English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
kleptomania میل و اشتیاق به دزدی
Other Matches
robber دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
bandit دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
brigand دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
preyer دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
heister [American E] دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
raider دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
theft and pilferage دزدی و دله دزدی
enthusiasms اشتیاق
lukewarm بی اشتیاق
aspirations اشتیاق
eagerness اشتیاق
hunger اشتیاق
lackadaisical بی اشتیاق
enthusiasm اشتیاق
raring پر از اشتیاق
wistfulness اشتیاق
hankerings اشتیاق
hankering اشتیاق
longings اشتیاق
longing اشتیاق
aspiration اشتیاق
hungers اشتیاق
avidity اشتیاق
hungering اشتیاق
appetite اشتیاق
appetency اشتیاق
hungered اشتیاق
appetites اشتیاق
anxiousness اشتیاق
appetence اشتیاق
desirability درجه اشتیاق
anxieties اشتیاق نگرانی
anxiety اشتیاق نگرانی
cravings اشتیاق داشتن
longs :اشتیاق داشتن
craves اشتیاق داشتن
to be thirsty اشتیاق داشتن
craved اشتیاق داشتن
crave اشتیاق داشتن
keenness اشتیاق ارزومندی
hunger for اشتیاق به چیزی
hanker اشتیاق داشتن
hankered اشتیاق داشتن
hankers اشتیاق داشتن
snap up <idiom> با اشتیاق گرفتن
longed :اشتیاق داشتن
heat اشتیاق وهله
hungering اشتیاق داشتن
longest :اشتیاق داشتن
longer :اشتیاق داشتن
long- :اشتیاق داشتن
enthusiasm وجدوسرور اشتیاق
hungered اشتیاق داشتن
hunger اشتیاق داشتن
heats اشتیاق وهله
enthusiasms وجدوسرور اشتیاق
thirst اشتیاق داشتن
hungers اشتیاق داشتن
thirst ارزومندی اشتیاق
long :اشتیاق داشتن
breathlessly با نهایت اشتیاق
appetence or tency اشتیاق خواهش طبیعی
to groan for anything اشتیاق یا ارزوی چیزیراداشتن
to yearn to بکسی اشتیاق داشتن
set-tos با اشتیاق شروع کردن
forwardness اشتیاق شتاب زدگی
set to با اشتیاق شروع کردن
set-to با اشتیاق شروع کردن
solicitude اشتیاق دقت زیاد
aspire ارزو کردن اشتیاق داشتن
aspiring ارزو کردن اشتیاق داشتن
aspires ارزو کردن اشتیاق داشتن
to p for ارزو یا اشتیاق چیزی راداشتن
yearns اشتیاق داشتن مشتاق بودن
yearned اشتیاق داشتن مشتاق بودن
yearn اشتیاق داشتن مشتاق بودن
aspired ارزو کردن اشتیاق داشتن
languish باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
languished باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
languishes باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
languishing باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
passion اشتیاق وعلاقه شدید احساسات تند وشدید
abstractions دزدی
filches دزدی
filched دزدی
filch دزدی
abstraction دزدی
freebooting دزدی
robbery دزدی
robberies دزدی
filching دزدی
larceny دزدی
nip دزدی
brigandism دزدی
nipped دزدی
theft دزدی
nips دزدی
burglary دزدی
embezzlement دزدی
lift دزدی
thefts دزدی
lifted دزدی
lifting دزدی
lifts دزدی
thieving دزدی
thievery دزدی
burglaries دزدی
spoliation دزدی
Hypergraphia [حالتی رفتاری مشخص شده با اشتیاق شدید برای نوشتن]
rush برسر چیزی پریدن کاری را با عجله و اشتیاق انجام دادن
rushing برسر چیزی پریدن کاری را با عجله و اشتیاق انجام دادن
rushed برسر چیزی پریدن کاری را با عجله و اشتیاق انجام دادن
shop lifting دزدی از مغازه ها
intercepted توپ دزدی
intercepting توپ دزدی
Shanghai ادم دزدی
larceny petty دزدی کوچک
abaction گله دزدی
aggravated theft دزدی مشدد
intercepts توپ دزدی
cabbages دله دزدی
cabbage دله دزدی
thieve دزدی کردن
larcenous مربوط به دزدی
theft, pilferage, non delivery دله دزدی
petit larceny دله دزدی
pickery دله دزدی
thievish خوگرفته به دزدی
cycle stealing چرخه دزدی
commit theft دزدی کردن
pilferage دله دزدی
plagiary دزدی ادبی
thievishness خوی دزدی
intercept توپ دزدی
burgle شب دزدی کردن
burgled شب دزدی کردن
cribs دزدی ادبی
cribs دله دزدی
cribbing دزدی ادبی
cribbing دله دزدی
cribbed دزدی ادبی
cribbed دله دزدی
crib دزدی ادبی
crib دله دزدی
burgles شب دزدی کردن
burgling شب دزدی کردن
stick up <idiom> دزدی مسلحانه
steals توپ دزدی
piracy دزدی ادبی
piracy دزدی دریایی
kidnapping بچه دزدی
kidnapping ادم دزدی
plagiarism دزدی ادبی
piracy دزدی دریائی
picking دله دزدی
heists دزدی سرقت
heists دزدی کردن
heist دزدی سرقت
kleptomania جنون دزدی
heist دزدی کردن
steal توپ دزدی
petty larceny دله دزدی
kleptomaniac علاقمند به دزدی
kleptomaniacs علاقمند به دزدی
kleptomania دزدی بیمارگون
software piracy دزدی نرم افزار
swagman خریدار مال دزدی
pirates دزدی ادبی کردن
pirating دزدی دریایی کردن
pirating دزدی ادبی کردن
pilfer دله دزدی کردن
pilfered دله دزدی کردن
kidnaps ادم دزدی کردن
kidnaps بچه دزدی کردن
kidnapped ادم دزدی کردن
pilfering دله دزدی کردن
pilfers دله دزدی کردن
kidnapped بچه دزدی کردن
kidnap ادم دزدی کردن
snitched دله دزدی کردن
snitches دله دزدی کردن
pirates دزدی دریایی کردن
kidnap بچه دزدی کردن
pirated دزدی ادبی کردن
peculate حیف ومیل دزدی
hits طعمه دزدی ماهی
hitting طعمه دزدی ماهی
piracy دزدی هنری یاادبی
snitching دله دزدی کردن
hit طعمه دزدی ماهی
snitch دله دزدی کردن
pirated دزدی دریایی کردن
pirate دزدی ادبی کردن
pirate دزدی دریایی کردن
kleptolagnia تحریک جنسی توام با دزدی
robberies دزدی مقرون به ازار یا تهدید
robbery دزدی مقرون به ازار یا تهدید
maraud دله دزدی یاتلاش کردن
kleptamaniac کسی که جنون دزدی دارد
cat burglar <idiom> دزدی که از دیوار بالا میرود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com