English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
dowel میخ پرچی که دو چیز را روی هم نگاه میدارد
Other Matches
beam anchor تیری که دیوار را محکم نگاه میدارد
intertie تیرافقی که تیرهای عمودی رابهم نگاه میدارد
headstay سیمی که دکل را بسمت جلوقایق نگاه میدارد
pass book برای صاحب سپرده نگاه میدارد دفترنسیه دکاندار
pole plate حمال تیر شیروانی که سرلاپه هارا نگاه میدارد
heliostat چرخ ایینهای که پرتوافتاب رابیک جهت ثابت نگاه میدارد
heck ماهی بند:بندی که ماهی رادررودخانه نگاه میدارد
cotter pin میخ پرچی
keek باچشم نیم باز نگاه ک ردن ازسوراخ نگاه کردن
gloating نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloat نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloats نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloated نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
look at me بمن نگاه کن ظ 7بمن نگاه کنید
gate hanger التی که دریچه سد را باز نگه میدارد
chucked گیرهای که مته را در ماشین نگه میدارد
chuck گیرهای که مته را در ماشین نگه میدارد
chucks گیرهای که مته را در ماشین نگه میدارد
tympanic bone استخوانی که پرده صماخ رانگه میدارد
sizar دانشجویی که کمک هزینه تحصیلی دریافت میدارد
manifolder ماشینی که چندین تسخه باکاغذ بر گردان بر میدارد
manifold writer ماشینی که چندین نسخه باکاغذ برگردان بر میدارد
land bank بانکی که زمین را در برابر پول گرو بر میدارد
nephrotomy چیزی که شخص رااز پیشرفت باز میدارد
sizer دانشجویی که کمک هزینه تحصیلی دریافت میدارد
throatlatch تسمه زیر گلوی اسب که افسار رانگاه میدارد
havelock روکلاهی سفیدی که پشت گردن را نیز از افتاب محفوظ میدارد
bezel حلقه لغزنده مخروطی شکل شیشه ساعت را در جای خودنگه میدارد
Omerta [قانون یا کودی که شخص را از حرف زدن و فاش کردن اطلاعت باز میدارد]
cover charges مبلغی که اغذیه فروشی ویاکلوب شبانه علاوه بر پول غذاومشروب از مشتریان دریافت میدارد
cover charge مبلغی که اغذیه فروشی ویاکلوب شبانه علاوه بر پول غذاومشروب از مشتریان دریافت میدارد
gobo نوعی پرده پارچهای سیاه رنگ که در تلویزیون و سینمادوربین را از نور زائد محفوظ نگه میدارد
glances نگاه نگاه مختصر
glance نگاه نگاه مختصر
glanced نگاه نگاه مختصر
dress guard اسبابی که دردوچرخه جامه را ازاسیب چرخ نگه میدارد جامه پناه
retention money مقدار پولی که کارفرما جهت حسن انجام کار پیمانکار نگه میدارد واین مقدار درصدی ازکل قرارداد است که حسن انجام کار نامیده میشود
regarded نگاه
view نگاه
by sight از نگاه
slanted نگاه کج
gander : نگاه
glimpse نگاه کم
leers نگاه چپ
slants نگاه کج
leer نگاه کج
leer نگاه چپ
slant نگاه کج
leered نگاه کج
leered نگاه چپ
leering نگاه کج
leering نگاه چپ
leers نگاه کج
looks نگاه
looked نگاه
look نگاه
glimpsing نگاه کم
glimpses نگاه کم
glimpsed نگاه کم
ganders : نگاه
gloatingly با نگاه
regards نگاه
regard نگاه
observantion نگاه
look here نگاه کن
i say نگاه کن
glaringly با نگاه خیره
retrospect نگاه به گذشته
to dwell on نگاه کردن
to give support to نگاه داشتن
glimpsing نگاه سریع
glimpsing نگاه انی
at a glance بیک نگاه
