English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
control field میدان کنترلی
Other Matches
supervisory ترکیب کدهای کنترلی که در شبکه ارتباط دادهای یک تابع کنترلی ایجاد می کنند
basics بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
basic بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
compound wound generator ژنراتوری که هم دارای میدان موازی و هم میدان سری میباشد
grenade court میدان تیر یا میدان اموزش پرتاب نارنجک
high intensity magnetic field میدان مغناطیسی شدت میدان بزرگ
lenz' law جریان القاء شده در یک مدار که نسبت به یک میدان مغناطیسی دارای حرکت نسبی است میدانی در جهت مخالف میدان اصلی بوجودمی اورد
battlefield recovery اخراجات میدان رزم اخراجات میدان نبرد جمع اوری وسایل از کار افتاده رزمی
closure minefield میدان مین سد کننده حرکت میدان مین ممانعتی دریایی
control status وضعیت کنترلی
monitor یک برنامه کنترلی
control character دخشه کنترلی
control character علامت کنترلی
control signals علائم کنترلی
control punch پانچ کنترلی
control signals سیگنالهای کنترلی
control character کاراکتر کنترلی
control counter شماره کنترلی
monitored یک برنامه کنترلی
monitors یک برنامه کنترلی
control statement جمله کنترلی
control function تابع کنترلی
control memory حافظه کنترلی
control measures اقدامات کنترلی
control measures مقررات کنترلی
control data داده کنترلی
control structure ساختار کنترلی
control programs برنامههای کنترلی
control punch منگنه کنترلی
control words کلمات کنترلی
courses میدان تیر میدان
course میدان تیر میدان
coursed میدان تیر میدان
control measures پیش گیریهای کنترلی
control read only memory حافظه فقط خواندنی کنترلی
header قالب و اطلاعات کنترلی است
headers قالب و اطلاعات کنترلی است
countermeasures پیش گیریهای متقابل اقدامات کنترلی
boost control سیستم کنترلی برای نگهداشتن فشار بوستر
forth زبان برنامه نویس کامپیوتر در برنامههای کنترلی
tab کلید کنترلی که ستونهای خروجی را مشخص میکند
air traffic control radar system راداری کمکی در سیستم کنترلی ترافیک هوایی
tabs کلید کنترلی که ستونهای خروجی را مشخص میکند
administrators بخش کنترلی سیستم مدیریت پایگاه داده ها
administrator بخش کنترلی سیستم مدیریت پایگاه داده ها
aerospace vehicle هر رسانگر کنترلی که قادر به پرواز در هوا و فضا باشد
bi directional داده یا خط کنترلی که میتواند سیگنال ها را در دو جهت ارسال کند
networking اتصالات فیزیکی به کامپیوترها و قط عات کنترلی که یک شبکه را می سازند
networks اتصالات فیزیکی به کامپیوترها و قط عات کنترلی که یک شبکه را می سازند
network اتصالات فیزیکی به کامپیوترها و قط عات کنترلی که یک شبکه را می سازند
message اطلاعی که به کاربر بدون مسیریابی یا داده کنترلی شبکه
messages اطلاعی که به کاربر بدون مسیریابی یا داده کنترلی شبکه
mp/m برنامه کنترلی چند برنامهای برای ریزکامپیوترهاforicrocomputers Program ultiprogrammingControl
envelopes بسته داده ارسالی حاوی اطلاعات تصحیح خطا و کنترلی
envelope بسته داده ارسالی حاوی اطلاعات تصحیح خطا و کنترلی
record رکورد و داده کنترلی ذخیره شده روی رسانه پشتیبان
cancels کد کنترلی برای بیان اینکه آخرین داده ارسالی نادرست بود
mode وضعیت تقسیم که در آن سیگنالهای کنترلی برای انتخاب توابع دریافت می شوند
bell character کد کنترلی که باعث میشود ماشین یک سیگنال قابل شنیدن ایجاد کند
cancelling کد کنترلی برای بیان اینکه آخرین داده ارسالی نادرست بود
cancel کد کنترلی برای بیان اینکه آخرین داده ارسالی نادرست بود
secondary کانال دوم که حاوی اطلاعات کنترلی ارسالی همزمان با داده باشد
modes وضعیت تقسیم که در آن سیگنالهای کنترلی برای انتخاب توابع دریافت می شوند
waste gate مکانیزم کنترلی برای توربین گازهای خروجی موتورهای دارای توربوشارژر
hierarchical communications system روش اختصاص توابع کنترلی و پردازش در شبکهای از کامپیوتر که برای کارها مناسبند
adjunct register ثبات بیت که در آن بیتهای ابتدایی اطلاعات کنترلی و سایر بیتها در اختیار برنامه است
flag ترتیب کد که به گیرنده اطلاع میدهد که حروف بعدی بیان کننده عملیات کنترلی است
vertical بخشی از سیستم کنترلی چاپگر که قالب عمودی متن چاپ شده را کنترل میکند
flags ترتیب کد که به گیرنده اطلاع میدهد که حروف بعدی بیان کننده عملیات کنترلی است
feedback اطلاعات مربوط به تاثیرات سیگنال کنترلی روی وسیله یا ماشین که به کامپیوترکنترلی برمی گرددو
hasty breaching نفوذ تعجیلی در میدان مین عبور تعجیلی از میدان مین رخنه تعجیلی
channelled دستوری به کانال یا واحد کنترل که حاوی اطلاعات کنترلی مثل انتخاب داده یا ریشه هاست
channels دستوری به کانال یا واحد کنترل که حاوی اطلاعات کنترلی مثل انتخاب داده یا ریشه هاست
channel دستوری به کانال یا واحد کنترل که حاوی اطلاعات کنترلی مثل انتخاب داده یا ریشه هاست
save محل ذخیره سازی موقت درحافظه اصلی که برای ثباتها و داده کنترلی به کارمی رود
saved محل ذخیره سازی موقت درحافظه اصلی که برای ثباتها و داده کنترلی به کارمی رود
