Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English
Persian
Full phrase not found.
Full phrase Google translation result
Search result with all words
long spot
موضع گیری توپگیری مستقیما" پشت سر محافظ میله ها
Other Matches
lodgement
موضع گیری
lodgment
موضع گیری
position light
علایم نشان دهنده موضع چراغ راهنمای مسیر یا محل موضع
squat under the ball
توپگیری با شیرجه
fielding
بل گرفتن یا توپگیری
hands
قدرت توپگیری
infield
نقاط توپگیری در زمین کریکت
assumed position
موضع فعلی موضع اشغال شده فعلی
on guard
اماده توپگیری اماده برای توگیری
bull pen
محوطه نرده دار تمرین توپگیری بیس بال توپزنهای ذخیره بیس بال
He's a wet blanket.
او
[مرد]
آدم روح گیری
[نا امید کننده ای یا ذوق گیری]
است.
straightest
مستقیما
straightway
مستقیما
straight out
رک مستقیما
firsthand
<idiom>
مستقیما
at first hand
مستقیما
straight
مستقیما
forthrights
مستقیما`
per se
مستقیما
straighter
مستقیما
directly
مستقیما
proximately
مستقیما"
bolting
مستقیما ناگهان
bolts
مستقیما ناگهان
intue
مستقیما دریافتن
subsequent to
[مستقیما]
پس از
[به دنباله]
bolted
مستقیما ناگهان
bolt
مستقیما ناگهان
sheer
مستقیما فریف
forthright
مستقیما بیمحابا
aright
مستقیم مستقیما
intuitive
مستقیما درک کننده
hard
مستقیما درمسیر موردنظر
harder
مستقیما درمسیر موردنظر
hardest
مستقیما درمسیر موردنظر
direct coupled
مستقیما جفت شده
positioned
موضع
lodgment or lodge
موضع
position
موضع
localities
موضع
lodgment
موضع
location
موضع
locations
موضع
locality
موضع
attack position
موضع تک
emplacement
موضع
spots
موضع
site
موضع
sited
موضع
sites
موضع
spot
موضع
to come straight to the point
<idiom>
مستقیما
[رک ]
به نکته اصلی آمدن
schuss
مستقیما ازسراشیب پایین رفتن
locality
موضع مکان
stand
مکث موضع
localities
موضع مکان
supplemental
موضع تکمیلی
deployment
موضع صف ارایی
turnabouts
تغییر موضع
localization
موضع یابی
displacement
تغییر موضع
turnabout
تغییر موضع
supplementary position
موضع تکمیلی
occupation of position
اشغال موضع
the seat of pain
موضع درد
rendezvous area
موضع انتظار
positioned
وضعیت موضع
punch position
موضع منگنه
spot
لکه موضع
primary position
موضع ابتدایی
primary position
موضع اصلی
spots
لکه موضع
position
وضعیت موضع
supplementary position
موضع یدکی
selection of position
انتخاب موضع
active site
موضع فعال
defense position
موضع دفاعی
alternate position
موضع یدکی
alternate position
موضع فرعی
blocking position
موضع سد کننده
inposition
به موضع رفتن
secondary position
موضع یدکی
firing position
موضع تیر
covered position
موضع پوشیده
secondary position
موضع فرعی
emplacement
موضع گرفتن
block house
موضع مستحکم
delay position
موضع تاخیری
assumed position
موضع فرضی
battle position
موضع نبرد
defense position
موضع پدافندی
inposition
مستقر در موضع
straight off
مستقیما درجلو موج روبه ساحل
over the falls
مستقیما روی انحنای موج شکننده
confirmed location
موضع تایید شده
occupation of position
اشغال موضع کردن
post
محل ماموریت موضع
post-
محل ماموریت موضع
posted
محل ماموریت موضع
switch position
موضع رابط دفاعی
posts
محل ماموریت موضع
switch position
موضع دفاعی بینابین
supplementary
موضع تکمیلی اضافی
key position
موضع حساس و مهم
localization of function
موضع یابی کارکرد
leg glance
ضربهای که توپ را مستقیما"به پشت توپزن می فرستد
dummies
دروغی تقلبی موضع فریبنده
dummy
دروغی تقلبی موضع فریبنده
preselect
پیش بینی موضع کردن
culminant
درمرتفع ترین موضع کامل
outfield
موضع توپگیردرمحوطه دوردست کریکت
objecting
که دودویی که مستقیما واحد پردازش مرکزی را عمل میکند.
meshing
که هر وسیله مستقیما به وسایل دیگر در شبکه متصل است
objected
که دودویی که مستقیما واحد پردازش مرکزی را عمل میکند.
