English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 152 (7 milliseconds)
English Persian
moving average میانگین غلتان
Other Matches
the roller beette گه غلتان
trundler غلتان
rolling غلتان
surge موج غلتان
tumbuy or dung که غلتان گوگردانک
icebergs توده یخ غلتان
glaciers توده یخ غلتان
glacier توده یخ غلتان
rolling plan برنامه غلتان
icefall توده یخ غلتان
iceberg توده یخ غلتان
surges موج غلتان
surged موج غلتان
roller بام غلتان استوانه
rollers بام غلتان استوانه
scarab تکه جواهر سوسک سرگین غلتان
logrolling عمل غلتان الوار وکنده درخت وانداختن ان برودخانه
moraine سنگ وخاکی که دراثر توده یخ غلتان جابجاوانباشته شود
averages میانگین
averaging میانگین
mean high water مد میانگین
mean value میانگین
arithmetic mean میانگین
median میانگین
averaged در میانگین
on average [on av.] در میانگین
average value میانگین
average میانگین
meanest میانگین
averaged میانگین
meaner میانگین
mean میانگین
moving average میانگین متحرک
average discharge بده میانگین
true mean میانگین حقیقی
logarithmic mean میانگین لگاریتمی
mean velocity تندی میانگین
batting average میانگین توپزنی
average error خطای میانگین
mean error خطای میانگین
average value ارزش میانگین
average flow بده میانگین
average life عمر میانگین
average price میانگین قیمت
average deviation انحراف میانگین
density mean میانگین چگالی
mean life عمر میانگین
mean high water اب بالای میانگین
simple mean میانگین ساده
simple average میانگین ساده
mean squares میانگین مجذورات
meaner مقدار میانگین
mean time between failures میانگین عمر
mean value مقدار میانگین
simple mean میانگین حسابی
mean deviation انحراف میانگین
mean depth ژرفای میانگین
mean absolute deviation انحراف میانگین
harmonic mean میانگین همساز
geometric mean میانگین هندسی
mean low water جزر میانگین
average cost میانگین هزینه
average value مقدار میانگین
mediums وسط یا میانگین
averaging میانگین موفقیت
averaging معدل میانگین
medium وسط یا میانگین
average میانگین موفقیت
averaged میانگین موفقیت
averages میانگین موفقیت
averaging ایجاد میانگین
averages معدل میانگین
mean مقدار میانگین
averaged معدل میانگین
average ایجاد میانگین
averages ایجاد میانگین
mean low water اب پایین میانگین
working mean میانگین مفروض
assumed mean میانگین فرضی
weighted average میانگین وزنی
arithmetic mean میانگین حسابی
average معدل میانگین
weighted average میانگین موزون
weighted mean میانگین وزنی
meanest مقدار میانگین
averaged ایجاد میانگین
average درجه عادی میانگین
mean time to repair زمان میانگین تعمیر
averages درجه عادی میانگین
mean value of periodic quantity میانگین کمیت دورهای
averaged درجه عادی میانگین
mean معنی دادن میانگین
mean sea level میانگین سطح دریا
mean repair time زمان میانگین تعمیر
mean range of the tide میانگین ارتفاع کشند
time average symmetry تقارن میانگین زمانی
meaner معنی دادن میانگین
electrode current averaging time زمان میانگین شدن
standard error of mean خطای معیار میانگین
effective خروجی میانگین پردازنده
meanest معنی دادن میانگین
averaging درجه عادی میانگین
mean free path مسافت ازاد میانگین
sm خطای معیار میانگین
average out میانگین در نظر گرفتن
mean time to failure زمان میانگین تاخرابی
weight average degree of polymerization میانگین وزنی درجه بسپارش
weight average molecular weight میانگین وزنی وزن مولکولی
root mean square velocity جذر میانگین مجذور سرعت
root mean square error جذر میانگین مجذور خطا
earned run average میانگین امتیاز کسب شده
bowling average میانگین امتیازهای توپ انداز
average cost میانگین هزینههای تولیدی هر واحد
mean time between failures زمان میانگین بین دو خرابی
number average molecular weight میانگین عددی وزن مولکولی
number average degree of polymerization میانگین عددی درجه بسپارش
annual average score میانگین نمره سالیانه تعرفه خدمتی
batting average میانگین تعدادامتیازهای یک دور بازی کریکت
average میانه قرار دادن میانگین گرفتن
exponential smoothing روش میانگین گیری متغیروزن دار
averaging میانه قرار دادن میانگین گرفتن
averages میانه قرار دادن میانگین گرفتن
pass completion average میانگین موفقیت بازیگر درگرفتن پاس
averaged میانه قرار دادن میانگین گرفتن
MEPs مخفف میانگین فشار موثر pressure effective mean
average میانگین گرفتن به دست اوردن مقدار متوسط
averaging میانگین گرفتن به دست اوردن مقدار متوسط
averages میانگین گرفتن به دست اوردن مقدار متوسط
averaged میانگین گرفتن به دست اوردن مقدار متوسط
MEP مخفف میانگین فشار موثر pressure effective mean
variance میانگین حسابی توان دوم انحرافات از مقدارمتوسط
mtbf زمان میانگین بین دو خرابی Failures Between eanTime
average میانگین ناشی از محاسبه چندین عامل که ارزشی بیشتر از سایرین دارد
averaged میانگین ناشی از محاسبه چندین عامل که ارزشی بیشتر از سایرین دارد
averaging میانگین ناشی از محاسبه چندین عامل که ارزشی بیشتر از سایرین دارد
averages میانگین ناشی از محاسبه چندین عامل که ارزشی بیشتر از سایرین دارد
root mean square ریشه دوم میانگین حسابی توانهای دوم همه مقادیرممکن یک تابع
attenuation mean free path مسافت ازاد میانگین درتضعیف مسافت تضعیف
mean free path for attenuation مسافت ازاد میانگین درتضعیف مسافت تضعیف
scattering mean free path مسافت ازاد میانگین درپراکندگی مسافت پراکندگی
mean free for scattering مسافت ازاد میانگین درپراکندگی مسافت پراکندگی
centroid در مختصات هندسی نقطهای که مختصات ان میانگین حسابی مختصات همه نقاط ان شکل است
averaged میانگین حسابی متوسط حسابی
averages میانگین حسابی متوسط حسابی
average میانگین حسابی متوسط حسابی
averaging میانگین حسابی متوسط حسابی
arithmetic mean میانگین حسابی متوسط حسابی
mean sea level سطح متوسط ابهای دریا تراز میانگین ابهای دریا
average strength استعداد پرسنلی متوسط میانگین استعداد پرسنلی
absorption mean free path مسافت ازاد میانگین در جذب مسافت جذب
mean free path absorption مسافت ازاد میانگین در جذب مسافت جذب
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com