Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 123 (7 milliseconds)
English
Persian
orangoutang
میمون درختی برنئوسوماترا
orangutan
میمون درختی برنئوسوماترا
Other Matches
lemur
میمون پوزه دار میمون لمور
lemurs
میمون پوزه دار میمون لمور
arboreal
درختی
dendriform
درختی
abatis
سد درختی
dendroidal
درختی
abattis
سد درختی
arboraceous
درختی
arboreous
درختی
jackanapes
میمون
snapdrayon
گل میمون
monkey
میمون
monkeys
میمون
snapdragons
گل میمون
pigmies
میمون
pygmy
میمون
pygmies
میمون
snapdragon
گل میمون
apes
میمون
propitious
میمون
ape
میمون
simian
میمون
aped
میمون
aping
میمون
syringa
یاس درختی
mock orange
یاس درختی
sorrel tree
ترشک درختی
hyla
قورباغه درختی
hollyhock
ختمی درختی
to lop a tree
درختی را آراستن
to prune a tree
درختی را آراستن
Yggdrasil
درختی اسطوره ای
to chop dowm a tree
درختی را انداختن
tree network
شبکه درختی
syrian mallow
خطمی درختی
sourwood
ترشک درختی
tree structure
ساخت درختی
semiarboreal
نیمه درختی
saddletree
لاله درختی
tree traversal
تقاطع درختی
to shin up a tree
از درختی بالارفتن
treehopper
زنجره درختی
wood sorrel
ترشک درختی
monthly rose
خطمی درختی
basswood
لاله درختی
arborization
ارایش درختی
colugo
میمون جهنده
apelike
میمون مانند
pithecoid
شبه میمون
simian
میمون مانند
monkeyishness
میمون صفتی
monkey's fist
مشت میمون
monkeyish
میمون صفت
baboonery
میمون صفتی
apishness
میمون صفتی
hokeypokey
میمون صفتی
guenon
میمون دم درازافریقایی
to prune a tree
سرشاخه درختی را زدن
strawberry tree
توت فرنگی درختی
to lop a tree
سرشاخه درختی را زدن
to truncate a tree
شاخههای درختی را زدن
tree sort
مرتب کردن درختی
understory vegetation
گیاهان زیر درختی
to lop off a branch
[from a tree]
شاخه ای را
[از درختی]
بریدن
mayapple
درختی از نوع زرشک
huffman tree
درختی با کمترین مقادیر
abat
راه بند درختی
anthropoid
میمون ادم نما
tarsier
میمون شبگرد هندی
simian
بوزینه شبیه میمون
lemurs
میمون پوزه دارماداگاسکار
lemur
میمون پوزه دارماداگاسکار
rhesus
میمون دم کوتاه هندی.
mongooses
میمون پوزه دراز
aping
میمون انسان نما
mongoose
میمون پوزه دراز
gibbon
میمون دراز دست
rhesuses
میمون دم کوتاه هندی.
gibbons
میمون دراز دست
monkey fist
گره پنجه میمون
chimpanzees
میمون ادم وار
zany
مقلد میمون صفت
great ape
میمون ادم وار
ape
میمون انسان نما
chimpanzee
میمون ادم وار
apes
میمون انسان نما
anthropoids
میمون ادم نما
aped
میمون انسان نما
leaf
گره آخر در ساختار درختی
gorillas
بزرگترین میمون شبیه انسان
baboon
یکنوع میمون یا عنتر دم کوتاه
macaque
نوعی میمون دنیای قدیم
pithecanthrope
برزخ میان انسان و میمون
gorilla
بزرگترین میمون شبیه انسان
baboons
یکنوع میمون یا عنتر دم کوتاه
macaca
نوعی میمون دنیای قدیم
madrone
توت فرنگی درختی انگور خرس
ring bark
پوست درختی را حلقه ایی بریدن
madrono
توت فرنگی درختی انگور خرس
apery
میمون صفتی کارهای بوزینه وار
katydid
حشره راست بال درختی ازخانواده locustidae
timberline
خط مفروضی که بالای ان هیچ درختی رشد نمیکند
cynocephalus
[مجسمه حیوانی با بدن میمون و سری شبیه سگ]
homo
جانورانی که انسان وانواع میمون ها نیز جزو ان بشمارمیروند
grivet
نوعی میمون خاکستری مایل به ابی افریقای جنوبی
minimal tree
درختی که گرههای ترمینالی ان مرتب شده تا باعث عملکردبهینه ان درخت شوند
fjeld
فلات مرتفع وصخره داری که تقریبا هیچ درختی نداشته باشد
seral
مربوط به تغییر وسیر تکامل یک منطقه از لم یزرعی بحالت ابادانی وپر درختی
pithecanthropus
انسان اولیه میمون نمای دورهء پلیوسن که جمجمه اش در جاوه کشف شده
larkspur
[نوعی گل میمون که در تهیه رنگ های گیاهی خصوصا زرد و بنفش بکار می رود.]
kratom
[درختی همیشه بهار و در عین حال برگریز استوایی که از خانواده قهوه است و برگش مصرف داروئی دارد]
optimal merge tree
نمایش درختی یک ترتیب که در ان رشته ها قرار است درهم ادغام گردند تا اینکه حداقل تعداد عملیات رخ دهد
pine design
طرح درخت کاج
[که بیشتر در طرح های بندی خشتی و درختی بکار می رود.]
flavonal dyes
فلاون
[مجموعه ای از رنگینه های زرد که از گیاهان مختلفی همچون زردچوبه، میمون و اسپرک بدست آمده و ریشه آنها از ترکیب کیتون می باشد.]
iguana
سوسمار درختی
[هرنوع سوسمار بزرگ]
bushbaby
گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
bushbabies
گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
hierarchies
روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
hierarchy
روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
rose motif
نگاره گل رز
[در فرش های مختلف ایرانی از انواع گل رز از جمله طرح گل فرنگ، طرح درختی، طرح باغی، طرح گل و بوته استفاده می شود.]
paradise rug
طرح درختی باغ و گل
[در این طرح انواع درخت، گل و پرنده زمینه طرح را در بر می گیرند و نمادی از طبیعت بوجود می آورند که گاه به آن طرح بهشتی می گویند.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com