English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (10 milliseconds)
English Persian
horizontal crossbar میله افقی
Search result with all words
title میله افقی در بالای یک پنجره که نام آن برنامه یا پنجره را بیان میکند
titles میله افقی در بالای یک پنجره که نام آن برنامه یا پنجره را بیان میکند
bar میله افقی در پرش
bars میله افقی در پرش
bowled باختن توپزن در نتیجه انداختن میله افقی
spreader میله افقی که بادبان را از دکل جدا نگاه می دارد
western roll غلطیدن افقی از روی میله
Other Matches
leveled تراز سطح افقی افقی کردن
plane افقی سطح افق افقی کردن
planed افقی سطح افق افقی کردن
planes افقی سطح افق افقی کردن
planing افقی سطح افق افقی کردن
levels تراز سطح افقی افقی کردن
level تراز سطح افقی افقی کردن
levelled تراز سطح افقی افقی کردن
sliding wedge گاوه افقی یاکولاس افقی
tenpin میله بطری شکل مخصوص بازی 01 میله بولینگ
double wood ماندن یک میله بولینگ پشت میله دیگر
feint حرکت از میله بالا به میله پایین
feinted حرکت از میله بالا به میله پایین
feinting حرکت از میله بالا به میله پایین
feints حرکت از میله بالا به میله پایین
shafts میله ستون میله چاه
shaft میله ستون میله چاه
standards دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
standard دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
horizontal افقی
lateral افقی
laterad افقی
ordinate حور افقی
rhumb دایره افقی
plain coordinates مختصات افقی
landscape orientation تمایل افقی
cross head تیر افقی
abscissa بعد افقی
horizontal plane صفحه افقی
abscissa محور افقی
cross beam تیر افقی
straight افقی بطورسرراست
straighter افقی بطورسرراست
horizontal wedge گاوه افقی
straightest افقی بطورسرراست
horizontal سطح افقی
horizontal mobility تحرک افقی
yardarm بازوی افقی
transverse plane صفحه افقی
horizontal polarization قطبش افقی
tier ردیف افقی
cross level افقی کردن
transom وادار افقی
transom الت افقی
horizontally بطور افقی
jack arch طاق افقی
crosscut saw اره افقی بر
tiers ردیف افقی
cross hatch هاشور افقی
horizontal pump پمپ افقی
horizontal scrolling حرکت افقی
horizontal section برش افقی
trunnion پاشنه افقی
trunnion مفصل افقی
horizontal taping مساحی افقی
horizontal wedge کولاس افقی
putlog or lock تیر افقی
horizontal disparity ناهمخوانی افقی
horizontal growth رشد افقی
horizontal hook قلاب افقی
cross-beam تیر افقی
horizontal integration ادغام افقی
horizontal integration تمرکز افقی
horizontal integration انضمام افقی
brise-soleil پرده افقی
horizontal loading کولاس افقی
horizontal candlepower شمع افقی
horizontal combination ترکیب افقی
horizontal boring سوراخکاری افقی
brise-soleil کرکره افقی
horizontal cornice رخ بام افقی
cross grinder شاه تیر افقی
horizontal synchronizing همزمان ساز افقی
laterad واقع درخط افقی
horizontal stabilizer مکان افقی ثابت
horizontal arch element حلقه افقی قوس
horizontal social mobility تحرک افقی اجتماعی
horizontal shearing stress تنش برش افقی
crossbars تیرک افقی دروازه
lateralrelationship نسبت در خط افقی از پهلو
cross level حباب تراز افقی
transverse adduction نزدیک کردن افقی
surge حرکات افقی اب دریا
transverse abduction دور کردن افقی
surges حرکات افقی اب دریا
grand piano پیانوی بزرگ و افقی
grand pianos پیانوی بزرگ و افقی
dragon-tie تیر افقی گوشه ها
lateral واقع درخط افقی
surged حرکات افقی اب دریا
roof tree کش دیرک افقی چادر
ridge pole کش دیرک افقی چادر
common roof تیرچه افقی خرپا
mean horizontal candlepower شمع افقی متوسط
crossbar تیرک افقی دروازه
X coordinate مختصات بردار افقی
horizontal loading بارگیری افقی کشتیها
vertical loom دار افقی [قالی]
horizontal loom دار افقی [قالی]
horizontal labor mobility تحرک افقی کارگر
transom الت افقی کمرکش
x axis بردار افقی گراف
horizontal phase control تنظیم فاز افقی
x plates صفحات انحراف افقی
boom ستون افقی [کشتی]
elevator مکان افقی متحرک
spar ستون افقی [کشتی]
advection جابجایی افقی هوا
horizon system of coordinates دستگاه مختصات افقی
elevators مکان افقی متحرک
breastsummer تیر افقی سردر
chitary jireugi ضربه مشت موازی یا افقی
foward speed همنه سرعت در صفحه افقی
x axis محور افقی مختصات یا محورطولها
transit compass الت سنجش گوشههای افقی
crosspiece قسمت افقی وعرضی هر چیزی
scan یکی ازخط وط افقی فسفری
