Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (3 milliseconds)
English
Persian
provisional
موقت
temporary
موقت
interim
موقت
makeshift
موقت
adhoc
موقت
intrim
موقت
pro tempore
موقت
Other Matches
suspension of arms
اعلام اتش بس موقت یا تعلیق موقت حالت جنگی
protempore
موقت شاغل مقامی بطور موقت
holding area
منطقه لنگرگاه موقت در روی دریا منطقه توقف موقت کشتیها
holding anchorage
لنگر موقت در روی دریا یابندرگاه توقف موقت در روی دریا
pontoon bridge
پل موقت
pontoon
پل موقت
pontoons
پل موقت
lean-tos
پناهگاه موقت
provisional
به طور موقت
buffer
حافظه موقت
protem
موقتا موقت
armistices
صلح موقت
tentative
ازمایشی موقت
lean-to
پناهگاه موقت
armistice
صلح موقت
dazzle
کوری موقت
dazzled
کوری موقت
modus vivendi
توافق موقت
bridging leon
وام موقت
false work
حائل موقت
coffer dam
سد انحرافی موقت
drop tank
تانک موقت
detention pending trial
حبس موقت
debarkation hospital
بیمارستان موقت
stopgaps
چاره موقت
stopgap
چاره موقت
interim certificates
گواهی موقت
interim financing
پرداخت موقت
modulus vivendi
قار موقت
dazzles
کوری موقت
charge d'affaires of the embassy
کاردار موقت
kluged
ترسیم موقت
dazzling
کوری موقت
ischemia
کم خونی موقت
interim plan
برنامههای موقت
bridging leon
اعتبار موقت
cofferdam
بند موقت
short time duty
کار موقت
bretess
سنگر موقت
x site
انبار موقت
timbering
چوبست موقت
the pro tem chief
رئیس موقت
term insurance
بیمه موقت
temporary works
کارهای موقت
temporary wife
زوجه موقت
temporary structures
ساختمانهای موقت
bretex
سنگر موقت
bretesse
سنگر موقت
bretise
سنگر موقت
brettys
سنگر موقت
temporarily
بطور موقت
bretisee
سنگر موقت
temporary storage
حافظه موقت
temporary storage
انباره موقت
suspensions
اخراج موقت
suspension
اخراج موقت
temporary duty
ماموریت موقت
blackouts
بیهوشی موقت
suspension of arms
اتش بس موقت
tabernacle
پرستشگاه موقت
provisional scrip
تصدیق موقت
temporal life
زندگی موقت
blackout
بیهوشی موقت
temporary gauge
اشل موقت
temporary road
راه موقت
temporalty
بطور موقت
temporary duty
شغل موقت
temporary marriage
ازدواج موقت
temporary hardness
سختی موقت
pontoon
پل موقت نظامی زدن
convening authority
فرماندار موقت نظامی
shells
برنامه خروج موقت
kludge
سخت افزار موقت
convening authority
مقام صلاحیتدار موقت
pontoons
پل موقت نظامی زدن
shell
برنامه خروج موقت
shelling
برنامه خروج موقت
lapses
برگشت انحراف موقت
beach dump
انبار موقت ساحلی
lapse
برگشت انحراف موقت
alternate water terminal
بارانداز ابی موقت
air commodore
سرتیپ موقت هوایی
lapsing
برگشت انحراف موقت
acting sublieutenant
ناوبان دوم موقت
cover note
بیمه نامه موقت
hard
خطای موقت در سیستم
provisorily
بطور شرطی یا موقت
covering note
بیمه نامه موقت
provisionally
بطور موقت عجالتا"
provisional statement
صورت وضعیت موقت
locumtenens
کفیل جانشین موقت
provisional scrip
تصدیق موقت سهام
pontoneer
مامور پل موقت سازی
pontonier
مامور پل موقت سازی
provisional order
دستور موقت اداری
juryrig
برپا کردن موقت
rendezvous area
منطقه تجمع موقت
harder
خطای موقت در سیستم
hardest
خطای موقت در سیستم
transient ischemia
کم خونی موضعی موقت
provisional assignee
مدیر تصفیه موقت
shadow memory
حافظه ثانوی موقت
drug holiday
ترک موقت دارو
scrip
گواهی نامه موقت
interim injunction
حکم توقیف موقت
parleys
مذاکره درباره صلح موقت
quia timet
قرار تامین دستور موقت
tenancy
مدت اجاره مالکیت موقت
tenancies
مدت اجاره مالکیت موقت
parley
مذاکره درباره صلح موقت
parleyed
مذاکره درباره صلح موقت
stopgaps
وسیله موقت دریچه انسداد
parleying
مذاکره درباره صلح موقت
time charter
کرایه کردن موقت کشتی
juryrig
سوار کردن موقت وسایل
registering
ذخیره موقت دستورات اجرایی
registers
ذخیره موقت دستورات اجرایی
fifo
فضای ذخیره سازی موقت
kludge
سیستم نرم افزار موقت
keyboard buffer
حافظه موقت صفحه کلید
stopgap
وسیله موقت دریچه انسداد
truce
قرارداد متارکه موقت جنگ
truce
متارکه یا صلح یا اتش بس موقت
truces
قرارداد متارکه موقت جنگ
truces
متارکه یا صلح یا اتش بس موقت
progress payments
پرداختهای موقت یا علی الحساب
register
ذخیره موقت دستورات اجرایی
jumper