indirect objects
که دودویی که مستقیما واحد پردازش مرکزی را عمل میکند.
personal service utility
کسی که مستقیما" کار خود را دراختیار کارفرما می گذارد
deictic
بطور مستقیم نشان دهنده مستقیما استدلال کننده
direct objects
که دودویی که مستقیما واحد پردازش مرکزی را عمل میکند.
object
که دودویی که مستقیما واحد پردازش مرکزی را عمل میکند.
objects
که دودویی که مستقیما واحد پردازش مرکزی را عمل میکند.
meshes
که هر وسیله مستقیما به وسایل دیگر در شبکه متصل است
mesh
که هر وسیله مستقیما به وسایل دیگر در شبکه متصل است
straight ball
پرتابی در بولینگ که گوی باچرخش مستقیما حرکت میکند
organises
مرتب کردن ارایش دادن موضع
delay position
موضع مخصوص اجرای عملیات تاخیری
permanent emplacement
موضع دائمی یکان یا جنگ افزار
displacing
جابجا شدن تغییر موضع دادن
displace
جابجا شدن تغییر موضع دادن
displaced
جابجا شدن تغییر موضع دادن
organising
مرتب کردن ارایش دادن موضع
covered position
محوطه تحت پوشش موضع مخفی
displaces
جابجا شدن تغییر موضع دادن
cheat
موضع گرفتن در نقطه دوربرای دفاع
foreland
زمین جلوی موضع دماغه سنگر
cheated
موضع گرفتن در نقطه دوربرای دفاع
organizes
مرتب کردن ارایش دادن موضع
cheats
موضع گرفتن در نقطه دوربرای دفاع
organizing
مرتب کردن ارایش دادن موضع
organize
مرتب کردن ارایش دادن موضع
machined
ذخیره شده روی یک رسانه که مستقیما وارد کامپیوتر میشود
direct materials costs
هزینههای مواد اولیهای که مستقیما در کالا بکار برده میشود
machine
ذخیره شده روی یک رسانه که مستقیما وارد کامپیوتر میشود
jack
ورودی که به مودم اجازه میدهد مستقیما تلفن وصل شود
jacks
ورودی که به مودم اجازه میدهد مستقیما تلفن وصل شود
addressable
هر نقط ه در سیستم گرافیکی که مستقیما قابل آدرس دهی است
machines
ذخیره شده روی یک رسانه که مستقیما وارد کامپیوتر میشود
layig up position
موضع یا اسکله مخصوص تهیه سرپل ساحلی
redoubt
موضع محصور دفاعی کوچک حفاظ استحکامات
long off
موضع گرفتن در جلو توپزن ودور از او در یک طرف
olympic trench shooting
مسابقه تیراندازی المپیک با 5تیر از 5 موضع مختلف
emplace
جا گذاشتن موضع گرفتن مستقر کردن یاشدن
hip shoot
تیراندازی غیر مترقبه بااشغال موضع ناگهانی
intuitionism
عقیده به اینکه برخی حقایق رامیتوان مستقیما وبدون استدلال دریافت
intuitionalism
عقیده به اینکه برخی حقایق را میتوان مستقیما وبدون استدلال دریافت
antipodal
مربوط به ساکنین ینگی دنیا واقع در طرف مقابل زمین مستقیما
pass shooting
شکار مرغابی هنگام گذشتن ازبالای موضع شکارچی
one level address
آدرس ذخیره سازی که مستقیما و بدون تغییر به محلی از وسیله دستیابی دارد
magnetic tape
وسیلهای که داده ورودی از صفحه کلید را مستقیما می نویسد روی نوار مغناطیسی
addressing
بزرگترین محلی که یک برنامه مشخص یا CPU میتواند مستقیما به آن دستیابی داشته باشد
magnetic tapes
وسیلهای که داده ورودی از صفحه کلید را مستقیما می نویسد روی نوار مغناطیسی
disposition
صورت بندی وضع گسترش موضع گرفتن تغییر مکان
circle of position
دایرهای که از موضع نفرات عبور میکند دایره مکان نافر
display controlled
نمایش منطقه در روی صفحه رادار راداری که تصویر ان مستقیما نشان داده میشود
machined
دستوری که مستقیما CPU را کنترل میکند و بدون نیاز به ترجمه تشخیص داده میشود
machine
دستوری که مستقیما CPU را کنترل میکند و بدون نیاز به ترجمه تشخیص داده میشود
machines
دستوری که مستقیما CPU را کنترل میکند و بدون نیاز به ترجمه تشخیص داده میشود
absolute address
آدرس ذخیره سازی کامپیوتر که مستقیما و بدون تغییر به محل یا وسیله ای دستیابی دارد
one level address
کد دودویی که مستقیما CPU را اجرا کند و فقط از مقادیر آدرس مطلق استفاده میکند.