channeled دستوری به کانال یا واحد کنترل که حاوی اطلاعات کنترلی مثل انتخاب داده یا ریشه هاست
input/output اتصالاتی که به داده و سیگنالهای کنترلی امکان انتقال بین CPU و حافظه یا وسیله جانبی میدهد
saves محل ذخیره سازی موقت درحافظه اصلی که برای ثباتها و داده کنترلی به کارمی رود
channeling دستوری به کانال یا واحد کنترل که حاوی اطلاعات کنترلی مثل انتخاب داده یا ریشه هاست
escape character ترتیب ارسال کد که به گیرنده اعلام میکند که حروف مقابل کمکی برای اعمال کنترلی هستند
frame 1-فضایی روی نوار مغناطیسی برای یک کد حرف . 2-بسته داده ارسالی حاوی اطلاعات کنترلی و مسیر
contrast دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrasting دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrasts دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrasted دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
looped عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
loop عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
loops عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
initialize تنظیم مقادیر یا پارامترها یا خط وط کنترلی به مقادیر اولیه اش تا امکان شروع مجدد برنامه یا فرآیند را بدهد
CTR کلید کنترل یا کلیدی روی ترمینال کامپیوتر که در صورت انتخاب شدن یک حرف کنترلی به کامپیوتر می فرستد
attributing هر فایلی همراه با مجموعهای از دادههای کنترلی که توابع و خصوصیات خاصی از فایل را کنترل می کنند همراه است
attribute هر فایلی همراه با مجموعهای از دادههای کنترلی که توابع و خصوصیات خاصی از فایل را کنترل می کنند همراه است
plotters نرم افزار مخصوص که دستورات ساده را به دستورات پیچیده کنترلی تبدیل میکند تا رسام را هدایت کند
attributes هر فایلی همراه با مجموعهای از دادههای کنترلی که توابع و خصوصیات خاصی از فایل را کنترل می کنند همراه است
plotter نرم افزار مخصوص که دستورات ساده را به دستورات پیچیده کنترلی تبدیل میکند تا رسام را هدایت کند
collective pitch control کنترلی در رتورگرافی که زاویه تیغه یا پیچ همه تیغه ها را بطور یکسان و مستقل از وضعیت سمتی انها تغییرمیدهد
ansi ترتیبی از حروف کنترلی صفحه نمایش ANSI که رنگها و خصوصیات متن را روی صفحه کنترل میکند این ترتیب با کلید ESC و شروع میشود
statement 2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
statements 2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
signal 1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
signaled 1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
signalled 1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
line bay میدان خط
frontage میدان
frontages میدان
line of force خط میدان
aim میدان
aimed میدان
aims میدان
fields میدان
agora میدان
forum میدان
forums میدان
field line خط میدان
reach میدان
reached میدان
reaches میدان
reaching میدان
arenas میدان
arena میدان
fielded میدان
plainer میدان
places میدان
placing میدان
trone میدان
plains میدان
plain میدان
domain میدان
domains میدان
zero field بی میدان
spaces میدان
sq میدان
ROUNDABOUT میدان
field میدان
place میدان
scope میدان
ring میدان
space میدان
piazza میدان
plainest میدان
open space میدان
plaza میدان
field of battle میدان رزم
field intensity شدت میدان
field repetition rate بسامد میدان
field of force میدان نیرو
field of action میدان اثر
field of fire میدان اتش
field magnet اهنربای میدان
field magnet میدان مغناطیسی
field mark نشان میدان
field of application میدان کاربرد
field of attention میدان توجه
field of battle میدان جنگ
field length درازای میدان
field judge داور میدان
field of consciousness میدان هشیاری
field frequency بسامد میدان
field form نمودار میدان
field flux شاره میدان
field constant ثابت میدان
distortion of field اغتشاش میدان
f.of battle میدان جنگ
downfield میدان پایین
electrostatic field میدان الکتروستاتیکی
electromagnetic spectrum میدان الکترومغناطیسی
electromagnetic field میدان الکترومغناطیسی
drill ground میدان مشق
effective field میدان موثر
electric field میدان الکتریکی
field control کنترل میدان
field current جریان میدان
field excitation تحریک میدان
field exciation تحریک میدان
field equation معادلات میدان
field equation معادله ی میدان
field energy انرژی میدان
coulomb filed میدان کولنی
field effect اثر میدان
field distribution پخش میدان
field distortion اعوجاج میدان
field distortion انحراف میدان
field displacement جابجایی میدان
field direction جهت میدان
curl field میدان حلقوی
field density چگالی میدان
series field میدان زنجیری
magnetic f. میدان مغناطیسی
psychological field میدان روانی
purview حدود میدان
radar ranging میدان رادار
radiation field میدان تابش
rotary field میدان دوار
rotating field میدان گردان
sensory field میدان حسی
shunt field میدان شنتی
solenoidal field میدان سولنئیدی
protected field میدان محفوظ
plaza میدان عمومی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com