Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
tarsal
مچ پایی استخوان قوزک پا
Other Matches
astragalus
استخوان قوزک یا اشتالنگ استخوان کعب
tarsus
استخوان قوزک پا قوزک پا
knucklebone
استخوان قوزک
ankle bone
استخوان قوزک
anklebone
استخوان قوزک
ankle joint
قوزک پا
[استخوان بندی]
joint of the foot
قوزک
[استخوان بندی]
ankle joint
قوزک
[استخوان بندی]
huckle bone
استخوان قوزک کعب
joint of the foot
قوزک پا
[استخوان بندی]
hyprostosis
رویش غیر طبیعی استخوان کلفت شدگی استخوان برامدگی استخوان
green stick
شکستگی استخوان درکودکان بدان گونه که یک سوی استخوان شکسته سو
osteotomy
برش استخوان و جداکردن و خارج کردن قسمتی از استخوان
zygoma
استخوان قوس وجنه استخوان گونه
syynostosis
ترکیب دو استخوان وتکمیل استخوان واحدی
condyle
مهره استخوان- برامدگی استخوان
ischium
استخوان ورک استخوان نشیمنگاهی
periosteum
پوشش استخوان ضریع استخوان
ankles
قوزک پا
ankles
قوزک
ankle
قوزک پا
ankle
قوزک
lowcuts
کفش پایین تر از قوزک پا
slackest
قوزک اول ماشه
slack
قوزک اول ماشه
slacks
قوزک اول ماشه
knuckles
قوزک پا یا پس زانوی چهار پایان
knuckle
قوزک پا یا پس زانوی چهار پایان
to twist one's ankle
پیچ خورده شدن قوزک پا
vorlage
خیز برداشتن از ناحیه قوزک پا
to sprain one's ankle
پیچ خورده شدن قوزک پا
occiput
استخوان قمحدوه استخوان پس سر
planters
کف پایی
planter
کف پایی
criss-cross
پایی
criss-crossing
پایی
criss-crosses
پایی
plantar
کف پایی
criss-crossed
پایی
panton
کفش دم پایی
shoepac
کفش دم پایی
push bikes
دوچرخه پایی
bicycle
دوچرخه پایی
velocipede
دوچرخه پایی
bicycles
دوچرخه پایی
push bike
دوچرخه پایی
elephantiasis
پیل پایی
pantof
کفش سر پایی
pantof
کفش دم پایی
shoepack
کفش دم پایی
pumiceous
سنگ پایی
espadrille
کفش دم پایی
polypody
هزار پایی
pedicab
سه چرخه پایی
papoosh
کفش سر پایی
territoriality
بوم پایی
pedaling
پدال پایی
pedaled
پدال پایی
pedal
پدال پایی
foot operated starting switch
استارتر پایی
foot pedal
پدال پایی
foot control
کنترل پایی
footy
پادار پایی
footrest
زیر پایی
footholds
زیر پایی
pedalled
پدال پایی
foot brake
ترمز پایی
foot starter
استارتر پایی
foothold
زیر پایی
pedals
پدال پایی
pedalling
پدال پایی
vomer
استخوان میانی بینی استخوان تیغه بینی
ambulatory psychotherapy
روان درمانی سر پایی
foot starter
راه انداز پایی
kick starter
راه انداز پایی
lubberliness
بی دست و پایی ناازمودگی
coefficient of rigidity
ضریب سخت پایی
defendance need
نیاز خویشتن پایی
treadle press
ماشین چاپ پایی
an odd slipper
یک لنگه کفش سر پایی
modulus of rigidity
ضریب سخت پایی
pumicestone slag
سرباره سنگ پایی
subbass
کلیدرکاب پایی ارگ وپیانو
to muff a catch
از بی دست و پایی توپ رانگرفتن
maladroitness
ناشی گری بیدست و پایی
foot operated starting switch
کلید راه انداز پایی
lubberly
از روی کودنی یابیدست و پایی
melodion
یکجور ارگ دستی یا پایی
to muff a ball
از بی دست و پایی توپ رانگرفتن
takeoff leg
پایی که فشار برروی ان است
melodeon
ارگ پایی یا دستی نوعی نی کوچک
foot pedal switch
سوئیچی که با پدال پایی بکار میافتد.
