English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
change gear mechanism مکانیزم چرخ دندانه تبدیل
Other Matches
change gear چرخ دندانه تبدیل
rosettes اشکال و الگوهای استانداردی برای بکارگیر مکانیزم تبدیل تغییر حاصل از تنش به سیگنالهای الکتریکی برای تنشها درهمه جهات
rosette اشکال و الگوهای استانداردی برای بکارگیر مکانیزم تبدیل تغییر حاصل از تنش به سیگنالهای الکتریکی برای تنشها درهمه جهات
rack and pinion میله دندانه دار و چرخ دندانه کوچک
serrate leaves برگهای ارهای یا دندانه دندانه
saw edged دارای لبه دندانه دندانه
feed روش وارد کردن کاغذ به چاپگر. دندانه چرخ چاپگر به دندانه سوراخهای لبه کاغذ متصل میشود
feeds روش وارد کردن کاغذ به چاپگر. دندانه چرخ چاپگر به دندانه سوراخهای لبه کاغذ متصل میشود
nick دندانه دندانه کردن
cut gears دندانه دندانه کردن
nicks دندانه دندانه کردن
dentate دندانه دندانه مضرس
jaggy دندانه دندانه ناهمواری
nicked دندانه دندانه کردن
nicking دندانه دندانه کردن
novatio non presumiter تبدیل تعهد یا تبدیل مدیون نمیتواند مفروض یا ضمنی باشد
defence mechanisms مکانیزم دفاعی
collapse mechanism مکانیزم خرابی
stop mechanism مکانیزم توقف
escapement mechanism مکانیزم چاپکاغذ
defence mechanism مکانیزم دفاعی
steering mechanism مکانیزم فرمان
driving mechanism مکانیزم رانش
weight-driven clock mechanism مکانیزم ساعتپانولدار
mechanism of the organ مکانیزم ارگان
drive mechanism مکانیزم رانش
feed mechanism مکانیزم تغذیه
servo mechanism سروو- مکانیزم
cam mechanism مکانیزم بادامک
kinesiology اصول مکانیزم
automatic mechanism مکانیزم خودکار
saw tooth دندانه اره ای [گاه لبه های حاشیه و یا لبه انتهایی فرس را بصورت مثلث های تکراری می بافند که حالتی از دندانه های اره را نشان میدهد.]
brake expander mechanism مکانیزم انبساط ترمز
mechanisms عوامل مکانیکی مکانیزم
rotary piston machanism مکانیزم پیستون دوار
mechanisms ساز و کار مکانیزم
mechanism ساز و کار مکانیزم
servomechanizm مکانیزم فرمان یار
mechanism عوامل مکانیکی مکانیزم
worm gear mechanism مکانیزم چرخ دنده حلزونی
moving coil measuring mechanism مکانیزم سنجش قاب گردان
wet take off برخاستن از زمین با استفاده از مکانیزم تزریق اب
jammed توقف فرآیند یا مکانیزم در اثر خطا
roller drive مکانیزم چرخ دنده کاهنده یاافزاینده
jam توقف فرآیند یا مکانیزم در اثر خطا
jams توقف فرآیند یا مکانیزم در اثر خطا
ratchet and pawl mechanism مکانیزم چرخ ضامن دار و گیر
feed مکانیزم وارد کردن کاغذ درون چاپگر
feeds مکانیزم وارد کردن کاغذ درون چاپگر
hardware دیسکها و مکانیزم هایی که یک کامپیوتر و وسایل جانبی آنرا می سازد
transiguration تبدیل صورت تبدیل هیئت
conversion scale مقیاس تبدیل ضریب تبدیل
waste gate مکانیزم کنترلی برای توربین گازهای خروجی موتورهای دارای توربوشارژر
friction feed مکانیزم چاپگر که در آن کاغذ با قرار دادن آن بین دوچرخ حرکت میکند
restitution تبدیل مختصات نقاط از عکس یا نقشهای به نقشه دیگر تبدیل مختصات
fanned 1-مکانیزم جریان دادن هوا برای خنک کردن . 2-گستردهای ازوسایل و داده ها
fan 1-مکانیزم جریان دادن هوا برای خنک کردن . 2-گستردهای ازوسایل و داده ها
fans 1-مکانیزم جریان دادن هوا برای خنک کردن . 2-گستردهای ازوسایل و داده ها
fanning 1-مکانیزم جریان دادن هوا برای خنک کردن . 2-گستردهای ازوسایل و داده ها
open loop system مکانیزم کمک کننده متشکل ازیک مسیر کنترل بدون اندازه گیری نتیجه
zero lash شرایطی در مکانیزم کنترل سوپاپهای موتور پیستونی که در ان با استفاده از ثابت هیدرولیکی مقدار لقی به صفر میرسد
wobble plate دیسکی که بصورت لولایی یاصلب به عنوان مکانیزم حرکت دهنده روی شفت نصب شده است