اتصال موقت روی تخته مدار
suspended animation
وقفه موقت فعالیتهای حیاتی وغیره
dazzling
سوسو زدن کور کردن موقت
dazzles
سوسو زدن کور کردن موقت
dazzled
سوسو زدن کور کردن موقت
dazzle
سوسو زدن کور کردن موقت
output
ذخیره موقت داده که خارج خواهد شد
outputs
ذخیره موقت داده که خارج خواهد شد
jumpers
اتصال موقت روی تخته مدار
coffer-dam
[مانع موقت آب بین دو ردیف شمعها]
prints
توقف موقت چاپگر هنگام چاپ
clipboard
1-فضای ذخیره سازی موقت داده 2-
clipboards
1-فضای ذخیره سازی موقت داده 2-
transient
وسیلهای که ولتاژ موقت را تحمل میکند
transient
خطای موقت که درمدت زمانی رخ میدهد
blip
عقب زدن اتومبیل بطور موقت
secondary
وضعیت موقت ایستگاه دریافت داده
transients
وسیلهای که ولتاژ موقت را تحمل میکند
print
توقف موقت چاپگر هنگام چاپ
transients
خطای موقت که درمدت زمانی رخ میدهد
blips
عقب زدن اتومبیل بطور موقت
printed
توقف موقت چاپگر هنگام چاپ
registers
تعدادثباتها یی که برای ذخیره موقت استفاده می شود
registering
تعدادثباتها یی که برای ذخیره موقت استفاده می شود
stack
ذخیره موقت صفحات در سیستم حافظه مجازی
stacked
ذخیره موقت صفحات در سیستم حافظه مجازی
register
تعدادثباتها یی که برای ذخیره موقت استفاده می شود
tasks
ذخیره موقت کارهای منتظر برای پردازش
task
ذخیره موقت کارهای منتظر برای پردازش
holding area
منطقه توقف موقت
[هوا فضا]
[هوانوردی ]
yard track
ریل موقت در داخل محوطه انبارها و یا باراندازها
workfile
یک کپی موقت از برنامه یی که در حال ویرایش است
transients
بخشی از حافظه موقت که در مدت زمانی رخ میدهد
stacks
ذخیره موقت صفحات در سیستم حافظه مجازی
stations
وضعیت موقت یک ایستگاه که داده را بازیابی میکند
transient
بخشی از حافظه موقت که در مدت زمانی رخ میدهد
stationed
وضعیت موقت یک ایستگاه که داده را بازیابی میکند
station
وضعیت موقت یک ایستگاه که داده را بازیابی میکند
holding station
محوطه نگهداری زخمیها وبیماران بطور موقت
scratching
فضای حافظه یا فایل برای ذخیره موقت داده
scratches
فضای حافظه یا فایل برای ذخیره موقت داده
scratched
فضای حافظه یا فایل برای ذخیره موقت داده
scratch
فضای حافظه یا فایل برای ذخیره موقت داده
intermediate
فضای موقت حافظه برای موضوعاتی که پردازش می شوند
supersedeas
دستور موقت دادگاه در موردخودداری از انجام یا ادامه کاری
softest
که به طور موقت در سخت افزار ذخیره شده است
softer
که به طور موقت در سخت افزار ذخیره شده است
soft
که به طور موقت در سخت افزار ذخیره شده است
temporary storage
ثبات حافظه موقت برای نتیجه عملیات ALU
shift
محل ذخیره سازی موقت که در آن داده قابل جابجایی است
heap
فضای ذخیره سازی موقت که اجازه دستیابی تصادفی میدهد
comment
ناتوان کردن موقت یک دستور با قرار دادن آن در محل توضیحات
commented
ناتوان کردن موقت یک دستور با قرار دادن آن در محل توضیحات
registers
فضایی در CPU برای ذخیره موقت داده پیش ازپردازش
receivers
ثبات ذخیره موقت برای دادههای ورودی پیش از پردازش
commenting
ناتوان کردن موقت یک دستور با قرار دادن آن در محل توضیحات
registering
فضایی در CPU برای ذخیره موقت داده پیش ازپردازش
heaping
فضای ذخیره سازی موقت که اجازه دستیابی تصادفی میدهد
registers
فضای ذخیره سازی موقت که داده دران منتقل میشود
cooling-off period
دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling off period
دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
shifts
محل ذخیره سازی موقت که در آن داده قابل جابجایی است
cooling-off periods
دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
shifted
محل ذخیره سازی موقت که در آن داده قابل جابجایی است
register
فضای ذخیره سازی موقت که داده دران منتقل میشود
register
فضایی در CPU برای ذخیره موقت داده پیش ازپردازش
receiver
ثبات ذخیره موقت برای دادههای ورودی پیش از پردازش
short run
زمان موقت مدتی که در طی ان مقدارتولید یک کالا را نمیتوان تغییر داد
registering
فضای ذخیره سازی موقت که داده دران منتقل میشود
heaps
فضای ذخیره سازی موقت که اجازه دستیابی تصادفی میدهد
input/output
فضای ذخیره سازی موقت برای داده که ورودی یا خروجی باشد
false work
تکیه گاههای موقت که برای قابل بندی بتن یا داربستهابکار میرود
buffer
فضایی موقت ذخیره سازی برای دادهای که منتظر پردازش است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com