English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
amplitude میدان نوسان
Search result with all words
accelerator winding سیم پیچی سری که در تنظیم کنندههای ولتا از نوع نوسان ساز با باز شدن دوسر پلاتین میدان مغناطیسی را به سرعت کاهش میدهد وباعث بسته شدن هرچه سریعتر پلاتین میشود
Other Matches
voltage swing نوسان فشار الکتریکی نوسان ولتاژ
vibrograph نوسان نگار نوسان سنج
oscillograph نوسان سنج نوسان نگار
oscillogram نوسان سنج نوسان نگار
vibrometer نوسان نگار نوسان سنج
oscilloscope نوسان بین نوسان نما
compound wound generator ژنراتوری که هم دارای میدان موازی و هم میدان سری میباشد
grenade court میدان تیر یا میدان اموزش پرتاب نارنجک
high intensity magnetic field میدان مغناطیسی شدت میدان بزرگ
lenz' law جریان القاء شده در یک مدار که نسبت به یک میدان مغناطیسی دارای حرکت نسبی است میدانی در جهت مخالف میدان اصلی بوجودمی اورد
battlefield recovery اخراجات میدان رزم اخراجات میدان نبرد جمع اوری وسایل از کار افتاده رزمی
closure minefield میدان مین سد کننده حرکت میدان مین ممانعتی دریایی
course میدان تیر میدان
courses میدان تیر میدان
coursed میدان تیر میدان
hasty breaching نفوذ تعجیلی در میدان مین عبور تعجیلی از میدان مین رخنه تعجیلی
vibration نوسان
lurching نوسان
to-ing and fro-ing نوسان
lurches نوسان
yo-yo در نوسان
yo-yos در نوسان
fluctuated نوسان
lurched نوسان
lurch نوسان
swing نوسان
undulation نوسان
oscillatory motion نوسان
see-saw نوسان
dead beat بی نوسان
oscillation نوسان
see-sawed نوسان
see-sawing نوسان
oscillations نوسان
see-saws نوسان
swings نوسان
ascillation نوسان
swayed نوسان
fluctuates نوسان
fluctuation نوسان
vibrancy نوسان
fluctuate نوسان
sways نوسان
head nystagmus نوسان سر
libration نوسان
sway نوسان
pulsation نوسان
pendulums پاندول نوسان
oscillography نوسان نگاری
oscilloscope نوسان نما
swivelling feature قابلیت نوسان
modulation نوسان صدا
oscilloscope نوسان سنج
oscillometry نوسان سنجی
torsional vibration نوسان پیچشی
total amplitude of oscillation دامنه کل نوسان
oscillometer نوسان سنج
hunting نوسان سرعت
pendulum پاندول نوسان
vibration damping میرایی نوسان
vibration damper میراکننده نوسان
fluctuates نوسان داشتن
vibratility لرزه نوسان
fluctuated نوسان داشتن
vacillant نوسان کننده
fluctuate نوسان داشتن
swivelling نوسان دار
vacillation اونگ نوسان
oscillograph نوسان نما
oscillograph نوسان نگار
periodic fluctuation نوسان دورهای
swingy نوسان دار
vibration excitation تحریک نوسان
swing bridge پل نوسان دار
oscillates نوسان کردن
oscillations نوسان سازی
oscillated نوسان کردن
oscillate نوسان کردن
wavers نوسان کردن
wavering نوسان کردن
wavered نوسان کردن
waver نوسان کردن
undulate نوسان داشتن
undulated نوسان داشتن
undulates نوسان داشتن
buff نوسان کردن
vary نوسان کردن
varies نوسان کردن
reciprocate نوسان کردن
swayer نوسان دار
oscilloscope نوسان نگار
stable oscillation نوسان پایدار
swivels نوسان کردن
sides way نوسان عرضی
modulation نوسان فرکانس
swivelled نوسان کردن
oscillation نوسان سازی
swivel نوسان کردن
fading نوسان صدا
reciprocates نوسان کردن
