English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (2 milliseconds)
English Persian
alternating field میدان متناوب
Search result with all words
capacitor start induction motor موتور متناوب که رتور ان توسط ولتاژ القاء شده از سیم پیچ میدان تحریک میشود
Other Matches
alternate متناوب کردن متناوب بودن
alternates متناوب کردن متناوب بودن
alternated متناوب کردن متناوب بودن
alternator ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
alternators ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
compound wound generator ژنراتوری که هم دارای میدان موازی و هم میدان سری میباشد
grenade court میدان تیر یا میدان اموزش پرتاب نارنجک
high intensity magnetic field میدان مغناطیسی شدت میدان بزرگ
lenz' law جریان القاء شده در یک مدار که نسبت به یک میدان مغناطیسی دارای حرکت نسبی است میدانی در جهت مخالف میدان اصلی بوجودمی اورد
battlefield recovery اخراجات میدان رزم اخراجات میدان نبرد جمع اوری وسایل از کار افتاده رزمی
periodic stock check کنترل متناوب موجودی کنترل موجودی در دورههای متناوب
closure minefield میدان مین سد کننده حرکت میدان مین ممانعتی دریایی
course میدان تیر میدان
courses میدان تیر میدان
coursed میدان تیر میدان
intermissive متناوب
interrupted متناوب
alternating متناوب
spotty متناوب
continual متناوب
altern متناوب
intermittent متناوب
intremittent متناوب
periodic متناوب
peal طنین متناوب
alternates تعویض متناوب
relief interval استراحت متناوب
pealed طنین متناوب
staggers متناوب تردیدداشتن
stagger متناوب تردیدداشتن
pealing طنین متناوب
alternators متناوب ساز
flows حرکت متناوب
flow حرکت متناوب
flowed حرکت متناوب
intermittently بطور متناوب
intermittent error خطای متناوب
intermittent current جریان متناوب
intermittent reception موجگیری متناوب
interchanging متناوب ساختن
interchanges متناوب ساختن
interchanged متناوب ساختن
interchange متناوب ساختن
work interval کار متناوب
spasmodic efforts کوشش متناوب
intermitter متناوب کننده
interval exercises تمرینهای متناوب
AC برق متناوب
alternator متناوب ساز
peals طنین متناوب
keying قطع متناوب
gating قطع متناوب
alternating stress تنش متناوب
alternative reinforcement تقویت متناوب
off and on بطور متناوب
alternate track شیار متناوب
alternating arc قوس متناوب
alternating quantity کمیت متناوب
alternating perspective نمای متناوب
alternating copolymer همبسپار متناوب
fluctuating load بار متناوب
alternating load بار متناوب
alternate تعویض متناوب
alternative current جریان متناوب
periodic متناوب پریودیک
alternating current جریان متناوب
jerky تشنجی متناوب
differential compaction تراکم متناوب
periodic duty کار متناوب
staggering متناوب تردیدداشتن
alternated تعویض متناوب
diagonal flow compressor کمپرسور با جریان متناوب
single phase alternating current جریان متناوب یک فازه
variations نوسان متناوب پراکندگی
variation نوسان متناوب پراکندگی
magnitude of alternating current دامنه جریان متناوب
alternating stress test ازمایش تنش متناوب
load reversal دوره بارگذاری متناوب
three phase alternating current جریان متناوب سه فازه
reciprocating دارای حرکت متناوب
alternating current motor موتور جریان متناوب
alternator مولد جریان متناوب
power of alternating current توان جریان متناوب
alternated یک درمیان امدن متناوب
implusive discharge تخلیه غیر متناوب
industrial alternating current جریان متناوب صنعتی
alternators دینام جریان متناوب
alternators مولد جریان متناوب
alternates یک درمیان امدن متناوب
rectification of an alternating current یکسوکنندگی جریان متناوب
alternator دینام جریان متناوب
free alternating current جریان متناوب هرز
forced alternating current جریان متناوب فشرده
intermittent rain بارش متناوب باران
alternate یک درمیان امدن متناوب
alternating axis of symmerty محور تقارن متناوب
intermittent rating کار اسمی متناوب
alternating current magnet مغناطیس جریان متناوب
