Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
secretaire
میزچسز نویسی خانه دار
Other Matches
lady help
زنی که بابانوی خانه هم صحبت است واورادرکارهای خانه یاری میکن
pigenhole
کاغذ دان جعبه مخصوص نامه ها خانه خانه کردن
knife boy
خانه شاگردی که کارش پاک کردن کاردهای سفره است خانه شاگرد
it is but a step to my house
تا خانه ما گامی بیش نیست یک قدم است تا خانه ما
pascal
زبان برنامه نویسی ساخت یافته سطح بالا که برای میکروها و آموزش برنامه نویسی به کار می رود
procedure
زبان برنامه نویسی سطح بالا که امکان برنامه نویسی تابعی را فراهم میکند
stenography
مختصر نویسی کوتاه نویسی
modula
زمان برنامه نویسی سطح بالا مشتق شده از پاسکال که از روشهای برنامه نویسی تابعی و انتزاع داده استفاده میکند
structured programming
برنامه نویسی ساختار یافته برنامه نویسی ساختاری برنامه نویسی ساخت یافته
mansion house
خانه بزرگ خانه رسمی شهردار لندن
tricotine
پارچه زبر لباسی خانه خانه
homebody
ادم خانه نشین یا علاقمند به خانه
houndstooth check
طرح خانه خانه مورب پارچه
toft
عرصه خانه ومتعلقات ان خانه رعیتی
hound's tooth check
طرح خانه خانه مورب پارچه
honeycomb
ارایش شش گوش خانه خانه کردن
honeycombs
ارایش شش گوش خانه خانه کردن
our neighbour door
کسیکه خانه اش پهلوی خانه ماست
forth
نوعی برنامه نویسی جهت استفاده در برنامه نویسی وفیفهای
Honey comb design
طرح خانه زنبوری
[یا بندی لوزی که بطور تکراری کل متن فرش را در بر گرفته و داخل خانه ها با اشکال و گل های مختلف تزپین شده است.]
c
رقمی در سیستم عدد نویسی مبنای شانزده که متنافر باعدد 21 در سیستم دهدهی است نام یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که مناسب برای حل مسائل است
garde manger
سرد خانه اشپز خانه
cellular
لانه زنبوری خانه خانه
weigh house
قپاندار خانه ترازودار خانه
bagnio
فاحشه خانه جنده خانه
cell
جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
cells
جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
i do not know your house
خانه شما را بلد نیستم نمیدانم خانه شما کجاست
modular programming
برنامه نویسی پیمانهای برنامه نویسی واحدی
formula
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulae
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulas
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
range
یک خانه یا تعدادی خانه
ranged
یک خانه یا تعدادی خانه
honey comb
خانه خانه کردن
ranges
یک خانه یا تعدادی خانه
apl
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
the house is in my possession
خانه در تصرف من است خانه در دست من است
automatic programming
روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
automatic coding
برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه نویسی خودکار
chirography
خط نویسی
mirror writing
وارونه نویسی
conveyancing
قباله نویسی
commentation
تقریظ نویسی
codification
قانون نویسی
microprogramming
ریزبرنامه نویسی
palingraphia
وارونه نویسی
mythography
افسانه نویسی
automatic writing
ناهشیار نویسی
note paper
کاغذ نویسی
orthography
درست نویسی
microcoding
ریزبرنامه نویسی
macrography
درشت نویسی
cryptography
رمز نویسی
leetter writing
کاغذ نویسی
programming
برنامه نویسی
grandiloquence
قلنبه نویسی
indorsement
فهر نویسی
graphorrhea
بی ربط نویسی
laconicism
کوته نویسی
enrollment
اسم نویسی
laconism
کوته نویسی
letter paper
کاغذ نویسی
dactyliography
نگین نویسی
dramaturgy
فن درام نویسی
rewrite
دوباره نویسی
brachygraphy
تند نویسی
brachygraphy
مختصر نویسی
shorthand
تند نویسی
shorthand
مختصر نویسی
countersign
فهر نویسی
enters
نام نویسی
entered
نام نویسی
enter
نام نویسی
countersigned
فهر نویسی
countersigning
فهر نویسی
annotations
فهر نویسی
rewriting
دوباره نویسی
rewritten
