English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 33 (4 milliseconds)
English Persian
torsional damper میراکننده نوسانات پیحشی
Other Matches
dashpot میراکننده ضربه
vibration damper میراکننده نوسان
damper میراکننده میراگر
damping winding سیم پیچی میراکننده
magnetic coil بوبین میراکننده جرقه
fluctuations نوسانات
oscilliations نوسانات
flucuations نوسانات اقتصادی
seasonal fluctuation نوسانات فصلی
ultrasonic نوسانات مکانیکی
seasonal fluctuations نوسانات فصلی
cyclical fluctuations نوسانات ادواری
cyclical fluctuations نوسانات دورهای
year to year fluctuation نوسانات سالیانه
business fluctuations نوسانات بازرگانی
cost variance نوسانات هزینه
swinging of flow نوسانات عرضی جریان
phreatic fluctuation نوسانات سطح ایستائی اب
stabilizer وسیلهای که از نوسانات وتکان جلوگیری میکند
stabilisers وسیلهای که از نوسانات وتکان جلوگیری میکند
buffets نوسانات نامنظم ساختمان هواپیما در اثر اشفتگی
buffet نوسانات نامنظم ساختمان هواپیما در اثر اشفتگی
buffeting نوسانات نامنظم ساختمان هواپیما در اثر اشفتگی
marigraph دستگاهی که نوسانات جزر ومد را ثبت میکند
buffeted نوسانات نامنظم ساختمان هواپیما در اثر اشفتگی
kymograph دستگاه ثبت نوسانات یا حرکات موجی مانند نبض
vibrators منبع مکانیکی تولید نوسانات سینوسی که اغلب برای تست بکار میرود
vibrator منبع مکانیکی تولید نوسانات سینوسی که اغلب برای تست بکار میرود
damping vane پرهای در فلومتر سوخت برای کاهش دادن و گرفتن نوسانات حاصل از جریان متلاطم
plenum chamber محفظه اب بندی شده درتوربینهای گاز که سبب ملایم کردن و گرفتن نوسانات جریان هوا میگردد
ultrasonic inspection متد تست غیرمخرب که در انهاترکها توسط ناپیوستگی انتشار امواج نوسانات مکانیکی در فلز اشکار میشود
innovation theory ارائه شد . برطبق این نظریه نوسانات تجاری و توسعه اقتصادی نتیجه نواوریهایی است که کارفرمایان اینده نگربمنظور کاهش هزینه ها وافزایش سود بکار میگیرند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com