English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
picketing of aligment میخ کوبی مسیر کار
Other Matches
roof boarding سطح توفال کوبی شده یا تخته کوبی شده زیر پوشش بام
fasts سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fastest سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fast سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fasted سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
lane مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
lanes مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
grooves خط فرسوده میان طول مسیر بولینگ سریعترین مسیر پیست مسابقه اتومبیلرانی خان
switched network backup انتخاب کاربر برای مسیر جانبی از شبکه وقتی که مسیر اول مشغول است
multithread طرح برنامه که از بیش یک مسیر منط قی استفاده میکند و هر مسیر همزمان اجرا میشود
groove خط فرسوده میان طول مسیر بولینگ سریعترین مسیر پیست مسابقه اتومبیلرانی خان
landing approach مسیر نشستن هواپیما مسیر پیاده شدن به ساحل
ball cushion دیوار پشتی دار در انتهای مسیر گوی بولینگ که مانع برگرداندن میله به مسیر میشود
crane rail مسیر حرکت پاتیل جرثقیل مسیر بالابر
staking میخچه کوبی
inoculation of vaccine ابله کوبی
variolation ابله کوبی
juck work میخ کوبی
lath work توفال کوبی
lath work تخته کوبی
lathing توفال کوبی
lining of the ceiling لمبه کوبی
panel work تخته کوبی
picoid دار کوبی
furring تخته کوبی
tattoo خال کوبی
vaccination ابله کوبی
inoculations مایه کوبی
inoculation مایه کوبی
shingle تخته کوبی
wainscot تخته کوبی
thrashed کوزل کوبی
thrash کوزل کوبی
lath توفال کوبی
thrashes کوزل کوبی
piling شمع کوبی
tattoos خال کوبی
tattooing خال کوبی
tattooed خال کوبی
studding توفال کوبی
boarding تخته کوبی
wainscots تخته کوبی
hip شیروانی کوبی
wainscoting تخته کوبی
hammer-beam خرپا کوبی
tatoo خال کوبی
flail mower ماشینگندم کوبی
vaccine point سوزن ابله کوبی
stomps لگد کوبی کردن
stomping لگد کوبی کردن
stomped لگد کوبی کردن
stomp لگد کوبی کردن
lath توفال کوبی کردن
dwarf wainscoting تخته کوبی کوتاه
vaccination card دفترچه مایه کوبی
stamp mill اسیاب سنگ کوبی
threshing floor زمین خرمن کوبی
stamping mill اسیاب سنگ کوبی
threshing machine ماشین خرمن کوبی
dancing پای کوبی رقص
vaccination cards دفترچه های مایه کوبی
lathing تخته کوبی تراشکاری
immunization واکسن زدن مایه کوبی
inoculate مایه کوبی کردن اغشتن
inoculates مایه کوبی کردن اغشتن
tack hammer چکش میخ کوبی کوچک
to panel a wall دیواری را تخته کوبی کردن
tatt خال کوبی [اصطلاح روزمره]
clap-board [تخته ی رو کوبی یا روکار ساختمان]
colonial siding [روکش کوبی با تخته عریض]
to stake off مساحتی را میخچه کوبی کردن
embossed sculpture برجسته سازی با چکش کوبی
inoculating مایه کوبی کردن اغشتن
nagasan concrete بتن قابل میخ کوبی
inoculated مایه کوبی کردن اغشتن
tat [American E] خال کوبی [اصطلاح روزمره]
threshed از پوست دراوردن خرمن کوبی کردن
threshing از پوست دراوردن خرمن کوبی کردن
thresh از پوست دراوردن خرمن کوبی کردن
threshes از پوست دراوردن خرمن کوبی کردن
summit حداکثر ارتفاع قله مسیر بلندترین قله مسیر گلوله
transit route مسیر دریایی بین المللی مسیر ترانزیت راه ترانزیت
midcourse guidance هدایت موشک در مسیر میانه یا مسیر پرواز ازاد موشک
summits حداکثر ارتفاع قله مسیر بلندترین قله مسیر گلوله
inoculum مادهای که برای مایه کوبی وتلقیح بکار میرود
combining ترکیب کردن ماشین درو وخرمن کوبی کمباین
combines ترکیب کردن ماشین درو وخرمن کوبی کمباین
pasteurism مایه کوبی پاستوری جلوگیری از ترش شدن شیر
combine ترکیب کردن ماشین درو وخرمن کوبی کمباین
base of trajectory تصویر افقی مسیر گلوله پایه مسیر گلوله
fire lane مسیر تیراندازی دریایی مسیر پاک شده تیراندازی
node ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
nodes ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
steady مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadies مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
dog leg شاخه مسیر شاخه انحرافی از مسیر اصلی
steadying مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadiest مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadied مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
dragstrip مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
trunkair route مسیر هوایی استراتژیکی مسیر حرکت و حمل و نقل استراتژیکی هوایی
convoy routing تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
dragway مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
shingle توفال چوبی یاسیمانی وغیره توفال کوبی کردن
convoy route مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
partial pressure [فشار اولیه و جزئی که در اثر شانه کوبی و یا کشیدن تار در چله کشی به نخ های تار وارد می شود.]
receding leg شاخه نزولی مسیر هدف شاخه نزولی مسیر هواپیمای هدف
unibus تک مسیر
flowline خط مسیر
enroute در مسیر
run مسیر
runs مسیر
routes مسیر
path مسیر
paths مسیر
orbit مسیر
orbited مسیر
orbits مسیر
direction مسیر
point مسیر
tracks مسیر
tracked مسیر دو
tracked مسیر
traverse مسیر
traversed مسیر
traverses مسیر
traversing مسیر
traveled مسیر
track مسیر دو
tracks مسیر دو
way مسیر
route مسیر
trajectories مسیر
trajectory مسیر
street مسیر
streets مسیر
airt مسیر
lanes مسیر
lane مسیر
track مسیر
traded مسیر
coursed مسیر
travel مسیر
travels مسیر
course مسیر
alignment مسیر
busing مسیر
circuits مسیر
courses مسیر
circuit مسیر
location جا مسیر
locations جا مسیر
alignments مسیر
trade مسیر
bused مسیر
bus مسیر
busses مسیر
buses مسیر
bussing مسیر
bussed مسیر
random مسیر ناگهانی
alignment مسیر جاده
alignments مسیر در سطح
frequency respone of attenuation مسیر میرایی
mainstream مسیر اصلی
alignment مسیر در سطح
frequency departure مسیر فرکانس
flight path مسیر پرواز
internal bus مسیر داخلی
condensation trail مسیر انجماد
landing approach مسیر تقرب
route reconnaissance شناسایی مسیر
supply route مسیر اماد
ion trajectory مسیر یون
enroute در حین مسیر
expansion path مسیر گسترش
randomly مسیر ناگهانی
warpath مسیر جنگی
trends مسیر حرکت
line of sight مسیر دید
course مسیر حرکت
seaway مسیر دریایی
burning train مسیر اشتعال
sea lanes مسیر دریایی
rotating track مسیر/خطدوار
circulations مسیر گردش
sea lane مسیر دریایی
seaway مسیر کشتی
scan path مسیر پیمایش
windway مسیر باد
approaches مسیر فرود
ice lane مسیر یخ بندان
circulation مسیر گردش
DIVERSION مسیر انحرافی
ground track مسیر زمینی
alignments مسیر جاده
guide way مسیر هدایت
guide way مسیر لغزش
chain track مسیر زنجیر
canalization هدایت در مسیر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com