چسبناک دراز
long-drawn-out
دور و دراز
wader
مرغ دراز پا
long term
<adj.>
دراز مدت
long run
[American E]
<adj.>
دراز مدت
long term
دراز مدت
far fetched
دور و دراز
to stretch out
دراز کردن
hatchet face
صورت دراز وباریک
ileac
وابسته به روده دراز
full bottomed
دارای دنباله دراز
godwit
نوک دراز ابی
ileitis
اماس روده دراز
grallatorial
وابسته به دراز پایان
ileal
وابسته به روده دراز
long haul
<idiom>
مسافت دراز یا سفرکردن
johnboat
قایق دراز و باریک
long horned grasshopper
ملخ شاخک دراز
kick around
<idiom>
دراطراف دراز کشیدن
lanternjaws
ارواره دراز و لاغر
spindle
دراز و باریک شدن
spindles
دراز و باریک شدن
long necked flask
بالن گردن دراز
orang-outangs
یکجوربوزینه دراز دست
tirade
سخنرانی دراز وشدیداللحن
orang outang
یکجوربوزینه دراز دست
gibbons
میمون دراز دست
gibbon
میمون دراز دست
weed
دراز و لاغر پوشاک
reach
دراز کردن دست
tusk
دندان دراز وتیز
weeding
دراز و لاغر پوشاک
orang-outang
یکجوربوزینه دراز دست
orang-outans
یکجوربوزینه دراز دست
tirades
سخنرانی دراز وشدیداللحن
deferred liability
دیون دراز مدت
verbosity
دراز نویسی پرگویی
toboggans
سورتمه دراز و باریک
toboggan
سورتمه دراز و باریک
tusks
دندان دراز وتیز
longer-term
دوره دراز مدت
long-term
دوره دراز مدت
repose
دراز کشیدن غنودن
weeded
دراز و لاغر پوشاک
chatterboxes
ادم روده دراز
scolopax
جنس نوک دراز
chaises longues
نوعی نیمکت دراز
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com