English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
an inflexible rod of iron میل غیر قابل انحنا
Other Matches
curvature انحنا
change of curvature تغییر انحنا
curvy دارای انحنا
pilable انحنا پذیر
uncurl از انحنا در امدن
decurved دارای انحنا به پایین
outcurve انحنا یا خمیدگی بطرف خارج
architrave پوشش مستقیم بدون انحنا
Riemann curvature tensor تانسور انحنا ریمان [ریاضی]
inswinger توپی که در هوا با انحنا به سوی توپزن می اید
unbowed انحنا پیدا نکرده تعظیم نکرده
dips اندازه گیر زاویه انحنا عمق غوطه وری مین عمق شناوری ازاد مین نیم افراشتن پرچم
dip اندازه گیر زاویه انحنا عمق غوطه وری مین عمق شناوری ازاد مین نیم افراشتن پرچم
friendly front end طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
recoverable item وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
archival quality مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
escrow سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
flexile قابل تغییر قابل تطبیق
exigible قابل تقاضا قابل ادعا
elastic قابل کش امدن قابل انعطاف
transferable قابل واگذاری قابل انتقال
bilable قابل رهایی قابل ضمانت
tenable قابل مدافعه قابل تصرف
presentable قابل نمایش قابل تقدیم
presentable قابل معرفی قابل ارائه
adducible قابل اضهار قابل ارائه
combustible قابل سوزش قابل تراکم
presumable قابل استنباط قابل استفاده
sensible قابل درک قابل رویت
achievable قابل وصول قابل تفریق
changeable قابل تعویض قابل تبدیل
thankworthy قابل تشکر قابل شکر
observable قابل مشاهده قابل گفتن
exigible قابل مطالبه قابل پرداخت
capacity حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
capacities حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
visual display terminal ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
visual display unit ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
floatable قابل کلک رانی قابل کرجی رانی
inconvertible غیر قابل تغییر غیر قابل تسعیر
irrefrangible غیر قابل شکستن غیر قابل غضب
indemonstrable غیر قابل اثبات غیر قابل شرح
indiscoverable غیر قابل درک غیر قابل تشخیص
adobe type manager استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
inexplicably بطور غیر قابل توضیح چنانکه نتوان توضیح داد بطور غیر قابل تغییر
vendable قابل فروش جنس قابل فروش
vendible قابل فروش جنس قابل فروش
cleavable قابل شکافته شدن قابل ورقه ورقه شدن
air transportable sonar سونار مخصوص هواپیما سونار قابل حمل با هواپیما سونار قابل حمل هوایی
qualified قابل
capable قابل
thorough paced قابل
abler قابل
dissoluble قابل حل
able قابل
sensible قابل حس
apt قابل
ablest قابل
good قابل
acceptor قابل
incapable نا قابل
solvable قابل حل
soluble قابل حل
selective قابل انتخاب
mentionable قابل ذکر
applicable قابل اجراء
merchantable قابل فروش
drinkable قابل اشامیدن
eligible قابل انتخاب
applicable قابل اطلاق
excitable قابل تحریک
negotiating قابل انتقال
negotiates قابل انتقال
limsy قابل انحناء
selectively قابل انتخاب
meltable قابل ذوب
livable قابل زیستن
livable قابل معاشرت
livable قابل زندگی
liveable قابل زیستن
liveable قابل معاشرت
liveable قابل زندگی
machinable قابل تراش
reversible قابل نقض
macroscopic قابل رویت
reprouducible قابل تولیدیاتناسل
maintainable قابل نگاهداری
medicable قابل معالجه
negotiated قابل انتقال
negotiate قابل انتقال
mibeable قابل استخراج
observable قابل مراعات
knowable قابل دانستن
nota bene قابل توجه
numerable قابل شمارش
omissible قابل حذف
open cheque چک قابل انتقال
operable قابل علاج
operable قابل درمان
tolerable قابل تحمل
pardoable قابل عفو
prosecutable قابل تعقیب
tolerable قابل قبول
representable قابل عرضه
namable قابل ذکر
minable قابل استخراج
reproducible قابل تکثیر
inflammable قابل اشتعال
reproachable قابل توبیخ
mistakable قابل اشتباه
mobilizable قابل تجهیز
moot قابل بحث
moveable قابل تغییر
separable قابل تفکیک
multipliable قابل تکثیر
multiplicable قابل تکثیر
flammable قابل اشتعال
sociable قابل معاشرت
merchantable قابل معامله
inflexional قابل صرف
justifiable قابل توجیه
inhabitable قابل سکنی
inheritable قابل توارث
inoculable قابل تلقیح
inquirable قابل تحقیق
sailable قابل کشتیرانی
inspirable قابل تنفس
insurable قابل بیمه
preferable قابل ترجیح
culpable قابل مجازات
revokable قابل فسخ
inflective قابل صرف
inflamable قابل اشتعال
scrutable قابل درک
scrutable قابل کشف
negotiable قابل مذاکره
satiable قابل اشباع
salvageable قابل نجات
sailable قابل هوابری
apparent قابل رویت
substantial قابل توجه
imaginable قابل درک
detectable قابل کشف
inferable قابل استنباط
inferible قابل استنباط
revocable قابل رجوع
noticeable قابل توجه
pivoting قابل چرخش
kenspeckle قابل شناسایی
leviable قابل تحمیل
licensable قابل اجازه
limit of inflammability حد قابل اشتعال
enforceable قابل اجرا
enforceable قابل اجراء
digestible قابل هضم
limpsey قابل انحناء
respirable قابل تنفس
resistible قابل مقاومت
permeable قابل نفوذ
restorable قابل اعاده
returnable قابل برگشت
revealable قابل مکاشفه
interconvertible قابل تبدیل
investigable قابل رسیدگی
inventible قابل اختراع
inventible قابل جعل
regrettable قابل تاسف
irrecusable غیر قابل رد
revocable قابل برگشت
irrigable قابل ابیاری
trustworthy قابل اعتماد
judicable قابل قضاوت
justiciable قابل دادرسی
revocable قابل فسخ
limpsy قابل انحناء
transferable قابل انتقال
transferable قابل ورابری
refrangible قابل انکسار
mobiles قابل تحرک
mobiles قابل حرکت
mobile قابل تحرک
mobile قابل حرکت
pursuable قابل تعقیب
refractile قابل انکسار
publishable قابل نشر
handy <adj.> قابل استفاده
handiest قابل استفاده
registrable قابل ثبت
regulable قابل تعدیل
passable قابل عبور
passable قابل قبول
believable قابل قبول
reimbursable قابل پرداخت
arguably قابل بحث
arguable قابل بحث
producible قابل تولید
promotable قابل ترویج
pronounceable قابل تلفظ
propagable قابل تکثیر
propagable قابل ترویج
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com