assembler اسمبلی که برنامه به زبان اسمبلی را در دو مرحله به کد ماشین تبدیل میکند. ابتدا آدرسهای ابتدایی ذخیره می شوند و در مرحله دوم آن را به آدرس مطلق تبدیل می کنند
binary to hexadecimal conversion تبدیل دودوئی به مبنای 61 تبدیل دودوئی به شانزده شانزدهی
binary to octal conversion تبدیل دودوئی به مبنای 8 تبدیل دودوئی به هشت هشتی
access mechanism دستگاه مکانیکی در واحدذخیره دیسک که نوکهای مخصوص خواندن و نوشتن را روی شیارهای صحیح دیسک قرار میدهد مکانیزم دستیابی
conversion 1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند
conversions 1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند
sheath دندانه
jaggies دندانه ها
serration دندانه
serrate دندانه دندانه
notche دندانه
serra دندانه
sawtooth دندانه دندانه
nid دندانه
saw toothed دندانه دندانه
sheaths دندانه
jag دندانه
nick دندانه
cams دندانه
denticulate دندانه دندانه
trifid سه دندانه
cam دندانه
tine دندانه
leaf دندانه
nicks دندانه
denticle دندانه
nicking دندانه
undentate تک دندانه
nicked دندانه
dentation دندانه
indentations دندانه
threads دندانه
thread دندانه
dents دندانه
nib دندانه
bidentate دو دندانه
indentation دندانه
peg دندانه
notches دندانه
denting دندانه
dented دندانه
dent دندانه
indented دندانه دندانه
pegs دندانه
notch دندانه
cog دندانه
nibs دندانه
crinkles دندانه دندانه
crinkle دندانه دندانه
crinkling دندانه دندانه
crinkled دندانه دندانه
mordant دندانه
cogging دندانه
crenation دندانه دندانه
tooth دندانه
cogs دندانه
dentate دندانه
toothiest دندانه دار
jaw clutch coupling درگیری دندانه
dents دندانه بریدگی
notched دندانه دار
nurl دندانه کنگره
dents دندانه کردن
serrulation دندانه داری
pectinate دندانه دار
denting دندانه کردن
denting دندانه بریدگی
helical tooth دندانه حلزونی
herringbone tooth دندانه ی جناغی
toothier دندانه دار
toothy دندانه دار
knurling tool دندانه ساز
cogs دندانه دارکردن
pectinated دندانه دار
laciniated دندانه دار
monodentate ligand لیگاند تک دندانه
knurled دندانه دار
indentation دندانه گذاری
jaw clutch coupling پیوست دندانه
jaggy دندانه دار
laciniate دندانه دار
indentations دندانه گذاری
cogged دندانه دار
serrated دندانه دار
jagged دندانه دار
cog دندانه دارکردن
zigzag soldering لحیم دندانه
depth of tooth ارتفاع دندانه
roots پای دندانه
root پای دندانه
indent دندانه دارکردن
indent دندانه گذاری
indenting دندانه دارکردن
indenting دندانه گذاری
indents دندانه دارکردن
indents دندانه گذاری
dentigerous دندانه دار
denticulation دندانه ریز
dentate دندانه دار
cut teeth دندانه دارکردن
cut teeth دندانه ساختن
dentation دندانه بودن
cirrate دندانه دار
cirrose دندانه دار
cirhose دندانه دار
denticulate دندانه دار
denticulated دندانه دار
engrail دندانه دارکردن
toothed cornice brick اجر دندانه
engrailed دندانه دار
tooth form شکل دندانه
tooth flank دامنه دندانه
dent دندانه کردن
tooth clearance بازی دندانه
dent دندانه بریدگی
tooth gap شکاف دندانه
tooth gap فاصله دندانه
dented دندانه کردن
tooth pitch گام دندانه
dented دندانه بریدگی
gearwheel چرخ دندانه
toothless بدون دندانه
tooth profile شکل دندانه
pinion چرخ دندانه پی نیون
chine دندانه دار کردن
racks قطاع دندانه دار
cog wheel چرخ دندانه دار
cogwheel چرخ دندانه دار
gear wheel چرخ دندانه دار
loose gear چرخ دندانه هرزگرد
external gear تاج دندانه خارجی
layshaft محور دندانه کمکی
endless screw پیچ دندانه گردان
sawthoot generator مولد دندانه ارهای
exhaust gear چرخ دندانه خروجی
jaggedness دندانه دار بودن
elevating gear چرخ دندانه بالابر
knurling tool الت دندانه سازی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com