English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English Persian
probe میله بازرسی
probed میله بازرسی
probes میله بازرسی
Other Matches
tenpin میله بطری شکل مخصوص بازی 01 میله بولینگ
double wood ماندن یک میله بولینگ پشت میله دیگر
inspector general بازرسی بازرسی کل ارتش
feinting حرکت از میله بالا به میله پایین
feinted حرکت از میله بالا به میله پایین
feint حرکت از میله بالا به میله پایین
feints حرکت از میله بالا به میله پایین
shafts میله ستون میله چاه
shaft میله ستون میله چاه
cancel check firing فرمان بازرسی اتش ملغی فرمان بازرسی اتش لغو
inspection بازرسی بازدید کردن بازرسی کردن
standard دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
standards دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
survey بازرسی
surveyed بازرسی
check بازرسی شد
checks بازرسی شد
checked بازرسی شد
control بازرسی
controlling بازرسی
surveys بازرسی
inspected بازرسی
inspectorship بازرسی
inspecting بازرسی
perambulation بازرسی
inspect بازرسی
inspects بازرسی
audits بازرسی
auditing بازرسی
audited بازرسی
audit بازرسی
controls بازرسی
visitation بازرسی
examine بازرسی
cross examination بازرسی
controllership بازرسی
examined بازرسی
visitations بازرسی
examines بازرسی
examining بازرسی
examen بازرسی
examination بازرسی
visits بازرسی
visited بازرسی
inspection بازرسی
inquiries بازرسی
visit بازرسی
inquiry بازرسی
examinations بازرسی
examined بازرسی کردن
right of visit حق بازرسی و تفتیش
searcher warrant اجازه بازرسی
examines بازرسی کردن
examining بازرسی کردن
inspected بازرسی کردن
checks بازرسی کردن
inspects تحقیق بازرسی
scrutineer بازرسی فنی
jerque بازرسی کشتی
inspecting تحقیق بازرسی
seach بازرسی کردن
inspecting بازرسی کردن
examine بازرسی کردن
inspected تحقیق بازرسی
inspect بازرسی کردن
magnetic inspection بازرسی مغناطیسی
inspect تحقیق بازرسی
look over something <idiom> بازرسی کردن
search بازرسی کردن
search تکاپو بازرسی
examination بازرسی معاینه
examinations بازرسی معاینه
detection بازیابی بازرسی
martitime survey بازرسی دریائی
vidimus بازرسی حساب
inspection بازرسی و بازبینی
control بازرسی کردن
controls بازرسی کردن
searched تکاپو بازرسی
searched بازرسی کردن
survey report گزارش بازرسی
searchingly بازرسی کردن
searchingly تکاپو بازرسی
manhole اطاقک بازرسی
manholes اطاقک بازرسی
searches بازرسی کردن
to look over بازرسی کردن
searches تکاپو بازرسی
controlling بازرسی کردن
cargo checking بازرسی بار
unverified <adj.> بازرسی نشده
aircraft inspection بازرسی هواپیما
survey بازرسی کردن
surveyed بازرسی کردن
surveys بازرسی کردن
inspection certificate گواهی بازرسی
untested <adj.> بازرسی نشده
uninspected <adj.> بازرسی نشده
audit بازرسی رسیدگی
to search after بازرسی کردن
identity control بازرسی شناسنامه
identity check بازرسی شناسنامه
to rummage بازرسی کردن
certificate of inspection گواهی بازرسی
certificate of survey گواهی بازرسی
check point نقطه بازرسی
checkup بازرسی کلی
board of inspection and survey سازمان بازرسی
to browse through بازرسی کردن
audited بازرسی رسیدگی
audits بازرسی رسیدگی
inspects بازرسی کردن
investigating committee کمیته بازرسی
committee of inquiry کمیته بازرسی
for [your/our] inspection برای بازرسی
