Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
plaza
میدان عمومی
Other Matches
general quarters
اماده باش عمومی دریایی محلهای سکونت عمومی
introduced
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introducing
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduces
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduce
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
compound wound generator
ژنراتوری که هم دارای میدان موازی و هم میدان سری میباشد
common hardware
ابزار و الات عمومی سخت ابزارهای عمومی
grenade court
میدان تیر یا میدان اموزش پرتاب نارنجک
high intensity magnetic field
میدان مغناطیسی شدت میدان بزرگ
lenz' law
جریان القاء شده در یک مدار که نسبت به یک میدان مغناطیسی دارای حرکت نسبی است میدانی در جهت مخالف میدان اصلی بوجودمی اورد
general porpose
کارهای عمومی مصارف عمومی
general orders
دستورات عمومی دستورالعملهای عمومی
battlefield recovery
اخراجات میدان رزم اخراجات میدان نبرد جمع اوری وسایل از کار افتاده رزمی
closure minefield
میدان مین سد کننده حرکت میدان مین ممانعتی دریایی
courses
میدان تیر میدان
course
میدان تیر میدان
coursed
میدان تیر میدان
consolidated dining facility
تاسیسات غذاخوری عمومی مجتمع غذاخوری عمومی
hasty breaching
نفوذ تعجیلی در میدان مین عبور تعجیلی از میدان مین رخنه تعجیلی
common carrier
موسسه حمل و نقل عمومی شرکت حمل و نقل عمومی متصدی حمل و نقل
common control
کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
oecumenical
عمومی
popular
عمومی
common user
عمومی
public
عمومی
commonest
عمومی
common
عمومی
common
:عمومی
rife
عمومی
universal
عمومی
commoners
:عمومی
ecumenic
عمومی
commonest
:عمومی
generic
عمومی
commoners
عمومی
hackneyed
عمومی
general
عمومی
overt
عمومی
the public voice
عمومی
general porpose
عمومی
wide
عمومی
wider
عمومی
widest
عمومی
outlining
خط عمومی
outline
خط عمومی
outlined
خط عمومی
generals
عمومی
outlines
خط عمومی
reached
میدان
reaches
میدان
reach
میدان
ring
میدان
forums
میدان
forum
میدان
arenas
میدان
spaces
میدان
arena
میدان
reaching
میدان
aim
میدان
aimed
میدان
place
میدان
trone
میدان
placing
میدان
plain
میدان
plainer
میدان
plainest
میدان
plains
میدان
scope
میدان
aims
میدان
places
میدان
domain
میدان
domains
میدان
fielded
میدان
fields
میدان
open space
میدان
ROUNDABOUT
میدان
sq
میدان
line bay
میدان خط
zero field
بی میدان
space
میدان
plaza
میدان
piazza
میدان
field
میدان
agora
میدان
frontages
میدان
line of force
خط میدان
field line
خط میدان
frontage
میدان
general equilibrium
تعادل عمومی
general factor
عامل عمومی
general outpatient clinic
درمانگاه عمومی
general meeting
گردهمایی عمومی
general meeting
مجمع عمومی
generalizes
عمومی کردن
general grant
کمک عمومی
general meeting
جلسه عمومی
general intelligence
هوش عمومی
general mobilization
بسیج عمومی
general message
پیام عمومی
generalizing
عمومی کردن
secularised
عمومی کردن
general staff
ستاد عمومی
in the sight of the public
در انظار عمومی
general supplies
اماد عمومی
public welfare
رفاه عمومی
general welfare
رفاه عمومی
general theory
نظریه عمومی
general tariff
تعرفه عمومی
general support
پشتیبانی عمومی
general supplies
تدارکات عمومی
general stock
سهام عمومی
general register
ثبات عمومی
general relativity
نسبیت عمومی
amnesty
عفو عمومی
amnesties
عفو عمومی
general outpost
پاسدار عمومی
general paralysis
فلج عمومی
secularize
عمومی کردن
general paresis
فلج عمومی
general plan
نقشه عمومی
secularises
عمومی کردن
general psychology
روانشناسی عمومی
general quarters
اسایشگاههای عمومی
secularising
عمومی کردن
secularized
عمومی کردن
secularizes
عمومی کردن
secularizing
عمومی کردن
general reserve
احتیاط عمومی
overheads
هزینههای عمومی
central war
جنگ عمومی
prosecture
وکیل عمومی
alameda
گردشگاه عمومی
encyclic
عمومی دوری
vogue
عمومی ورایج
latrine
مستراح عمومی
open house
جشن عمومی
public relations
روابط عمومی
general practitioner
پزشک عمومی
public opinion
افکار عمومی
counsel for the crown
وکیل عمومی
consolidated annuities
دیون عمومی
cameralistic science
مالیه عمومی
checkup
معاینه عمومی
collective call sign
معرف عمومی
common grid
شبکه عمومی
common hardware
قطعات عمومی
common items
قطعات عمومی
common labour
کارگر عمومی
common language
زبان عمومی
common nuisance
اضرار عمومی
common parts
قطعات عمومی
common purse
وجوه عمومی
common user
خدمات عمومی
common user items
اقلام عمومی
comulative action
اثر عمومی
plebiscites
اراء عمومی
commonwealths
ثروت عمومی
commonwealth
ثروت عمومی
office
شغل عمومی
general allotment
اختصاصات عمومی
general amnesty
عفو عمومی
public sector
بخش عمومی
public schools
مدارس عمومی
general assembly
مجمع عمومی
general cargo
بار عمومی
dispensary
داروخانه عمومی
dispensaries
داروخانه عمومی
general concepts
تدبیر عمومی
general damage
خسارت عمومی
general depot
انبار عمومی
general depot
امادگاه عمومی
offices
شغل عمومی
general act
سند عمومی
public nuisances
مزاحمت عمومی
public nuisance
مزاحمت عمومی
general election
انتخابات عمومی
general elections
انتخابات عمومی
general strikes
اعتصاب عمومی
plebiscite
اراء عمومی
general strike
اعتصاب عمومی
folkway
طرزفکر عمومی
folkway
احساسات عمومی
fourth estate
مطبوعات عمومی
g/a
خسارت عمومی
general ability
توانایی عمومی
general education
اموزش عمومی
generalize
عمومی کردن
public image
تصور عمومی
public policy
سیاست عمومی
burdens
هزینه عمومی
burden
هزینه عمومی
public property
مال عمومی
public servant
مستخدم عمومی
public services
خدمات عمومی
public utilities
تسهیلات عمومی
public warehouse
انبار عمومی
public place
مکان عمومی
public place
محل عمومی
public information
اطلاعات عمومی
public institutions
موسسات عمومی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com