Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
iam ill bested
موقعیت بدی دارم
Other Matches
cartesian coordinates
سیستم موقعیت که از دو بردار در جهت زاویه راست برای نمایش نقط های که با دو عدد امکان دهی شده است و موقعیت آن را میدهد تشکیل شده است
iam proud to know him
از شناسایی او افتخار دارم افتخار دارم که او رامیشناسم
iam p to of knowing him
از اشنایی او افتخار دارم افتخار دارم که او را می شناسم
relative plot
موقعیت نسبی ناوها یاهواپیماها به هم ثبت نسبی موقعیت ناوها
air position
موقعیت هوایی موقعیت هوایی هواپیما
I have a carton of cigarettes
من یک ... دارم.
I'm in a hurry.
من عجله دارم.
I am standing by you . I am right behind you .
هوایت را دارم
I want to have a word with you . I want you .
کارت دارم
I agree.
قبول دارم.
I'm in a hurry.
من عجله دارم
I have tobacco.
من یک توتون دارم.
I have a headache.
من سر درد دارم.
I'm in doubt about it.
من بهش شک دارم.
I need my e
من دوست دارم
i wish to stay here
میل دارم ...
i intend to stay here
خیال دارم که ...
it is in my recollection
یاد دارم
my a is 0 years
من 04سال دارم
I have a question.
من یک سئوال دارم.
own a house
خانهای دارم
close the door please
خواهش دارم
i maintain
عقیده دارم که ...
I am in a great hurry . I am pressed for time .
خیلی عجله دارم
i have a silk rug Štoo
یک قالیچه ابریشمی هم دارم
i have a suit to the shah
به شاه عرض دارم
i humbly request that
خواهش عاجزانه دارم که ...
i yearn for
ارزوی استراحت دارم
i stand to it that
جدا عقیده دارم که
i have a hunch that
بیم یافن ان دارم که ...
i have a hunch that
سخت گمان دارم که
I have a pain in my chest.
سینه درد دارم
I am beginning to realize ( understand ) .
کم کم دارم متوجه می شوم
i am rials in pocket
سه ریال در جیب دارم
I have an appointment with the dentist.
با دندانساز قرار دارم
I owe her a grudge
حق دارم که با اولج باشم
i am busy at the moment
اکنون کار دارم
I am deae beat . I am tired out .
از خستگی دارم غش می کنم
i am famishing
از گرسنگی دارم می میرم
i am on the wrong side of 0
من بیش از 05 سال دارم
i am purposed to go
قصد دارم بروم
I have a credit card.
من کارت اعتباری دارم.
i am purposed to go
در نظر دارم بروم
i am reluctant to go
اکراه دارم از رفتن
I have cigar
من یک سیگار برگ دارم.
I'm on a diet.
من رژیم غذایی دارم.
I feel like throwing up.
<idiom>
دارم بالا میارم.
I am over 50 years old.
من ۵۰ سال بیشتر دارم.
I am positive that ...
من اطمینان کامل دارم که ...
I believe in God.
من به خدا ایمان دارم.
I feel nauseated.
حالت تهوع دارم.
I am staying at the hotel.
در هتل منزل دارم.
orientation
موقعیت
situation
موقعیت
situations
موقعیت
berths
موقعیت جا
berthing
موقعیت جا
berthed
موقعیت جا
berth
موقعیت جا
location
موقعیت
situs
موقعیت
lodgment or lodge
موقعیت
lodgment
موقعیت
line of position
خط موقعیت
locations
موقعیت
condition
موقعیت
site
موقعیت
sited
موقعیت
occasion
موقعیت
position
موقعیت
occasioned
موقعیت
occasioning
موقعیت
sites
موقعیت
positioned
موقعیت
occasions
موقعیت
i am in a hurry for it
عجله دارم یا در شتاب هستم
much as I'd like to
<idiom>
با اینکه اینقدر دوست دارم
do tell me
خواهش دارم بمن بگویید
i heed your help
به مساعدت شما احتیاج دارم
i own to having done it
اقرار دارم که ان کار را کرده ام
i intend to stay here
قصد دارم اینجا بمانم
i have worse to tell you
بدتر از این دارم که بشمابگویم
i have come on business
کاری دارم اینجا امدم
i have a suit to the shah
عریضه برای شاه دارم
I would like to know the truth.
من دوست دارم که واقعیت رو بدونم.
thank tou for that book
خواهش دارم ان کتاب را به من بدهید
I have a date with my fiandee.
با نامزدم قرار ملاقات دارم
I have to study
من درس دارم به همین خاطر کم میمونم
I am going on twenty.
دارم می روم توی 20سالگی ؟
I have a steady monthly income.
درآمد ماهیانه ثابتی دارم
I have all kinds of problems.
هزار جور گرفتار ؟ دارم
He owes me some money.
از او پول می خواهم (طلب دارم )
I am thinding of going to Europe.
خیال دارم به اروپ؟ بروم
I live a very regular life .
زندگی خیلی منظمی دارم
I'll need a plot of land .
یک قطعه زمین لازم دارم
I like it.
دوست دارم
[ آن چیز را یا کار را]
.
It pleases me.
دوست دارم
[ آن چیز را یا کار را]
.
I love her with my whole being .
با تمام وجود دوستش دارم
I am very busy today .