inquiry documents اسناد بازرسی
check بازرسی کردن
checked بازرسی کردن
unaudited <adj.> بازرسی نشده
unchecked <adj.> بازرسی نشده
unevaluated <adj.> بازرسی نشده
unexamined <adj.> بازرسی نشده
auditing بازرسی رسیدگی
inspectional مربوط به بازرسی
contractor inspection system سیستم بازرسی پیمانها
check sweeping بازرسی مین روبی
controls بازرسی نظارت جلوگیری
scrutineering بازرسی فنی قایق
right of search حق بازرسی کشتی در دریاها
check امتحان کردن بازرسی
personnel monitoring بازرسی بدنی از افراد
checked امتحان کردن بازرسی
checks امتحان کردن بازرسی
cwe ترخیص بدون بازرسی
non destructive inspection بازرسی غیر مخرب
domiciliary visit بازرسی خانه شخص
controlling بازرسی نظارت جلوگیری
controllable قابل ممیزی یا بازرسی
input control unit واحد بازرسی ورودی
censorial مبنی بر بازرسی مطبوعات و
inspective وابسته به تفتیش و بازرسی
privateer فرمانده کشتی بازرسی
cleared without examination ترخیص بدون بازرسی
to pick over بازرسی کردن و برگزیدن
search warrant حکم بازرسی و ورود
search warrants حکم بازرسی و ورود
he was appointed to inspect it مامور شد ان را بازرسی کند
control بازرسی نظارت جلوگیری
cargo checking بازرسی کردن محمولات
test شهادت گواهی بازرسی کردن
tested شهادت گواهی بازرسی کردن
tech inspection بازرسی اتومبیلها پیش ازمسابقه
location survey بازرسی در جای اجناس درانبار
tests شهادت گواهی بازرسی کردن
espying جاسوس بودن بازرسی کردن
espied جاسوس بودن بازرسی کردن
g man نماینده مخصوص دایره بازرسی
inspection gallery دالان بازرسی گالری بازدید
visitatorial وابسته به یادارای اختیار بازرسی
helical scanning بازرسی وتجسس مارپیچی با رادار
espies جاسوس بودن بازرسی کردن
espy جاسوس بودن بازرسی کردن
FBI مخفف دفتر بازرسی فدرال
board of inspection and survey هیئت بازرسی کننده خسارات وضایعات
action letter فرم بازرسی ویژه در ردههای بالا
visitations اداره بازرسی ونظارت بر کار شرکتها
borescope ابزار چشمی برای بازرسی قطعات
visitation اداره بازرسی ونظارت بر کار شرکتها
geologize ازنظر زمین شناسی بازرسی کردن
weight and balance sheet برگ بازرسی تعادل وزن هواپیما
target approach point اخرین نقطه بازرسی درمنطقه فرود یا بارریزی
check-points محل بازرسی وسائط نقلیه نقطه مقابله
The reporter was held at the checkpoint for several hours. خبرنگار چندها ساعت در محل بازرسی معطل شد.
checkpoint محل بازرسی وسائط نقلیه نقطه مقابله
checkpoints محل بازرسی وسائط نقلیه نقطه مقابله
interrogating مورد پرسش یا بازرسی قراردادن استنطاق کردن از
interrogates مورد پرسش یا بازرسی قراردادن استنطاق کردن از
interrogated مورد پرسش یا بازرسی قراردادن استنطاق کردن از
interrogate مورد پرسش یا بازرسی قراردادن استنطاق کردن از
caveat emptor یعنی خریدارخود مسئول بازرسی کالائی که می خرد میباشد
bench check کارگاه مجهز به دستگاههای ازمایشی علامت نقطه بازرسی نقشه برداری
quadratic quotient search الگوریتم بازرسی کننده که به هنگام تست مکانهای بعدی جدول از یک ادرس دوگانه استفاده میکند
pinning میله
scape میله
pinned میله
bacillary میله میله
bacillar میله میله
axis میله
bard میله
stems میله
shaft میله
bards میله
shafts میله
pipe میله
lever میله
levers میله
filament میله
filaments میله
gad میله
mandril میله
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com