English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 82 (9 milliseconds)
English Persian
dead reckonning tracer میز ناوبری کور
Search result with all words
plotter وسیله ناوبری وسیله رسم کننده
plotters وسیله ناوبری وسیله رسم کننده
pilot ناوبری کردن
pilot راهنمای ناوبری
piloted ناوبری کردن
piloted راهنمای ناوبری
pilots ناوبری کردن
pilots راهنمای ناوبری
navigation ناوبری
plotting رسم مسیر ناوبری هواپیمایا کشتی محل هدف یا دشمن
navigate ناوبری کردن
navigated ناوبری کردن
navigates ناوبری کردن
navigating ناوبری کردن
vector مسیر ناوبری هواپیما
vectors مسیر ناوبری هواپیما
piloting ناوبری در کنار ابهای ساحلی
piloting ناوبری در کنار ساحل ناوبری ساحلی و رودخانهای
coast ناوبری کرانهای
coasts ناوبری کرانهای
radial شعاعی سمت مغناطیسی ایستگاه ناوبری هوایی
radials شعاعی سمت مغناطیسی ایستگاه ناوبری هوایی
aerial navigation ناوبری هوایی
aeronautical chart نقشه ناوبری هوایی
aeronautical information overprint اطلاعات حاشیهای نقشه ناوبری هوایی
aeronautical plotting chart نقشه مخصوص ناوبری هوایی
aeronautical plotting chart نقشه مخصوص رسم مسیر ناوبری
aeronautical station ایستگاه ناوبری هوایی ایستگاه خدمات هوانوردی
aids to navigation وسایل کمک ناوبری
aids to navigation کمکهای ناوبری
air plot نقشه ناوبری هوایی
astro tracker وسیله ناوبری خودکار نجومی
augmentation support set دستگاه تکمیلی ناوبری هوایی در فرودگاه
bathymetric navigation ناوبری ژرفایافتی
celestial navigation ناوبری نجومی
celestial navigation ناوبری بااستفاده از صور فلکی
coasting ناوبری کرانهای navigation coasting :syn
consol دستگاه ناوبری رادیویی صفحه کلید دستگاههای ارتباطی صفحه رادار
control point نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
day beacon برج ناوبری مورد استفاده درروز
day beacon برج ناوبری روز
dead reckonning ناوبری کور
dead reckonning tracer وسایل ناوبری کور در دریا میز ردنگاری
electronic navigation ناوبری الکترونیکی
grid navigation ناوبری از روی نقشه ناوبری از روی خطوط شبکه نقشه
hyperbolic navigation ناوبری مارپیچی با استفاده ازبی سیم
hyperbolic navigation system روش ناوبری هذلولی
inertial navigation سیستم ناوبری خودکار روی هواپیما سیستم خود ناوبری
inertial navigation ناوبری لختی
inertial navigation system سیستم ناوبری ماندی
landing aids وسایل کمک ناوبری فرودهواپیما وسایل کمکی فرودهواپیما
meaconing گرفتن و رله علایم رادیویی برای گیج کردن سیستم ناوبری دشمن
navigating bridge پل ناوبری
navigation light چراغهای ناوبری
navigation mode روش ناوبری خودکار یاحالت ناوبری خودکارهواپیما به وسیله دستگاههای زمینی
navigational aids وسایل کمک ناوبری
navigational grid شبکه کمکی ناوبری
navigational grid بادزن کمک ناوبری
omega سیستم ناوبری امگا
pilot chart نقشههای راهنمای دریایی نقشه ناوبری دریایی
plotting chart نقشه ناوبری هواپیما یاکشتی
pseudopursuit navigation ناوبری و هدایت موشک فقط در سمت هدف
pseudostereo ناوبری همزمان و هماهنگ موشک در سمت و ارتفاع
pursuit navigation ناوبری و هدایت موشک باامواج الکترونیکی تا هدف
radar danning ناوبری به وسیله رادار برای احتراز از برخورد به مین
radio navigation ناوبری رادیویی
radio navigation ناوبری بااستفاده از امواج بی سیم
radio range ایستگاه ناوبری رادیویی یاتعیین محل هدفها به وسیله بی سیم
radio range station ایستگاه ناوبری رادیویی هواپیماها
satellite navigation ناوبری ماهوارهای
shoran نوعی وسیله ناوبری الکترونیکی برد کوتاه
situation indicator دستگاه سنجش وضعیت دیدرادار و وسایل ناوبری
stellar inertial navigation ناوبری لختی ستارهای
subsurface navigation ناوبری زیر سطحی
tacan سیستم ناوبری تاکان
tacan نوعی سیستم ناوبری الکترونیکی برای ناوبری هواپیماهای تاکتیکی
tactical air navigation رادار ناوبری تاکتیکی هوایی
teleran system نوعی سیستم ناوبری که بااستفاده از رادارهای زمینی و سیستم تلویزیونی هواپیماهای سرگردان دراطراف محوطه فرودگاه را به باند هدایت میکند
transponder فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
universal drafting machine خط کش ناوبری
visual flight پرواز بااستفاده از ناوبری بصری
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com