reciprocated نوسان کردن
self excited/induced vibration نوسان خودالقایی
aperiodic phenomenon پدیده بی نوسان
vibrator وسیله نوسان
see-saw نوسان کردن
boom swing حیطه نوسان
bulid up نوسان کردن
vibrators وسیله نوسان
goniometer نوسان سنج
generation of oscillations تولید نوسان
frequency of oscillations فرکانس نوسان
multivibrator نوسان ساز
natural vibration نوسان طبیعی
natural vibration نوسان ازاد
quenching frequency فرکانس نوسان
free oscillation نوسان ازاد
damped oscillation نوسان میرا
see-sawed نوسان کردن
see-sawing نوسان کردن
see-saws نوسان کردن
light fluctuation نوسان روشنایی
light fluctuation نوسان نور
amplitude of oscillation دامنه نوسان
swingers نوسان دار
swinger نوسان دار
line voltage variation نوسان ولتاژ
librate نوسان کردن
intermediate oscillation نوسان میانی
back swing نوسان به عقب
barkhausen oscillation نوسان بارکهاوزن
line voltage variation نوسان شبکه
load variation نوسان بار
vibration لرزه نوسان
oscillating circuit مدار نوسان
oscillogram نوسان نگاشت
floating axle محور نوسان
buffs نوسان کردن
downward swing نوسان رو به پایین
shake لرزش نوسان
shakes لرزش نوسان
shaking لرزش نوسان
economic fluctuation نوسان اقتصادی
vibrograph رسام نوسان
swing تاب نوسان
swing نوسان کردن
swings تاب نوسان
vibrational لرزه نوسان
swings نوسان کردن
electron vibrations نوسان الکترونها
oscillogram نوسان نگاره
vibrograph نوسان نگار
scope نوسان نما
vibrometer نوسان سنج
fluctuation of load نوسان بار
oscillator نوسان ساز
whirling mode نوسان شفت
oscillator نوسان کننده
damped osillation نوسان میرا
fluctutaion of water table نوسان سفره اب زیرزمینی
sway در نوسان بودن تاب
tilt نوسان کردن کجی
swayed در نوسان بودن تاب
astable noltivibrator نوسان ساز ناپایا
per vibration نوسان داخلی بتن
induced oscillation نوسان القاء شده
frequency variation تغییر یا نوسان فرکانس
high frequency oscillation نوسان فرکانس بالا
grid tank مدار نوسان شبکه
fluctuating rate نرخ دارای نوسان
sways در نوسان بودن تاب
relaxation oscillator نوسان ساز رلاکسیون
bistable multivibrator نوسان ساز دوپایا
fluctuant دارای نوسان وتغییر
floating bearing یاطاقان نوسان دار
body sway test ازمون نوسان بدن
downswing نوسان بطرف پایین
fluctuation ترقی و تنزل نوسان
screamer نوسان ساز صوتی
crystal oscillator نوسان ساز کریستالی
rocks جنباندن نوسان کردن
vibrator نوسان ساز ویبراتور
vibrator نوسان گیر ویبراتور
vibrators نوسان ساز ویبراتور
vibrators نوسان گیر ویبراتور
rocked جنباندن نوسان کردن
oscillator تحریک کننده نوسان
tilting screen صفحه نوسان کننده
rock جنباندن نوسان کردن
magnetic variation تغییر یا نوسان مغناطیسی
mains voltage variation نوسان ولتاژ شبکه
tilting furnace کوره نوسان دار
swing bucket جراثقال نوسان دار
oscillating universe جهان نوسان کننده
tilting table میز نوسان دار
vibration absorption میرایی نوسان یا ارتعاش
lurcher دارای نوسان یا تلوتلو
swivel table میز نوسان دار
vibrating جنبیدن نوسان کردن
vibrates جنبیدن نوسان کردن
vibrated جنبیدن نوسان کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com