alternating current circuit مدار جریان متناوب
alternating current instrument سنجه جریان متناوب
alternating current generator مولد جریان متناوب
magneto bell زنگ اخبار جریان متناوب
multiphase alternating current جریان متناوب چند فازه
symmetrical alternating quantity کمیت متناوب متقارن نامتوازن
synchronous alternator مولد جریان متناوب سنکرون
cycles بصورت متناوب فاهر شدن
cycled بصورت متناوب فاهر شدن
impedance مقاومت جریان متناوب امپدانس
high frequency alternating current جریان متناوب فرکانس بالا
welding altrnator مولد جوش جریان متناوب
cycle بصورت متناوب فاهر شدن
systaltic منقبض ومنبسط شونده بصورت متناوب
torose استوانهای شکل ودارای برجستگیهای متناوب
alternators دستگاه تولید برق متناوب الترناتور
alternator دستگاه تولید برق متناوب الترناتور
initial alternating short circuit curren جریان متناوب اتصال کوتاه ضربهای
impedance مقاومت صوری برق در برابرجریان متناوب
clock دوره زمانی بین دو باس ساعت متناوب
clocks دوره زمانی بین دو باس ساعت متناوب
interlaminate در بین ورقه ها یا طبقات متناوب قرار دادن
inter laminate [در بین ورقه ها یا طبقات متناوب قرار دادن]
inverter وسیلهای که جریان متناوب را به مستقیم با برعکس تبدیل میکند
hasty breaching نفوذ تعجیلی در میدان مین عبور تعجیلی از میدان مین رخنه تعجیلی
invisible مداری که تامین کننده منبع جریان متناوب است از باتری DC
stroboscope وسیلهای برای بی حرکت کردن فاهری جسم دوار یانوسان دار توسط پرتوافکنی متناوب
satelloid ماهوارهای که مدار گردش ان داخل اتمسفر سیارهای بوده و بنابراین احتیاج به تراست پیوسته یا متناوب دارد
orthoferrite یک ماده که به صورت طبیعی وجود دارد و از نواحی متناوب مارپیچ با پلاریته مغناطیسی متضاد تشکیل یافته است
all mains receiver گیرنده جریان دائم و جریان متناوب رادیوی برق و باطری
ups منبع تغذیه که حاوی منبع متناوب است به قط عات ,حتی پس از یک خرابی اساسی
invert جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverts جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverting جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
uninterruptable power supply منبع تغذیه که میتواند یک منبع متناوب برای قطعه تولید کند حتی پس از یک خرابی اصلی
heterodyne ترکیب دو جریان متناوب برای تولید جریانی با فرکانسی برابر مجموع یا تفاضل فرکانس دو جریان مزبور
ac dc set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
all mains set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
two way alternate operation عملکرد متناوب دو طرفه عملکرد جانشین دوگانه
forums میدان
frontage میدان
frontages میدان
field line خط میدان
aim میدان
agora میدان
reached میدان
line bay میدان خط
arena میدان
arenas میدان
forum میدان
places میدان
reach میدان
reaches میدان
domain میدان
reaching میدان
line of force خط میدان
open space میدان
plainest میدان
plains میدان
scope میدان
trone میدان
domains میدان
ROUNDABOUT میدان
space میدان
sq میدان
spaces میدان
place میدان
zero field بی میدان
placing میدان
plain میدان
plainer میدان
plaza میدان
piazza میدان
fields میدان
field میدان
fielded میدان
aimed میدان
aims میدان
ring میدان
field of fire میدان تیر
field of fire میدان اتش
field of consciousness میدان هشیاری
field of force میدان نیرو
field of gravity میدان ثقل
electromagnetic spectrum میدان الکترومغناطیسی
field of regard میدان دید
visual field میدان دید
field of view میدان دید
field [algebraic structure] میدان [ریاضی]
field of battle میدان رزم
field of battle میدان جنگ
downfield میدان پایین
field constant ثابت میدان
field control کنترل میدان
field current جریان میدان
field density چگالی میدان
field direction جهت میدان
field displacement جابجایی میدان
field distortion انحراف میدان
field distortion اعوجاج میدان
f.of battle میدان جنگ
electrostatic field میدان الکتروستاتیکی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com