sheep's eyes نگاه عاشقانه
shim نظر یک نگاه
squinny کج کج نگاه کردن
holders نگاه دارنده
holder نگاه دارنده
to catch a glimpse of نگاه مختصرکردن
upholder نگاه دارنده
kept نگاه داشته
voyeurs نگاه کننده
voyeur نگاه کننده
to hang up نگاه داشتن
glimpses نگاه سریع
to look on with نگاه کردن
dirty look <idiom> چپ چپ نگاه کردن
to put to a pause نگاه داشتن
to set eyes on نگاه کردن
upholders نگاه دارنده
To look askance. To give a dirty look. چپ چپ نگاه کردن
Peeping Toms نگاه دزد
Peeping Tom نگاه دزد
vide infara را نگاه کنید
to look daggers چپ چپ نگاه کردن
to lock out نگاه داشتن
steely look نگاه با اراده
glimpses نگاه انی
to keep any one waiting نگاه داشتن
glimpsed نگاه سریع
glimpsed نگاه انی
to keep in نگاه داشتن
glimpse نگاه سریع
glimpse نگاه انی
to lay fast نگاه داشتن
come-on نگاه دعوتآمیز
sheep's eye نگاه دزدکی
gloatingly با نگاه خیره
at first sight بیک نگاه
leontief table نگاه کنید به :
look down با نگاه از رو بردن
an upward glance نگاه سربالا
an intent look یک نگاه مشتاقانه
an am or ous glance یک نگاه عاشقانه
gazing نگاه خیره
gazes نگاه خیره
gapeseed نگاه خیره
gape seed نگاه خیره
to stop [doing something] نگاه داشتن
i say نگاه کنید
keek نگاه دزدانه
gazed نگاه خیره
gaze نگاه خیره
leering نگاه دزدکی
come-ons نگاه دعوتآمیز
preservatize نگاه داشتن
leered نگاه کج کردن
leered نگاه دزدکی
pryingly با نگاه دقیق
retrospection نگاه به قهقرا
leer نگاه کج کردن
leer نگاه دزدکی
leering نگاه کج کردن
peeper نگاه کننده
tenable نگاه داشتنی
leers نگاه کج کردن
leers نگاه دزدکی
oeillade نگاه عاشقانه
parthian glance اخرین نگاه
sheep's eye نگاه عاشقانه
eyeing نگاه کردن
eyes نگاه کردن
peeking نگاه دزدانه
eying نگاه کردن
to watch نگاه کردن
refrains نگاه داشتن
regards نگاه کردن
regarded نگاه کردن
regard نگاه کردن
stare رک نگاه کردن
refraining نگاه داشتن
stared رک نگاه کردن
retrospective view [on] نگاه به گذشته
eye نگاه کردن
squints چپ نگاه کردن
squinted چپ نگاه کردن
squint چپ نگاه کردن
peeks نگاه دزدانه
retained نگاه داشتن
retain نگاه داشتن
peeked نگاه دزدانه
keeps نگاه داشتن
keep نگاه داشتن
retains نگاه داشتن
peek نگاه دزدانه
retrospectively با نگاه بگذشته
stares رک نگاه کردن
refrained نگاه داشتن
refrain نگاه داشتن
see نگاه کردن
stopping نگاه داشتن
sees نگاه کردن
stay نگاه داشتن
stayed نگاه داشتن
tackling نگاه داشتن
looker نگاه کننده
stop نگاه داشتن
tackle نگاه داشتن
stopped نگاه داشتن
tackled نگاه داشتن
tackles نگاه داشتن
oblongs نگاه ممتد
oblong نگاه ممتد
stops نگاه داشتن
holds نگاه داشتن
retaining نگاه داشتن
hold نگاه داشتن
kenning نگاه قدرت بینایی
glare خیره نگاه کردن
glares خیره نگاه کردن
keek نگاه دزدانه کردن
glared خیره نگاه کردن
gazing بادقت نگاه کردن
journalize دفترروزانه نگاه داشتن
gazing خیره نگاه کردن
it is in good keep انراخوب نگاه میدارند
inurn در فرف نگاه داشتن
inshrine با حرمت نگاه داشتن
enwomb در رحم نگاه داشتن
gorgonize خیره نگاه کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com