English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (2 milliseconds)
English Persian
privity موضوع محرمانه
Search result with all words
get wise to something/somebody <idiom> درمورد موضوع محرمانه فهمیدن
Other Matches
queue فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
queueing فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
queued فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
sequential access فایل ترتیبی اندیس دار که موضوع به موضوع در بافر خوانده میشود
queues فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
It is formed by alternatively lifting and lowering one warp thread across one weft thread این است که توسط روش دیگر بلند کردن و پایین آوردن موضوع یکی پیچ و تاب در سراسر یک موضوع پود تشکیل
red herrings شاه ماهی سرخ موضوع مطرح شده برای فرار از طرح موضوع موردبحث
red herring شاه ماهی سرخ موضوع مطرح شده برای فرار از طرح موضوع موردبحث
that is not the proposition موضوع چیز دیگر است موضوع این نیست
reversing روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reverse روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reversed روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reverses روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
circulars فایل دادهای که شروع و خاتمه قابل دیدن ندارد. هر موضوع به محل موضوع بعد اشاره میکند و آخرین به اولین اشاره میکند
circular فایل دادهای که شروع و خاتمه قابل دیدن ندارد. هر موضوع به محل موضوع بعد اشاره میکند و آخرین به اولین اشاره میکند
tete a tete محرمانه
private code کد محرمانه
jackes محرمانه
privates محرمانه
private محرمانه
subrosa محرمانه
in secret محرمانه
privately محرمانه
in private محرمانه
cheek by jowl محرمانه
classified محرمانه
privily محرمانه
confidental محرمانه
backside محرمانه
backsides محرمانه
esoteric محرمانه
hush-hush محرمانه
secret محرمانه
secrets محرمانه
hush hush محرمانه
restricted محرمانه
necessary house محرمانه
arcane محرمانه
confidentially محرمانه
confidential محرمانه
closed محرمانه بسته
conclave انجمن محرمانه
confide محرمانه گفتن
off the record محرمانه و خصوصی
off-the-record محرمانه و خصوصی
backstage محرمانه خصوصی
privileged communication مدارک محرمانه
secrecy محرمانه بودن
confided محرمانه گفتن
private code رمز محرمانه
privy خصوصی محرمانه
privates محرمانه سرجوخه
in confidence بطور محرمانه
confides محرمانه گفتن
closed conference گردهمایی محرمانه
closed meeting گردهمایی محرمانه
private محرمانه سرجوخه
surreptitious پنهان محرمانه
private talk گفتگوی محرمانه
confidential خیلی محرمانه
conclaves انجمن محرمانه
surreptitiously محرمانه جانشین
confidential دارای ماموریت محرمانه
data privacy محرمانه بودن داده ها
behind the stage <adj.> <adv.> محرمانه [اصطلاح مجازی]
hugger mugger تنهایی مطلب محرمانه
tip محرمانه رساندن نوک
tipping محرمانه رساندن نوک
secret services دستگاه محرمانه دولت
secret service دستگاه محرمانه دولت
underground تشکیلات محرمانه وزیرزمینی
administrative crypto account نگهداری اسناد و مدارک محرمانه
to give one the straight tip محرمانه چیزیرا بکسی خبردادن
tipster فروشنده اسرار واطلاعات محرمانه
snoopy بعمل اورنده تحقیقات محرمانه
underplot دسیسه محرمانه دوز و کلک
tipsters فروشنده اسرار واطلاعات محرمانه
to have a closed meeting نشست محرمانه داشتن [بخصوص سیاست]
putsches توط ئه محرمانه برای برانداختن حکومت
putsch توط ئه محرمانه برای برانداختن حکومت
top secret مخصوص افسران وخواص خیلی محرمانه
top-secret مخصوص افسران وخواص خیلی محرمانه
under the rose نهانی زیر جلی محرمانه در خفا
collogue توط ئه چیدن محرمانه گفتگو کردن
declassify تنزل رتبه دادن به غیر محرمانه کردن
declassifying تنزل رتبه دادن به غیر محرمانه کردن
declassifies تنزل رتبه دادن به غیر محرمانه کردن
Between you , me and the gatepost. Between ourselves . میان خودمان باشد( محرمانه باقی بماند )
declassified تنزل رتبه دادن به غیر محرمانه کردن
protection عملی که مانع کپی گرفتن از دادههای محرمانه افراد بدون اجازه میشود.
I was tipped off . به من رساندند (خصوصی خبر دادند ؟محرمانه اطلاع دادند )
subjects موضوع
texts موضوع
themes موضوع
objected موضوع
theme موضوع
motifs موضوع
motif موضوع
question موضوع
object موضوع
point موضوع
subject موضوع
direct objects موضوع
topics موضوع
indirect objects موضوع
questions موضوع
subjecting موضوع
subjected موضوع
questioned موضوع
topic موضوع
plotless بی موضوع
head موضوع
proposition موضوع
matters موضوع
matter موضوع
subject [topic] موضوع
topics موضوع ها
subjects موضوع ها
themes موضوع ها
mattering موضوع
propositioning موضوع
topic موضوع
propositioned موضوع
issued موضوع
objects موضوع
issues موضوع
objecting موضوع
issue موضوع
criteria موضوع
text موضوع
propositions موضوع
mattered موضوع
afair موضوع
monomaniac دیوانه یک موضوع
side show موضوع فرعی
not to the point خارج از موضوع
subjects رعایا موضوع
affaire d'honneur موضوع شرافتی
subject شیی موضوع
at issue موضوع بحث
matter on hand موضوع بحث
sides of the question اطراف موضوع
sign position موضوع علامت
subjects شیی موضوع
subject and predicate موضوع و محمول
subject of debate موضوع دعوی
lemma مقدمه موضوع
off the track از موضوع پرت
objective complement مکمل موضوع
it is a question of money موضوع بسته به
not to point بیرون از موضوع
subjecting رعایا موضوع
subduce موضوع کردن
in question موضوع بحث
subject رعایا موضوع
in contestation موضوع بحث
subjected شیی موضوع
beside the question خارج از موضوع
side issues موضوع فرعی
subjected رعایا موضوع
subjecting شیی موضوع
side issue موضوع فرعی
out of question خارج از موضوع
issues موضوع دعوی
What is happening? موضوع چه است؟
What's on? موضوع چه است؟
What's up? موضوع چه است؟
What's wrong? موضوع چه است؟
businesses موضوع تجارت
business موضوع تجارت
decades ده موضوع یا رویداد
decade ده موضوع یا رویداد
What is the matter? موضوع چه است؟
What's cooking? موضوع چه است؟
What gives? موضوع چه است؟
issues موضوع شماره
issued موضوع دعوی
issued موضوع شماره
issue موضوع دعوی
issue موضوع شماره
What's going on? موضوع چه است؟
cases موضوع حالت
case موضوع حالت
a horse of another colour [different colour] موضوع علیحده
postulating اصل موضوع
What's the matter? موضوع چیه؟
What's behind all this? موضوع چه است؟
objects موضوع منظره
objecting موضوع منظره
objected موضوع منظره
object موضوع منظره
grievance موضوع شکایت
postulates اصل موضوع
postulated اصل موضوع
direct objects موضوع منظره
postulate اصل موضوع
indirect objects موضوع منظره
universe of discourse موضوع بحث
fair game <idiom> موضوع تهاجم
problem معما موضوع
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com