Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 103 (2 milliseconds)
English
Persian
antisubmarine action
مکانیسم ضد زیردریایی
Other Matches
submarine havens
منطقه عبور در عملیات غیررزمی زیردریایی منطقه اموزشی زیردریایی درمنطقه غیررزمی منطقه محدوده تامینی اطراف زیردریایی
conventional submarine
زیردریایی معمولی زیردریایی غیرهستهای
chemical horn
مکانیسم انفجار مین صوتی مکانیسم انفجار شیمیایی
subroc
موشک نصب شده روی زیردریایی موشک مخصوص زیردریایی
energy absorber
مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
antisubmarine screen
پرده پوشش ضد زیردریایی پوشش ضد زیردریایی
mechanism
مکانیسم
mechanisms
مکانیسم
firing mechanism
مکانیسم اتش
defense mechanism
مکانیسم دفاعی
adjustment mechanism
مکانیسم سازگاری
antifriction device
مکانیسم ضد اصطکاک
market mechanism
مکانیسم بازار
associative mechanism
مکانیسم تجمعی
delay arming
مکانیسم تاخیری
dissociative mechanism
مکانیسم تفکیکی
counter mechanism
مکانیسم شمارشگر
print engine
مکانیسم چاپ
cintrol mechanism
مکانیسم کنترل
breech mechanism
مکانیسم کولاس
feedback mechanism
مکانیسم بازخوری
firing stop mechanism
مکانیسم ضامن اتش
electron transfer mechanism
مکانیسم انتقال الکترون
recoil mechanism
مکانیسم عقب نشینی
releasing mechanism
مکانیسم راه اندازی
combination influence
مکانیسم عامل مرکب
servomechanism
مکانیسم فرمان یار
tractor feed mechanism
مکانیسم تغذیه تراکتوری
sour grapes mechanism
مکانیسم ناچیز انگاری
direct action
مکانیسم عمل مستقیم درماسوره ها
firing mechanism
چاشنی مین مکانیسم تیراندازی
innate releasing mechanism
مکانیسم راه اندازی فطری
antisubmarine
ضد زیردریایی
submarine boat
زیردریایی
nuking
زیردریایی اتمی
nukes
زیردریایی اتمی
nuked
زیردریایی اتمی
silent running
سکوت زیردریایی
nuke
زیردریایی اتمی
lifeguard submarine
زیردریایی نجات
tinfish
موشک ضد زیردریایی
subsurface
زیردریایی زیرابی
killer submarine
زیردریایی شکاری
sqid
خمپاره ضد زیردریایی
submariner
خدمه زیردریایی
deep submergence
زیردریایی نجات
torpedo
موشک ضد زیردریایی
antisubmarine barrier
مانع ضد زیردریایی
antisubmarine action
عمل ضد زیردریایی
sill
پشته زیردریایی
antisubmarine
مخرب زیردریایی
sills
پشته زیردریایی
anti submarine
هواپیمای ضد زیردریایی
alvin
یک نوع زیردریایی
aluminaut
زیردریایی الومینیومی
albacore
نوعی زیردریایی
albacore
زیردریایی الباکور
antisubmarine search
کاوش ضد زیردریایی
asroc
راکت ضد زیردریایی
submarine chaser
ناوچه ضد زیردریایی
antisubmarine torpedo
اژدر ضد زیردریایی
torpedoed
موشک ضد زیردریایی
astro
اژدر زیردریایی
torpedoes
موشک ضد زیردریایی
torpedoing
موشک ضد زیردریایی
servomechanism
مکانیسم خودکار جهت راه اندازی ماشین ها
creeping attack
تک هماهنگ شده ضد زیردریایی
submarine
با زیردریایی حمله کردن
silent running
حرکت زیردریایی با سکوت
command active sonobuoy system
وسیله اکتشاف زیردریایی
air surface zone
منطقه عملیات ضد زیردریایی
rescue chamber
اطاقک نجات زیردریایی
antisubmarine search
عملیات تجسس ضد زیردریایی
submarines
با زیردریایی حمله کردن
hunting
شکار دشمن یا زیردریایی
sonobuoy
بویه صوتی و ضد زیردریایی سونوبوی
terne
نوعی موشک ضد زیردریایی نروژی
datum time
ساعت تعیین محل زیردریایی
seadata
اطلاعات مربوط به ردگیری زیردریایی دشمن
magnetic anomaly detection gear
دستگاه اکتشاف زیردریایی به طریقه مغناطیسی
deep submergence
زیردریایی نجات کشتیهای غرق شده
nuclear submarine
زیردریایی هستهای nuclear-poweredsubmarine : syn
datum
اثر جذر و مد دریا محل زیردریایی در عمق اب
genetics
واختلاف موجودات و مکانیسم انان در اثر توارث بحث میکند نسل شناسی
hoverting
ثابت ماندن در یک نقطه یا ارتفاع حفظ عمق زیردریایی
orion
نوعی هواپیمای چهارموتوره ملخ دار ضد زیردریایی باموتور توربوجت
sea bat
نوعی هلیکوپتر ضد زیردریایی که دارای سونار اکتشافی واژدر صوتی است
sense probe
مکانیسم ورودی که نقاط حساس روی یک صفحه نمایش را فعال کرده و درنتیجه برای یک کامپیوترورودی تهیه کند
hunter killer
نیروهای شکاری و انهدامی دریایی یکان مامور جستجو وانهدام زیردریایی دشمن
spitting
در رهگیری هوایی یعنی درحال رها کردن بویههای صوتی ضد زیردریایی هستم
delivery groups
مکانیسم پرتاب موشک یا مهمات وسایل سیستم پرتاب
actuator
محرک بازوی عامل مکانیسم عامل
submarine sanctuaries
مناطق مخصوص تمرینات غیررزمی زیردریایی مناطق تمرین اموزشی ضدزیردریایی
hedgehogs
مانع جوجه تیغی شکل نوعی جنگ افزارضد زیردریایی یا مانع ضدزیردریایی
hedgehog
مانع جوجه تیغی شکل نوعی جنگ افزارضد زیردریایی یا مانع ضدزیردریایی
evasive steering
اجتناب از زیردریایی دشمن حرکت اجتناب امیز ناو
balancing
حفظ عمق کشتی متعادل کردن عمق زیردریایی
haven submarine
منطقه امن زیردریایی منطقه تامین زیردریاییها
combined influence mine
مین با مکانیسم عامل مرکب مین مجهز به مدار باحساسیت مرکب
market socialism
سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
gradient circuit
مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
power traverse
مکانیسم حرکت سمت برقی دستگاه برقی حرکت سمت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com