horizontal loading پر کردن مهمات به طور افقی
adjustment for horizontal-circle image تنظیم افقی مرکز تصویر
scanned یکی ازخط وط افقی فسفری
scans یکی ازخط وط افقی فسفری
horizontal event numbering شماره گذاری افقی وقایع
ledger تیر افقی جلو چوبست
wale تیر افقی انتخاب کردن
crossbar چوب افقی بالای مانع
boom تیر افقی وصل به بادبان
boomed تیر افقی وصل به بادبان
axis برای مختصات افقی در گراف
booms تیر افقی وصل به بادبان
crossbars چوب افقی بالای مانع
booming تیر افقی وصل به بادبان
bar چوب افقی بالای مانع
ledgers تیر افقی جلو چوبست
windowsill قسمت افقی لبه پنجره
yard بازوی افقی دکل ناو
yards بازوی افقی دکل ناو
racing dive شیرجه افقی دراغاز مسابقه
bars چوب افقی بالای مانع
bail چوب کوتاه افقی روی پایه
rowed مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
mid span مرکزفاصله افقی بین دو پایه متوالی پل
twists دوران حول محور افقی پیچش
twisting دوران حول محور افقی پیچش
twist دوران حول محور افقی پیچش
rows مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
row مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
sliding wedge تیغه متحرک کولاس گاوهای افقی
breast چوب افقی پایین دار [قالی]
trabeated ساخته شده بوسیله تیرهای افقی
horizontal tab حرکت مکان نما به صورت افقی
warp beam چوب افقی بالای دار [قالی]
lateral افقی راهرو زیرزمینی موازی جبهه
trabeation ساخته شده بوسیله تیرهای افقی
validity بررسی و افقی بودن داده یا نتیجه
horizontal drilling and milling machine دستگاه مته کاری و فرزکاری افقی
chimney-mantle [قسمت افقی پیش بخاری تزئینی]
x axis محور افقی روی یک صفحه مختصاتی
x amplifier تقویت کننده با سیستم انحراف افقی
adjustable stabilizer تثبیت کننده افقی قابل تنظیم هواپیما
planche وضع افقی بدن ژیمناست روی دستها
treadmills چرخ افقی بزرگی که زندانیان ان را بحرکت دراورند
orientation جهت صفحه یا به صورت لبه افقی یا عمودی
raster scan graphics نمایش بصری صفحه تصویربا خطوط افقی
outhaul طناب وصل کننده بادبان به تیر افقی
purlin قسمت افقی روی شاه تیر یاستونها
treadmill چرخ افقی بزرگی که زندانیان ان را بحرکت دراورند
high tailed aircraft هواپیمایی که دم افقی ان بالای سکان عمودی قرارگرفته
advection حرکت افقی تودهای ازهوا دراثرتغییردرجهء حرارت
purline قسمت افقی روی شاه تیر یا ستونها
side cast پرتاب نخ ماهیگیری بحالت قوس تقریبا" افقی
femur [نمای صاف افقی که میان آن حجاری شده باشد.]
scans حرکت اشعه تصویر افقی در مقابل صفحه CRT
scan حرکت اشعه تصویر افقی در مقابل صفحه CRT
scanned حرکت اشعه تصویر افقی در مقابل صفحه CRT
jetstream باد تقریبا افقی با سرعت بیش از 08 کیلومتر بر ساعت
ledger board تخته افقی روی نرده پلکان یانرده ایوان
blade flapping حرکت تیغههای گردنده هلیکوپتر حول لولای افقی
two-dimensional آرایهای که عناصر افقی و عمودی محل دهی میکند
panning حرکت افقی داده گرافیکی درعرض یک صفحه نمایش
dish rag حالت افقی بدن ژیمناست درامتداد چوب موازنه
potter wheel صفحه افقی گردنده که کوزه گر گل بران قالب میکند
planimetric نقشهای که فقط فواصل افقی نقاط رانشان میدهد
rung [تکه ای افقی که باعث قویتر شدن ساختار سندلی میشود]
landscaped جهت یابی صفحه یا کاغذ که لبه بلندتر آن افقی است
landscape جهت یابی صفحه یا کاغذ که لبه بلندتر آن افقی است
landscapes جهت یابی صفحه یا کاغذ که لبه بلندتر آن افقی است
tipping در عکاسی هوایی چرخش دوربین حول محور افقی هواپیما
tip در عکاسی هوایی چرخش دوربین حول محور افقی هواپیما
topping lift طناب وصل به دکل برای نگهداری تیر اصلی افقی
horizontal control کنترل افقی در نقشه برداری اندازه گیری بر دو سمت نقشهای
variation زاویه افقی بین امتدادمغناطیسی محل و نصف النهارهای جغرافیایی
variations زاویه افقی بین امتدادمغناطیسی محل و نصف النهارهای جغرافیایی
theodolite دوربین اپتیکی برای اندازه گیری زوایای قائم یا افقی
landscaping جهت یابی صفحه یا کاغذ که لبه بلندتر آن افقی است
theodolites دوربین اپتیکی برای اندازه گیری زوایای قائم یا افقی
long-and-short work [بنایی با استفاده از بلوک های افقی و عمودی بلند و کوتاه]
advection جابجایی و حرکت طبقات اتمسفری بصورت افقی و تحت تاثیر گرما
columnar گرافی که مقادیر به صورت میلههای عمودی و افقی نمایش داده می شوند
frequencies تعداد دفعاتی که اشعه تصویر ردیف افقی پیکس ها را اسکن میکند
length تعداد بیتهایی که به صورت افقی روی یک خط صفحه نمایش قرار می گیرند.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com