English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
place learning مکان اموزی
Other Matches
barnstorm مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstormed مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstorming مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstorms مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
left shift تغیر مکان به چپ ریاضی یک بیت از داده در کلمه . عدد دودویی با هر تغییر مکان دوبرابر میشود
cross hairs دو خط متقاطع روی یک دستگاه ورودی که محل تقاطع انها مکان فعال مکان نمای یک سیستم گرافیکی رامشخص میکند
peeked فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
peek فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
peeking فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
peeks فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
displacement اختلاف مکان تغییر مکان
moves کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
move کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
moved کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
underachievement کم اموزی
concept learning مفهوم اموزی
overachievement پیش اموزی
omission training حذف اموزی
mastery learning تسلط اموزی
novitiate کار اموزی
noviciate کار اموزی
avoidancae training اجتناب اموزی
assertive training جرات اموزی
conceptual learning مفهوم اموزی
learning to learn یادگیری اموزی
probationership کار اموزی
relation learning رابطه اموزی
skill learning مهارت اموزی
tameness دست اموزی
sign learning علامت اموزی
enculturation فرهنگ اموزی
sensitivity training حساسیت اموزی
cue learning نشانه اموزی
sensitivity training group گروه حساسیت اموزی
t group گروه حساسیت اموزی
sex typing نقش اموزی جنسیتی
probational دوره ازمایش و کار اموزی
probation دوره ازمایش وکار اموزی
cycles تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycled تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycle تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
unschooled تعلیم نگرفته کار اموزی نکرده
angular travel تغییر مکان زاویهای زاویه تغییر مکان
migration نقل مکان نقل مکان کردن
paideutics روش کار اموزی فن تعلیم علم تعلیم
locus مکان
purlieus مکان جا
spots مکان
spot مکان
there ان مکان
locations مکان
location مکان
site مکان
stabilisers مکان
stabilizer مکان
part مکان
stead مکان
sites مکان
illocal بی مکان
space مکان
spaces مکان
place جا مکان
place مکان
sited مکان
placing جا مکان
places جا مکان
places مکان
placing مکان
memory location مکان حافظه
adverb of place فرف مکان
loci مکان هندسی
nowheres در هیچ مکان
displacement تغییر مکان
response position مکان جواب
locus مکان هندسی
unit position مکان واحد
displaciment تفاوت مکان
displaciment تغییر مکان
displeacement of water تغییر مکان اب
change of place تغییر مکان
facility مکان ساختمان
left shift تغییر مکان به چپ
print position مکان چاپ
public place مکان عمومی
place of honor مکان پر افتخار
location counter مکان شمار
topography مکان نگاری
locative دال بر مکان
otherwhere در مکان دیگر
shift تغییر مکان
shifted تغییر مکان
moves نقل مکان
shifts تغییر مکان
place مکان موقع
places مکان موقع
moved نقل مکان
clearing مکان مسطح
clearings مکان مسطح
location مکان یابی
locations مکان یابی
move نقل مکان
placing مکان موقع
ubiety کیفیت مکان
cursors مکان نما
locality موضع مکان
storage location مکان ذخیره
screen position مکان صفحه
localities موضع مکان
topographer مکان نگار
sign position مکان علامت
cursor مکان نما
storage location مکان انباره
topology مکان شناسی
nowhere در هیچ مکان
topologist مکان شناس
end around shift تغییر مکان دورگشتی
location of industry تعیین مکان صنعت
locate mode باب مکان یابی
locus of centres مکان هندسی مرکزها
sides way تغییر مکان جانبی
ring shift تغییر مکان حلقهای
shift out تغییر مکان به بیرون
fleche نقل مکان شمشیرباز
shift register ثبات تغییر مکان
horizontal stabilizer مکان افقی ثابت
whereabout حدود تقریبی مکان
location theory نظریه تعیین مکان
logic shift تغییر مکان منطقی
protected location مکان حفافت شده
topological psychology روانشناسی مکان نگر
permanent change of station تغییر مکان دایمی
piston displacement تغییر مکان پیستون
position vector بردار مکان [ریاضی]
toponymic وابسته به مکان نامی
logical shift تغییر مکان منطقی
position بردار مکان [ریاضی]
radius vector بردار مکان [ریاضی]
mental topography مکان نگاری ذهن
location vector بردار مکان [ریاضی]
red shift تغییر مکان سرخ
transmigrator نقل مکان کننده
drilling position مکان مته کاری
flitting نقل مکان کردن
components of displacement مولفههای تغییر مکان
rudder مکان عمودی متحرک
circular shift تغییر مکان حلقوی
circular shift تغییر مکان دایرهای
rudders مکان عمودی متحرک
arithmetic shift تغییر مکان حسابی
elevator مکان افقی متحرک
elevators مکان افقی متحرک
displacement جابجاشدگی تغییر مکان
topography مکان نگاری مساحی
locus مکان هندسی مرکزها
flit نقل مکان کردن
flits نقل مکان کردن
flitted نقل مکان کردن
crusor arrows پیکانهای مکان نما
current location counter شمارنده مکان فعلی
cursor control کنترل مکان نما
shift تغییر مکان انتقال
shifted تغییر مکان انتقال
doppler shift تغییر مکان دوپلری
shifts تغییر مکان انتقال
mobility قابلیت نقل مکان
cyclic shift تغییر مکان چرخهای
universe کون و مکان دهر
die shift تغییر مکان حدیده
right shift تغییر مکان به سمت راست
forth دور از مکان اصلی جلو
moves پیشنهاد کردن تغییر مکان
moved پیشنهاد کردن تغییر مکان
cursor control keys کلیدهای کنترل مکان نما
locality محل مخصوص مکان جغرافیایی
tablet مکان نما روی صفحه
tablets مکان نما روی صفحه
topology مکان شناسی وضعیت جغرافیایی
on the move <idiom> حرکت از مکانی به مکان دیگر
redeployment تغییر مکان دادن یکانها
statip shift register ثبات تغییر مکان ایستا
support movement تغییر مکان تکیه گاه
move پیشنهاد کردن تغییر مکان
localities محل مخصوص مکان جغرافیایی
removal برطرف سازی نقل مکان
accomodation وسایل آسایش واستراحت جا و مکان
cursor movement keys کلیدهای حرکت مکان نما
output per unit of displacement توان در واحد تغییر مکان
colocate دریک مکان قرار دادن
dynamic shift register ثبات تغییر مکان پویا
echeloned displacement تغییر مکان رده برده
dp بی مکان ومنزل تبعید شده
except مکان دهی و ادغام شامل نیست
columnar transposition تغییر مکان دادن عوامل در ستون
topographic وابسته بنقشه برداری یا مکان نگاری
toponymy ذکر اسامی نواحی مکان نامی
locating مستقر ساختن مکان یابی کردن
locates مستقر ساختن مکان یابی کردن
located مستقر ساختن مکان یابی کردن
locate مستقر ساختن مکان یابی کردن
to take a run-up با دویدن به مکان شروع نزدیک شدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com