Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (19 milliseconds)
English
Persian
pesthole
مکان مستعد برای بیماری واگیر
Other Matches
epidemics
واگیر بیماری همه گیر
epidemic
واگیر بیماری همه گیر
prone
سرازیر مستعد برای انجام کار
end in itself
<idiom>
مکان کافی برای راحت بودن
laparotomy
شکافتن شکم برای پی بردن به بیماری
run-up
[start-up]
نزدیکی به مکان شروع با دویدن
[برای جهش یا پرتاب کردن]
[ورزش]
barnstorming
مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstormed
مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstorm
مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstorms
مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
left shift
تغیر مکان به چپ ریاضی یک بیت از داده در کلمه . عدد دودویی با هر تغییر مکان دوبرابر میشود
cross hairs
دو خط متقاطع روی یک دستگاه ورودی که محل تقاطع انها مکان فعال مکان نمای یک سیستم گرافیکی رامشخص میکند
catching
واگیر
infectious
واگیر
contagious
واگیر
contagium
واگیر
communicable
واگیر
contagions
سرایت ناخوشی واگیر
contagion
سرایت ناخوشی واگیر
peeks
فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
peeked
فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
peeking
فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
peek
فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
displacement
اختلاف مکان تغییر مکان
high resolution bit mapped display
تکنیک نمایش یک مکان واحدحافظه برای کنترل یک نقطه نورانی مشخص روی صفحه نمایش
sequela
بیماری ناشی از بیماری دیگر
arm
وسیله مکانیکی در درایو دیسک برای مکان دهی به نوک خواندن / نوشتن روی شیار مناسب از دیسک
moves
کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
moved
کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
move
کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
cycled
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycle
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycles
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
guidable
مستعد
subject to tuberculosis
مستعد سل
susceptible
مستعد
prone
مستعد
apt
مستعد
susceptive
مستعد
capable
مستعد
insusceptible
غیر مستعد
unpregnant
غیر مستعد
susceptibility
مستعد بودن
cursorial
مستعد دویدن
predisposes
مستعد کردن
inclines
مستعد شدن
incline
مستعد شدن
presentient
قبلا مستعد
susceptible of change
مستعد تغییر
predisposing
مستعد کردن
predispose
مستعد کردن
predisposed
مستعد کردن
fluctuable
مستعد ترقی و تنزل
damageable
مستعد خراب شدن
She is prone to it . She is itching for it .
ماده اش مستعد است
it threatens to rain
هوا مستعد باریدن
susceptible
حساس مستعد پذیرش
firetrap
ساختمان مستعد اتش سوزی
angular travel
تغییر مکان زاویهای زاویه تغییر مکان
fluctuable
مستعد بالا و پائین رفتن مواج
euryhaline
مستعد زندگی درابهای خیلی شور
bluest
مستعد افسردگی دارای خلق گرفته
blue
مستعد افسردگی دارای خلق گرفته
bluer
مستعد افسردگی دارای خلق گرفته
rug names
اسامی فرش
[بدلیل پراکندگی زیاد بافت ها و اختلاف سلیقه بافندگان، طراحان و کارشناسان یک سیستم نامگذاری تعریف شده برای فرش وجود ندارد.بدین جهت از مکان، قبیله، قوم، اندازه، طرح و انگیزه استفاده می شود.]
