English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (11 milliseconds)
English Persian
altar-table میز مقدس در کلیسا
Search result with all words
altar of repose [طاقچه یا گوشه محراب کلیسا که گنجه ای از نان مقدس در آن است.]
ampullae niche [طاقچه ای در کلیسا برای نگه داشتن ظروف آب مقدس]
credence [قفسه یا میز در حرم مقدس کلیسا]
feretory [صندوق آثار مقدس کلیسا]
Other Matches
exonarthex [هشتی ورودی کلیسا خارج از نمای اصلی کلیسا]
prebendary دریافت مقرری از کلیسا وفیفه خوار کلیسا
halidom چیز مقدس جای مقدس
elder ارشد کلیسا شیخ کلیسا
holy مقدس
saints مقدس
saintly مقدس
sacred مقدس
saint مقدس
sanctimonious مقدس
numinous مقدس
sanctified مقدس
holier مقدس
holiest مقدس
inviolable مقدس
hallowed مقدس
venerable مقدس
heavenly minded مقدس
sacrosanct مقدس
prayerful مقدس
sanctimony مقدس نمایی
shrines جای مقدس
sanctuaries جایگاه مقدس
sanctuary جایگاه مقدس
hallow مقدس کردن
shrine جای مقدس
holily بطور مقدس
holy legislator شارع مقدس
halidome جای مقدس
tartuffe مقدس ریایی
tartuffe خشکه مقدس
the holy کتاب مقدس
holyday روز مقدس
Holy Week هفتهی مقدس
halidome چیز مقدس
tartufe خشکه مقدس
innocent مبرا مقدس
saints مقدس شمردن
sanctimoniousness مقدس نمایی
sanctified airs مقدس نمایی
sancify مقدس شمردن
sacred places جاهای مقدس
saint مقدس شمردن
sacred books کتابهای مقدس
hagiology ادبیات مقدس
scriptures کتاب مقدس
scripture کتاب مقدس
relics اثار مقدس
relic اثار مقدس
st.michael پطرس مقدس
stoup قدح اب مقدس
tartufe مقدس ریایی
Holy Weeks هفتهی مقدس
the Holy Trinity تثلیت مقدس
SS مخفف مقدس
Holy Writ کتاب مقدس
Holly Sepulchre مقبره مقدس
St مخفف مقدس
sanctimonious مقدس نما
Holy Father پدر مقدس
fiestas روز مقدس
fiesta روز مقدس
Mashhad هر مقدس مشهد
moralistic خشکه مقدس
dedication cross صلیب مقدس
anointment تقدیس با روغن مقدس
sacredly بطور مقدس یا محترم
biblical وابسته به کتاب مقدس
biblical مطابق کتاب مقدس
bibliolatry پرستش کتاب مقدس
hermeneutic ایین تفسیرکتاب مقدس
sanctum قدس جایگاه مقدس
postil تفسیر کتاب مقدس
pali زبان مقدس بودائیان
it say in the bible that در کتاب مقدس میگوید
religiosity خشکه مقدس بودن
guaiacum عودالانبیاء درخت مقدس
pontify خودرا مقدس نمودن
mitzvah حکم کتاب مقدس
mitsvot حکم کتاب مقدس
lignum vitae درخت مقدس خشب الانبیاء
it is said in the bible that در کتاب مقدس می گوید یامینویسد که
hermeneutics علم یا ایین تفسیرکتاب مقدس
to مادریک کلمه مقدس است
martinmas جشن مارتین مقدس در 11نوامبر
buretto تنگ مخصوص شراب مقدس
midrash تفسیر کتاب مقدس یهود
buret تنگ مخصوص شراب مقدس
altar of credence [جایگاه نان و شراب مقدس]
bible بطورکلی هر رساله یاکتاب مقدس
bibles بطورکلی هر رساله یاکتاب مقدس
scriptural مطابق متن کتاب مقدس
veda کتاب مقدس باستانی هند
vedic وابسته به وداکتاب مقدس هندو
apis گاو مقدس مصریان قدیم
People of the Book پیروان کتاب مقدس [ دین]
churchgoers کلیسا رو
churchgoer کلیسا رو
stair towers turrets کلیسا
kirk کلیسا
churches کلیسا
church کلیسا
