English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 44 (6 milliseconds)
English Persian
radiotelephony مکالمه با بی سیم
Search result with all words
colloquia مکالمه
colloquium مکالمه
trunk call مکالمه مشترکین از طریق ترانک
trunk calls مکالمه مشترکین از طریق ترانک
parlance مکالمه
palaver مکالمه
parley مکالمه کردن
parleyed مکالمه کردن
parleying مکالمه کردن
parleys مکالمه کردن
sign language مکالمه با اشاره
sign languages مکالمه با اشاره
conversation مکالمه محاوره
conversations مکالمه محاوره
uncommunicative بی علاقه به مکالمه و تبادل فکر و خبر
chargeable call مکالمه قابل پرداخت
crosstalk مکالمه متقابل
dial up استفاده از یک شماره گیر یا دکمه فشاری تلفن برای ایجاد مکالمه تلفنی ایستگاه به ایستگاه
dialectic روش مبتنی بر مباحثه و مکالمه روشی است که فلاسفهای نظیر سقراط
dialogist مکالمه نویس
duplex operation کارکرد یا عملکرد دوبل مکالمه تلفنی دو طرفه
duplex telephony مکالمه تلفنی دو طرفه
emergency call خبر یا مکالمه اضطراری
fixed time call مکالمه در زمان معین و ثابت
frequency of calls تراکم مکالمه
international call مکالمه بین المللی
interphone سیستم تلفن یا مکالمه داخلی یک جنگ افزار
interrogator responder دستگاه تماس یا مکالمه سیستم شناسایی دشمن وخودی
parle مکالمه
private automatic branch exchange یک سیستم تلفن سوئیچینگ خودکار خصوصی که در یک شرکت مخابرات تلفنی رافراهم می اورد و انتقال مکالمه ها را به درون شبکه تلفن عمومی یا خارج از ان کنترل میکند
procedure word کلماتی که قبل از شروع مکالمه مخابره می شوند
push to talk کلید مکالمه تلفنی
radio dicipline انضباط مکالمه بی سیم
radiotelephony مکالمه رادیو تلفنی
ring off قطع کردن تلفن یا مکالمه تلفنی
speaking tube لوله مخصوص مکالمه بین دواتاق
telephone conversation مکالمه تلفنی
telephone modal distance مسافت مکالمه تلفنی
telephone repeater دستگاه تقویت صوت تلفنی دستگاه تقویت مکالمه تلفنی
through call مکالمه مستقیم
two way telephone equipment تجهیزات مکالمه متقابل تاسیسات مکالمه تلفنی
Their eyes met. آنها به هم زل زدند. [همینطور به معنی گفتگوی بدون مکالمه یا عشق به هم]
I'm putting you through now. شما را الان وصل میکنم. [در مکالمه تلفنی]
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com