دوباره نویسی
enlistments
نام نویسی
enlistment
نام نویسی
rewrote
دوباره نویسی
annotation
حاشیه نویسی
annotation
فهر نویسی
annotations
حاشیه نویسی
prescriptions
نسخه نویسی
prescription
نسخه نویسی
countersigns
فهر نویسی
lexicography
لغت نویسی
endorsements
فهر نویسی
endorsements
پشت نویسی
calligraphy
خوش نویسی
callings
خوش نویسی
acceeptance
قبولی نویسی
duplication
دونسخه نویسی
lexicography
فرهنگ نویسی
typing
ماشین نویسی
coding
برنامه نویسی
subscription
پذیره نویسی
subscriptions
پذیره نویسی
endorsement
فهر نویسی
endorsement
پشت نویسی
allegorization
تمثیل نویسی
report writer
گزارش نویسی
listings
فهرست نویسی
stenography
تند نویسی
registration
نام نویسی
prolixity
دراز نویسی
pindaric
مغلق نویسی
listing
اسم نویسی
listing
فهرست نویسی
prosaism
مبتذل نویسی
precipitousness work
خلاصه نویسی
listings
اسم نویسی
prosaism
نثر نویسی
synonymy
مترادف نویسی
rewrites
دوباره نویسی
tachygraphy
تند نویسی
system programming
برنامه نویسی سیستم
modular coding
برنامه نویسی پیمانهای
symbolic programming
برنامه نویسی سمبلیک
lexical
وابسته به فرهنگ نویسی
endorsements
فهر نویسی جیرو
symbolic programing
برنامه نویسی نمادی
symbolic coding
برنامه نویسی نمادی
stenogrsphic
وابسته به تند نویسی
tachygraphic
وابسته به تند نویسی
applicants
داوطلب نام نویسی
applicant
داوطلب نام نویسی
restrictive indorsement
پشت نویسی مقید
verbosity
دراز نویسی پرگویی
automatic coing
برنامه نویسی خودکار
qualified endorsement
پشت نویسی مقید
relative coding
برنامه نویسی نسبی
automatic programming
برنامه نویسی اتوماتیک
reenlistment
تجدید نام نویسی
backs
پشت نویسی کردن
back
پشت نویسی کردن
qualified indorsement
فهر نویسی مقید
application programming
برنامه نویسی کاربردی
reprogramming
برنامه نویسی مجدد
absolute code
برنامه نویسی مطلق
absolute coding
برنامه نویسی مطلق
acceptance duty
الزام به قبولی نویسی
tots
سرجمع حاشیه نویسی
tot
سرجمع حاشیه نویسی
restrictive indorsement
فهر نویسی مشروط
annotation symbol
علامت حاشیه نویسی
by acceptance
از طریق قبولی نویسی
prospectus
آگهی پذیره نویسی
endorsed
فهر نویسی کردن
endorsed
پشت نویسی کردن
endorse
فهر نویسی کردن
endorse
پشت نویسی کردن
essays
تالیف مقاله نویسی
endorses
پشت نویسی کردن
enlistments
نام نویسی کردن
enlistment
نام نویسی کردن
endorsing
فهر نویسی کردن
endorsing
پشت نویسی کردن
endorses
فهر نویسی کردن
matriculate
نام نویسی کردن
matriculated
نام نویسی کردن
matriculates
نام نویسی کردن
entered
نام نویسی کردن
enter
نام نویسی کردن
script assistant
معاون برنامه نویسی
longhand
دستینه تمام نویسی
type write
ماشین نویسی کردن
to take notes of
خلاصه نویسی کردن از
endorsement
فهر نویسی جیرو
enters
نام نویسی کردن
essay
تالیف مقاله نویسی
enlists
نام نویسی کردن
matriculating
نام نویسی کردن
levying
تحمیل نام نویسی
levy
تحمیل نام نویسی
levies
تحمیل نام نویسی
programming librarian
بایگان برنامه نویسی
levied
تحمیل نام نویسی
enlist
نام نویسی کردن
enlisting
نام نویسی کردن
systems programming
برنامه نویسی سیستم
land sturm
نام نویسی همگانی
indorse
پشت نویسی کردن
indorsation
پشت نویسی کردن
programming aids
ادوات برنامه نویسی
programming aids
کمک برنامه نویسی
programming
برنامه نویسی کامپیوتر
programming language
زبان برنامه نویسی
impanel
نام نویسی کردن
microcoding device
دستگاه ریزبرنامه نویسی
micrograph
الت ریز نویسی
microprograming
ریز برنامه نویسی
paragrahia
ناخوشی غلط نویسی
endorsement in full
فهر نویسی کامل
indorse
فهر نویسی کردن
leetter writing
نامه نویسی انشا
lexicographic order
ترتیب لغت نویسی
lexicographical
مربوط به لغت نویسی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com