bethel کلیسا
it say in the bible that درکتاب مقدس گفته شده است
lector قاری کتاب مقدس در کلیسای کاتولیک
vulgate نسخه لاتین قدیمی کتاب مقدس
zion کوه مقدس اورشلیم قوم اسرائیل
lectionary ایات منتخبه یا قسمتی از کتاب مقدس
i saw this p in the scripture این فقره را در کتاب مقدس دیدم
enshrine ضریح ساختن مقدس وگرامی داشتن
biblicism پیروی تحت لفظی از کتاب مقدس
revised version ترجمه اصلاح شده کتاب مقدس
territoriality کلیسا سالاری
croude سرداب کلیسا
Ecclesilogy کلیسا شناسی
chancel محراب کلیسا
camarin معبد در کلیسا
kirkman عضو کلیسا
kirk به کلیسا رفتن
croud سرداب کلیسا
double church کلیسا دو طبقه
crowd سرداب کلیسا
ambulacrum صحن کلیسا
crowde سرداب کلیسا
tympan جبهه کلیسا
nave portal مدخل کلیسا
tympanon جبهه کلیسا
ostiary دربان کلیسا
blind storey تریبون کلیسا
presbyter شیخ کلیسا
tympanum جبهه کلیسا
undercroft اتاق کلیسا
territorialism کلیسا سالاری
lay reader قاری کلیسا
facing the church روبروی کلیسا
churchman نگهبان کلیسا
steeple مناره کلیسا
transepts جناح کلیسا
churchly مربوط به کلیسا
ecclesiastical منسوب به کلیسا
sexton خادم کلیسا
churchmen نگهبان کلیسا
churchyards حیاط کلیسا
congregations حضاردر کلیسا
chapelry حوزه کلیسا
transepts بازویی کلیسا
transept بازویی کلیسا
transept جناح کلیسا
nave رواق کلیسا
churchyard حیاط کلیسا
congregation حضاردر کلیسا
naves رواق کلیسا
steeple برج کلیسا
steeples مناره کلیسا
steeples برج کلیسا
sextons خادم کلیسا
crypt سرداب کلیسا
god's acre محوطه کلیسا
churchyards حصار کلیسا
churchyard حصار کلیسا
crypts سرداب کلیسا
reliquary فرف مخصص نگهداری اثار مقدس یا باستانی
franciscan وابسته بدسته راهبان فرقه فرانسیس مقدس
paradigms ایه کتاب مقدس که مثالی رامتضمن است
reliquaries فرف مخصص نگهداری اثار مقدس یا باستانی
scripturalism اعتقادبه نص کتاب مقدس دلبستگی بدلائل نقلی
paradigm ایه کتاب مقدس که مثالی رامتضمن است
lower criticism انتقاد نسبت به مندرجات متن کتاب مقدس
belfries برج ناقوس کلیسا
tazza سنگاب بزرگ کلیسا
the church e. سازمان قانونی کلیسا
shepherdess شبان کلیسا که زن باشد
narthex هشتی ورودی کلیسا
back-aisle راهرو پشت کلیسا
shepherdesses شبان کلیسا که زن باشد
Dean رئیس کلیسا یادانشکده
cathedra [صندلی اسقف در کلیسا]
belfry برج ناقوس کلیسا
ban اعلان ازدواج در کلیسا
banning اعلان ازدواج در کلیسا
bans اعلان ازدواج در کلیسا
spire تاجک مخروطی کلیسا
spires تاجک مخروطی کلیسا
chancel-arch قوسی شبستان کلیسا
chancel-rail نرده مشبک [کلیسا]
chancel-rail دیواره مشبک [کلیسا]
chancelor جداره مشبک [کلیسا]
ante-church پیش ناو کلیسا
cross-aisle [گوشواره عرضی کلیسا]
aumbry [تورفتگی در دیوار کلیسا]
Deans رئیس کلیسا یادانشکده
crossing tower برج تقاطع در کلیسا
epi [مناره مخروطی کلیسا]
campanile برج کلیسا منار
campanile محل ناقوس کلیسا
presbyter کشیش سرپرست کلیسا
chanter سرود خوان کلیسا
narthex ایوان غربی کلیسا
helm [تاج مخروطی کلیسا]
esonarthex [هشتی ورودی کلیسا]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com