English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 145 (2 milliseconds)
English Persian
sleeve موف مفصل
sleeves موف مفصل
Search result with all words
double jointed دارای مفصل کاذب
double-jointed دارای مفصل کاذب
socket مفصل
sockets مفصل
joint مفصل پیوندگاه
joint مفصل
joint مفصل اتصال ضربهای
articulate مفصل دارکردن
articulates مفصل دارکردن
articulating مفصل دارکردن
fulsome مفصل
hip مفصل ران
hips مفصل ران
splice مفصل بافته
spliced مفصل بافته
splices مفصل بافته
splicing مفصل بافته
pivot مفصل
pivoted مفصل
pivots مفصل
inarticulate بی مفصل
coupling مفصل
copula مفصل
copulas مفصل
articulation مفصل بندی
articulation مفصل
articulation مفصل لولا
arthritis اماس مفصل
arthritis التهاب مفصل
garnet حجر سیلان نوعی لولا یا مفصل
garnets حجر سیلان نوعی لولا یا مفصل
juncture پیوستگی مفصل
juncture مفصل
spacious مفصل
hinge مفصل
hinges مفصل
voluminous مفصل
arthritic مربوط به ورم و اماس مفصل
arthritic مبتلا به اماس مفصل
luncheon غذای مفصل
luncheons غذای مفصل
high tea عصرانه مفصل
kettle drum دمامه عصرانه مفصل
kettledrum دمامه عصرانه مفصل
kettledrums دمامه عصرانه مفصل
naker دمامه عصرانه مفصل
detail شرح مفصل یکان بقیه یکان
detailing شرح مفصل یکان بقیه یکان
amplified بزرگ کردن مفصل کردن
amplified مفصل گفتن یانوشتن
amplifies بزرگ کردن مفصل کردن
amplifies مفصل گفتن یانوشتن
amplify بزرگ کردن مفصل کردن
amplify مفصل گفتن یانوشتن
amplifying بزرگ کردن مفصل کردن
amplifying مفصل گفتن یانوشتن
clip مفصل کابل
clipped مفصل کابل
clippings مفصل کابل
clips مفصل کابل
palaver گفتگوی مفصل
Hinduism مفصل
swivel مفصل گردنده
swivel مفصل گردان
swivelled مفصل گردنده
swivelled مفصل گردان
swivels مفصل گردنده
swivels مفصل گردان
pigtail مفصل دم خوکی
pigtails مفصل دم خوکی
copious مفصل
facet بند مفصل
facets بند مفصل
ample فراوان مفصل
abarticulation مفصل متحرک
acondylose بدون بند یا مفصل
acondylous بدون بند یا مفصل
anarthrous بی مفصل
ankylosis جمود مفصل
arthrology مفصل شناسی
arthropathy ناخوشی بند یا مفصل
arthropod جانور مفصل دار
arthropoda جانوران مفصل دار
ball and socket joint [مفصل ماشینی که گلوله دارد و در داخل حفره قرار میگیرد]
ball and socket joint مفصل ساچمه ای
baom joomok یک مفصل
cable joint مفصل اتصال کابل
cable jointing sleeve مفصل انشعاب کابل
choke flange joint مفصل چوکی ال شکل
choke joint مفصل چوکی
clamping sleeve مفصل مهار کننده
commissure مفصل
dactylus بند یا مفصل بزرگ پای حشرات
detail part قسمت مفصل
diarthrosis مفصل متحرک
diffusively بطور منتشر و یا مفصل
dimerous دارای مفصل دوبخشی
disjoint از مفصل دراوردن
disjoint در رفتن از مفصل درامدن
enarthrosis مفصل کام و زبانهای
Other Matches
glenoid fossa or cavity گودی مفصل کاسه مفصل
fine drawn مفصل
linkage point مفصل
inventorial مفصل
jointless بی مفصل
gimmal مفصل لولا
ginglymus مفصل لولایی
synosteology مفصل شناسی
toggle joint مفصل زانویی
trunnion مفصل افقی
universal joint مفصل چرخنده
in great detail با جزئیات مفصل
swivel joint مفصل گردان
steering swivel مفصل فرمان
scape مفصل اصلی
glene کاسه مفصل
hinge joint مفصل لولایی
hip joint مفصل ران
knee joint مفصل زانو
largo اهسته و مفصل
synarthrosis مفصل بی حرکت
multiple cable joint مفصل انشعاب
hitsu shiubi مفصل انگشت وسط
luxation در رفتگی مفصل استخوان
In ditail . Diffusively . بطور مفصل ( مفصلا")
thurl مفصل خاصره گوسفند
joint resistance مقدار مقاومت مفصل
gabfest محاوره طولانی و مفصل
internode قسمت میان دو بندیا مفصل
hip joint مفصل استخوان خاصره وران
rabbet joint بست یا مفصل کنش کاوی
to give a long recital of something دادن یک شرح مفصل و طولانی از چیزی
submission hold کانستنس یاشکستن دست از مفصل تاارنج
monographist نویسنده شرح مفصل در باره یک موضوع
to talk something over with somebody با کسی در باره چیزی مفصل گفتگو کردن
programming specification مستند مفصل قدمهای دقیق برنامه نویسی
To explain something in detail . چیزی را بطور مفصل ومشروح توضیح دادن
to detail something چیزی را مفصل [با همه جزییات] شرح دادن
I'll speak at length on this subject. دراین باره مفصل صحبت خواهم کرد
gomphosis اتصال و جوش خوردن استخوان دندان به ارواره مفصل متحرک
sallenders جوشهای خشک در زیر مفصل خرگوشی پای عقب اسب
The specifications of this machine are fully detailed in the catalog . مشخصات این دستگاه در کاتولوگ مفصل شرح داده شده
recital [of something] شرح کامل محتویات [شرح مفصل ] چیزی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com