The Web site allows consumers to make direct comparisons between competing products.
این وب گاه اجازه می دهد مصرف کنندگان مستقیما محصولات رقیبها را با هم مقایسه بکنند..
caught with hand in the cookie jar
<idiom>
مچ کسی را گرفتن
[بخصوص در مورد سوء استفاده از موضع قدرت و مقام]
internal store
بخشی از RAM Rom که واحد پردازش مرکزی مستقیما وصل است بدون نیاز به واسط
actual address
آدرس ذخیره سازی کامپیوتری که مستقیما و بدون هر گونه تغییری به یک محل یا وسیله دستیابی دارد
main
MAR با دستیابی سریع که محلهای آن به سرعت و مستقیما توسط CPU قابل آدرس دهی هستند
internal memory
بخشی از RAM Rom که واحد پردازش مرکزی مستقیما وصل است بدون نیاز به واسط
third base
موضع بازیکن برای دفاع منطقه دورپایگاه سوم دربازی بیس بال
block the plate
موضع گرفتن در خط پایگاه برای بیرون کردن و سوزاندن دونده با تماس توپ
his severity relaxed
از سخت گیری خود کاست سخت گیری وی کمتر شد
absolute address
کد دودویی که مستقیما در واحد پردازش مرکزی اجرا میشود و فقط به مقادیر و آدرسهای مطلق نیاز دارد.
actual address
کد دودویی که مستقیما در واحد پردازش مرکزی اعمال میشود و فقط از آدرس ها و مقادیر مطلق استفاده میکند.
digamy
دو زن گیری دو شوهر گیری
pin
قطعه الکترونیکی که مستقیما جایگین دیگری میشود چون ترکیب سوزن ها یکسان است و سیگنالهای یکسانی را حمل می کنند
pinned
قطعه الکترونیکی که مستقیما جایگین دیگری میشود چون ترکیب سوزن ها یکسان است و سیگنالهای یکسانی را حمل می کنند
pinning
قطعه الکترونیکی که مستقیما جایگین دیگری میشود چون ترکیب سوزن ها یکسان است و سیگنالهای یکسانی را حمل می کنند
inserting
مجموعه دستوراتی که مستقیما در برنامه اصلی کپی می شوند که دستور فراخوانی نیز فاهر میشود یا جایی که کاربر نیاز دارد
insert
مجموعه دستوراتی که مستقیما در برنامه اصلی کپی می شوند که دستور فراخوانی نیز فاهر میشود یا جایی که کاربر نیاز دارد
isolate
فضای ذخیره سازی که مستقیما از طرف برنامه کاربر قابل دسترسی نیست و آنرا از حذف ناگهانی در امان نگه می دارد
isolating
فضای ذخیره سازی که مستقیما از طرف برنامه کاربر قابل دسترسی نیست و آنرا از حذف ناگهانی در امان نگه می دارد
isolates
فضای ذخیره سازی که مستقیما از طرف برنامه کاربر قابل دسترسی نیست و آنرا از حذف ناگهانی در امان نگه می دارد
inserts
مجموعه دستوراتی که مستقیما در برنامه اصلی کپی می شوند که دستور فراخوانی نیز فاهر میشود یا جایی که کاربر نیاز دارد
snookered
وضع گوی که بازیگر نمیتواند مستقیما به گوی موردنظر ضربه بزند
microprocessor
بزرگترین آدرس در ح CPU که مستقیما قابل آدرس دهی است بدون روشهای خاص
microprocessors
بزرگترین آدرس در ح CPU که مستقیما قابل آدرس دهی است بدون روشهای خاص
measuring converter
مبدل اندازه گیری ترانسفورماتور اندازه گیری
stream gaging
اندازه گیری ابراهه ها اندازه گیری رودخانه
with the utmost rigour
با کمال سخت گیری با سخت گیری هر چه بیشتر
machined
زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود
machine
زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود
machines
زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود
point to point
1-اتصال مستقیم بین دو وسیله . 2-شبکه ارتباطی که در آن هر گره مستقیما به سایر گره ها وصل هستند
multidrop circuit
شبکهای که ارتباط بین چندین ترمینال و کامپیوتر مرکزی را فراهم میکند ولی نه مستقیما بین ترمینالها
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com