pivot foot
پایی که درهنگام حرکت بایدروی زمین بماند
lead
پایی که در پرش از روی مانع زودتر از پای دیگر بلند میشود
leads
پایی که در پرش از روی مانع زودتر از پای دیگر بلند میشود
boneless
بی استخوان
ossicle
استخوان چه
osteotome
استخوان بر
natchbone
استخوان
boned
استخوان
bone
استخوان
fleshier
بی استخوان
tarsus
استخوان مچ پا
jawbone
استخوان فک
bones
استخوان
fleshy
بی استخوان
jawbones
استخوان فک
fleshiest
بی استخوان
boning
استخوان
shank
ضربه زدن به توپ با قوزک یاکنار پا ضربه زدن به گوی باعقب چوب گلف یا بدنه ان قسمتی از لنگر که طناب به ان وصل شود قسمتی از قلاب ماهیگیری بین سوراخ وانحنا
huckle bone
استخوان چاربند
huckle bone
استخوان لگن
navicular bone
استخوان زورقی
occipital bone
استخوان قمحدوه
the humeral bone
استخوان بازو
orthopedics
جراحی استخوان
os pubis
استخوان شرمگاه
the humeral bone
استخوان عضد
humeeerus
استخوان بازو
humeeerus
استخوان عضد
ossific
استخوان ساز
merrythought
استخوان جناغ
kneepan
استخوان کشگک
malar bone
استخوان گونه
maxillary bone
استخوان ارواره
osteomalacia
ملاست استخوان
innominate bone
استخوان بی نام
incus
استخوان سندانی
illium
استخوان حرقفی
malleolus
استخوان غوزک
ilium
استخوان حرقفی
hyperostosis
برامدگی استخوان
malleus
استخوان چکشی
hyoid bone
استخوان لامی
luxation
در رفتگی استخوان
osteal
شبیه استخوان
hollownes
پوکی استخوان
bonemeal
آرد استخوان
bonemeal
استخوان کوبیده
bonemeal
گرد استخوان
zygomatic
استخوان گونه
ungual bone
استخوان ناخنی
thighbone
استخوان ران
thigh bone
استخوان ران
temporal bone
استخوان گیجگاه
tarsometatarsus
استخوان مچ پاواستخوان کف پا
talus
استخوان قاپ
stirrup bone ;stirrup bone
استخوان رکابی
stapes
استخوان رکابی
skull and crossbones
جمجمه و دو استخوان
shinbone
استخوان قلم پا
metacarpal
استخوان کف دست
carcass
استخوان بندی
carcse
استخوان بندی
To set a bone.
استخوان جا انداختن
spillikin
ریزه استخوان
skelton
استخوان بندی
parietal
استخوان اهیانه
palating
استخوان کام
ostosis
استخوان سازی
osteomalacia
نرمی استخوان
osteoma
ورم استخوان
osteology
استخوان شناسی
osteologist
استخوان شناس
osteoid
استخوان وار
osteography
شرح استخوان ها
osteogenesis
تشکیل استخوان
osteogenesis
پیدایش استخوان
osteitis
اماس استخوان
pubis
استخوان شرمگاه
raspatory
استخوان تراش
shacklebone
استخوان قاپ
shacklebone
استخوان مچ دست
scroll bone
استخوان فرفرهای
scaular
استخوان شانه
xyster
استخوان تراش
scalping iron
استخوان تراش
sacrum
استخوان خاجی
reckets
ملاست استخوان
reckets
استخوان نرمی
reckets
نرمی استخوان
raspatory
استخوان ساب
osteitis
ورم استخوان
carcasses
استخوان بندی
rickets
نرمی استخوان استخوان نرمی
dislocation
دررفتگی استخوان
funny bones
استخوان ارنج
funny bone
استخوان ارنج
blade
استخوان پهن
scapulas
استخوان کتف
marrows
مغز استخوان
scapula
استخوان کتف
zygomatic bone
استخوان گونه
ckeek bone
استخوان گونه
cheekbones
استخوان گونه
cheekbone
استخوان گونه
pith
مخ استخوان اهمیت
femora
استخوان ران
femur
استخوان ران
breast bone
استخوان سینه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com