querying
1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
queries
1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
query
1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
queried
1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
migration
نقل مکان نقل مکان کردن
quarantines
در موارد ذیل درCL مورد استفاده است زن بیوه پنجاه روز از مرگ شوهر فرصت دارد که بادریافت جهیزیه و حق الارث خود از منزل خارج شود مدت قرنطینه کشتیهایی که ازکشورهای الوده به بیماریهای واگیر می ایندپنجاه perch از زمین
quarantine
در موارد ذیل درCL مورد استفاده است زن بیوه پنجاه روز از مرگ شوهر فرصت دارد که بادریافت جهیزیه و حق الارث خود از منزل خارج شود مدت قرنطینه کشتیهایی که ازکشورهای الوده به بیماریهای واگیر می ایندپنجاه perch از زمین
quarantining
در موارد ذیل درCL مورد استفاده است زن بیوه پنجاه روز از مرگ شوهر فرصت دارد که بادریافت جهیزیه و حق الارث خود از منزل خارج شود مدت قرنطینه کشتیهایی که ازکشورهای الوده به بیماریهای واگیر می ایندپنجاه perch از زمین
quarantined
در موارد ذیل درCL مورد استفاده است زن بیوه پنجاه روز از مرگ شوهر فرصت دارد که بادریافت جهیزیه و حق الارث خود از منزل خارج شود مدت قرنطینه کشتیهایی که ازکشورهای الوده به بیماریهای واگیر می ایندپنجاه perch از زمین
dominative
تحکم کننده مستعد تحکم
dispose
مرتب کردن مستعد کردن
kiosk
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosks
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
purlieus
مکان جا
spots
مکان
place
جا مکان
locus
مکان
place
مکان
places
جا مکان
places
مکان
space
مکان
spaces
مکان
placing
جا مکان
placing
مکان
stead
مکان
locations
مکان
location
مکان
there
ان مکان
sites
مکان
stabilisers
مکان
site
مکان
part
مکان
illocal
بی مکان
spot
مکان
sited
مکان
stabilizer
مکان
maladies
بیماری
malady
بیماری
illnesses
بیماری
illness
بیماری
disease
بیماری
diseases
بیماری
virulent
<adj.>
بیماری زا
pathogenic
بیماری زا
epizootic
بیماری
locality
موضع مکان
shift
تغییر مکان
displaciment
تغییر مکان
nowheres
در هیچ مکان
sign position
مکان علامت
displaciment
تفاوت مکان
locative
دال بر مکان
shifted
تغییر مکان
storage location
مکان ذخیره
storage location
مکان انباره
shifts
تغییر مکان
adverb of place
فرف مکان
locations
مکان یابی
screen position
مکان صفحه
clearing
مکان مسطح
nowhere
در هیچ مکان
cursors
مکان نما
unit position
مکان واحد
otherwhere
در مکان دیگر
topographer
مکان نگار
topology
مکان شناسی
clearings
مکان مسطح
facility
مکان ساختمان
topography
مکان نگاری
topologist
مکان شناس
location
مکان یابی
left shift
تغییر مکان به چپ
cursor
مکان نما
displeacement of water
تغییر مکان اب
location counter
مکان شمار
locus
مکان هندسی
public place
مکان عمومی
moved
نقل مکان
change of place
تغییر مکان
moves
نقل مکان
placing
مکان موقع
memory location
مکان حافظه
localities
موضع مکان
places
مکان موقع
print position
مکان چاپ
ubiety
کیفیت مکان
displacement
تغییر مکان
place learning
مکان اموزی
place of honor
مکان پر افتخار
response position
مکان جواب
loci
مکان هندسی
move
نقل مکان
place
مکان موقع
ailments
بیماری مزمن
alzeimer's disease
بیماری الزایمز
advantage by illness
بهره بیماری
sick bed
بستر بیماری
sick leave
استراحت بیماری
ailment
بیماری مزمن
psychosis
بیماری روانی
some kind of sickness
یک نوعی از بیماری
encephalopathy
بیماری مغزی
pathognomy
بیماری شناسی
pick's syndrome
بیماری پیک
pick's disease
بیماری پیک
radiation sickness
بیماری اشعه
radiation sickness
بیماری تابشی
radiation sickness
بیماری برتابشی
legionnaires' disease
بیماری لژیونرها
herpes simplex
بیماری تب خال
mental disorder
بیماری روانی
mental illness
بیماری روانی
tay sach's disease
بیماری تی- ساکس
remission
بهبودی بیماری
The symptoms ( of a disease) .
علائم بیماری
Diagnosis.
تشخیص بیماری
VD
بیماری زهروی
VD
بیماری مقاربتی
pott's disease
بیماری پوت
mental disease
بیماری روانی
catamnesis
تاریخچه بیماری
AIDS
بیماری سیدا
pathogenesis
بیماری زایی
to have something
[a disease, an illness]
بیماری گرفتن
to be laid up with something
بیماری گرفتن
neuropathy
بیماری عصب
insect vectors
حشرات بیماری زا
symptomatic
نشانه بیماری
illness
بیماری کسالت
illnesses
بیماری کسالت
nosophilia
بیماری خواهی
nosophobia
بیماری هراسی
pathophobia
بیماری هراسی
parkinsonism
بیماری پارکینسون
AIDS
بیماری ایدز
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com