امروز خیلی کار دارم
I'm working on it.
دارم روش کار میکنم.
please dont forget it
خواهش دارم فراموش نکنید
forward position
موقعیت رو به جلو
position buoy
بویه موقعیت
position finding
موقعیت یابی
razor edge
موقعیت بحرانی
print position
موقعیت چاپ
point guard
موقعیت گارد
radar location
موقعیت رادار
rest position
موقعیت سکون
situation of a building
موقعیت ساختمان
sign position
موقعیت علامت
social situation
موقعیت اجتماعی
social status
موقعیت اجتماعی
stimulus situation
موقعیت محرک
monopoly position
موقعیت انحصاری
page orientation
موقعیت صفحه
pertinence
موقعیت شایستگی
pertinence or nency
دخل موقعیت
storage location
موقعیت انباره
pertinency
موقعیت شایستگی
benzylic position
موقعیت بنزیلی
configurations
وضعیت یا موقعیت
plot
نقطه موقعیت
ground position
موقعیت زمینی
footing
موقعیت وضع
firing position
موقعیت احتراق
exoposition
موقعیت اگزو
endo position
موقعیت اندو
situation
موقعیت حالت
point
محل یا موقعیت
positioning
تثبیت موقعیت
d. of a situation
موقعیت باریک
circumstantial
مربوط به موقعیت
advantage ground
موقعیت خوب
configuration
وضعیت یا موقعیت
lies
موقعیت چگونگی
lied
موقعیت چگونگی
positioned
شکل موقعیت
position
شکل موقعیت
bit position
موقعیت ذره
orientation
تشخیص موقعیت
situations
موقعیت حالت
plotted
نقطه موقعیت
orientation
تعیین موقعیت
status
اهمیت یا موقعیت
lie
موقعیت چگونگی
cases
وضعیت موقعیت
plots
نقطه موقعیت
case
وضعیت موقعیت
I am looking for work ( ajob).
دارم دنبال کار( شغل ) می گردم
I have a son your age.
پسری دارم بسن ( وسال) شما
I intend to buy a car .
خیال دارم یک ماشین ( اتوموبیل ) بخرم
I am working here non-stop.
یک بند دارم اینجا کار می کنم
I have a position ( post ) of great responsibility in this company .
دراین شرکت شغل پرمسئولیتی دارم
i rely solely on god...
تنها به خدا تکیه ... دارم وبس
pray consider my case
خواهش دارم بکار من رسیدگی کنید
i please to do it
خوش دارم که این کار را بکنم
i p to arrange an intrriew
قصد دارم که مصاحبهای ترتیب دهم
i have as many books as you
کتاب شما دارید منهم دارم
I would like to learn the truth.
من دوست دارم از واقعیت مطلع بشوم.
i life that better
انرا بیشتر از همه دوست دارم
i insist that he is innocent
جدا` عقیده دارم که او بی گناه است
I'm starving
[to death]
.
از گرسنگی دارم میمیرم.
[اصطلاح مجازی]
I'm sure we can come to some arrangement.
من اطمینان دارم که ما می توانیم به توافقی برسیم .
i insist on his innocence
جدا` عقیده دارم که او بی گناه است
Could I have a word with you ?
عرضی داشتم (چند کلمه صحبت دارم )
Can I go earlier today, just as a special exception?
اجازه دارم امروز استثنأ زودتر بروم؟
My clothes are a witness to my poverty.
لباسی که بتن دارم شاهد فقر است
I have a free hand in this matter.
دراینکار دستم باز است ( اختیارات دارم )
i intend my son for the bar
خیال دارم پسرم را بگذارم وکالت کند
trims
موقعیت قایق دراب
hold one's own (in an argument)
<idiom>
دفاع از موقعیت خود
golden opportunity
<idiom>
موقعیت طلایی وعالی
stand
عهده دارشدن موقعیت
trimmest
موقعیت قایق دراب
trim
موقعیت قایق دراب
downward
به طرف یک موقعیت پایین تر
whiteouts
عدم تشخیص موقعیت
stations
موقعیت اجتماعی وضع
station
موقعیت اجتماعی وضع
blows
هدر دادن موقعیت
blow
هدر دادن موقعیت
whiteout
عدم تشخیص موقعیت
vacancy
موقعیت شغلی آزاد
circumstances
شرط موقعیت تشریفات
stationed
موقعیت اجتماعی وضع
spatial orientation
موقعیت یابی فضایی
d. situation
موقع یا موقعیت باریک
compass bearing
موقعیت برحسب قطبنما
positional
وابسته به موقعیت یامقام
flage pole position
موقعیت میله پرچمی
bowsprit position
موقعیت دکل خوابیده
space orientation
موقعیت یابی فضایی
upwell
موقعیت بهتری یافتن
pinches
موقعیت باریک سربزنگاه
opportuneness
موقعیت موقع بودن
pinch
موقعیت باریک سربزنگاه
From your lips to God's ears!
<idiom>
امیدوارم که حق با شما باشد، اما من کمی شک و تردید دارم.
I have got into a jam . Iam in a tight corner . I am in a bad fix.
بد طوری گیر کرده ام ( دروضع سختی قرار دارم )
Is there enough time to change trains?
آیا برای تعویض قطار وقت کافی دارم؟
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com