Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 68 (6 milliseconds)
English
Persian
i can go
میتوانم بروم
Search result with all words
How do I get to city center?
چطور میتوانم به مرکز شهر بروم؟
Can I get there on foot?
آیا میتوانم تا آنجا پیاده بروم؟
Other Matches
so far as i can guess
انچه من میتوانم حدس بزنم
Where can I get a taxi?
کجا میتوانم تاکسی بگیرم.
May I see the room?
آیا میتوانم اتاق را ببینم؟
Where can I get a taxi?
کجا میتوانم یک تاکسی بگیرم.
Where can I get a taxi?
کجا میتوانم یک تاکسی سوار شوم.
Where can I hire a car?
کجا میتوانم اتومبیل اجاره کنم؟
How can I make such pilot
چگونه میتوانم با خلبان جمله بسازم
Where can I get my car washed?
کجا میتوانم اتومبیلم را بدهم بشویند؟
Can I rent a holiday cottage?
آیا میتوانم یک ویلا اجاره کنم؟
Where can I park my car?
کجا اتومبیلم را میتوانم پارک کنم؟
Where can I get butane gas?
کجا میتوانم گاز بوتان بگیرم؟
Can I rent a flat?
آیا میتوانم یک آپارتمان اجاره کنم؟
Where can I get a taxi?
کجا میتوانم تاکسی سوار شوم.
Can I rent a bungalow?
آیا میتوانم یک خانه ویلایی اجاره کنم؟
Where can I get butane gas?
کجا میتوانم گاز بوتان تهیه کنم؟
Can I pay by credit card?
آیا میتوانم با کارت اعتباری پرداخت کنم؟
Can I make an appointment for friday?
آیا میتوانم برای روز جمعه وقت قبلی بگیرم؟
let me go
بروم
it fell to my lot to go
من شد که بروم
let me go
بگذار بروم
it fell to my lot to go
قرار شد من بروم
iam d. to go
مایلم بروم
i made up my mind to go
بر ان شدم که بروم
i ought to go
باید بروم
i ougth to go
باید بروم
i will go
که بروم میروم
iam a to go
میترسم بروم
i must go
باید بروم
How do I get to ... ?
چطور می تونم به ... بروم؟
I must leave at once.
باید فورا بروم.
How do I get to this place / this address?
چطور می تونم به ... بروم؟
i am unwilling to go
مایل نیستم بروم
he gave me a sign to go
اشاره کرد که بروم
i agreed to go
حاضر شدم بروم
byzantine
وابسته بروم شرقی
i may go
ممکن است بروم
i made up my mind to go
نصمیم گرفتم که بروم
i am bend on going
مصمم هستم بروم
i am purposed to go
قصد دارم بروم
i am unwilling to go
راضی نیستم بروم
i am reluctant to go
میل ندارم بروم
in order that i may go
برای اینکه بروم
shall i go?
ایا باید بروم
She asked me in (inside the house).
تعارفم کرد بروم بو
he insisted on me to go
اصرار کرد که بروم
i am purposed to go
در نظر دارم بروم
I have no place (nowhere) to go.
جایی ندارم بروم
He advised (urged) me to go.
به من توصیه کرد که بروم
I am thinding of going to Europe.
خیال دارم به اروپ؟ بروم
i have no other place to go
جای دیگری ندارم که بروم
i had barely time to get out
همینقدروقت داشتم که بیرون بروم
I must be going now.
الان دیگه باید بروم
I wI'll be damned if I ll go .
لعنت برمن اگه بروم
may i go yes you may
ایا ممکن است من بروم
I have a short trip ahead.
قرار است یک مسافرت کوتاهی بروم
I dont have time to go to the movies .
فرصت نمی کنم به سینما بروم
You wont catch me going to his house .
غلط می کنم دیگه به منزلش بروم
He arrived just as I was about to go .
درست موقعیکه می خواستم بروم او آمد
Can I drive to the centre of town?
آیا می توانم تا مرکز شهر با ماشین بروم؟
Can I go earlier today, just as a special exception?
اجازه دارم امروز استثنأ زودتر بروم؟
Now it is about time to head home!
الان وقتش رسیده به خانه برویم
[بروم]
!
iam impatient to go
دلم شور میزند که بروم شتاب دارم برفتن
I wanted to go camping but the others quickly ruled out that idea.
من می خواستم به کمپینگ بروم اما دیگران سریع ردش کردند.
i had half a mind to go
چندان مایل برفتن نبودم انقدر ها میل نداشتم بروم
i am very keen on going there
من خیلی مشتاقم انجا بروم خیلی دلم میخواهد به انجابروم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com