Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 119 (6 milliseconds)
English
Persian
lemur
میمون پوزه دارماداگاسکار
lemurs
میمون پوزه دارماداگاسکار
Other Matches
lemur
میمون پوزه دار میمون لمور
lemurs
میمون پوزه دار میمون لمور
mongooses
میمون پوزه دراز
mongoose
میمون پوزه دراز
pteropus
شبپره میوه خور که پوزه اش مانند پوزه روباه است
nuzzle
با پوزه کاویدن یا بو کردن پوزه بخاک مالیدن
nuzzled
با پوزه کاویدن یا بو کردن پوزه بخاک مالیدن
nuzzles
با پوزه کاویدن یا بو کردن پوزه بخاک مالیدن
nuzzling
با پوزه کاویدن یا بو کردن پوزه بخاک مالیدن
soricine
موش پوزه دراز شبیه موش پوزه دراز
muzzling
پوزه
beaks
پوزه
muzzled
پوزه
noses
پوزه
nose
پوزه
muzzles
پوزه
ice foot
یخ پوزه
muzzle
پوزه
beak
پوزه
snouts
پوزه
snout
پوزه
muzzled
پوزه بندزدن
muzzle
پوزه بندزدن
muzzle
پوزه بند
muzzles
پوزه بندزدن
snouts
پوزه زدن به
rout
با پوزه کاویدن
routed
با پوزه کاویدن
routs
با پوزه کاویدن
muzzles
پوزه بند
snouts
پوزه درازجانور
snout
پوزه زدن به
snout
پوزه درازجانور
rostrums
منقار پوزه
rostrum
منقار پوزه
muzzled
پوزه بند
muzzling
پوزه بند
snouty
پوزه وار
nosepiece
پوزه بند
barnacle
پوزه بند
neb
پوزه دهان
snoutish
پوزه وار
rostra
منقار پوزه
proboscises
پوزه دراز
proboscis
پوزه دراز
muzzling
پوزه بندزدن
nozzle
پوزه دهانک
nozzles
پوزه دهانک
pigmies
میمون
snapdrayon
گل میمون
pygmies
میمون
ape
میمون
pygmy
میمون
jackanapes
میمون
propitious
میمون
apes
میمون
monkey
میمون
monkeys
میمون
snapdragon
گل میمون
snapdragons
گل میمون
aped
میمون
simian
میمون
aping
میمون
snoozle
پوزه بخاک مالیدن
barnacle
پوزه بند یامهاراسب
mygale
موش پوزه دراز
hokeypokey
میمون صفتی
guenon
میمون دم درازافریقایی
pithecoid
شبه میمون
monkey's fist
مشت میمون
colugo
میمون جهنده
baboonery
میمون صفتی
apishness
میمون صفتی
apelike
میمون مانند
monkeyishness
میمون صفتی
monkeyish
میمون صفت
simian
میمون مانند
unmuzzle
پوزه بند را باز کردن
ape
میمون انسان نما
rhesus
میمون دم کوتاه هندی.
aped
میمون انسان نما
apes
میمون انسان نما
orangoutang
میمون درختی برنئوسوماترا
tarsier
میمون شبگرد هندی
gibbons
میمون دراز دست
aping
میمون انسان نما
gibbon
میمون دراز دست
rhesuses
میمون دم کوتاه هندی.
zany
مقلد میمون صفت
anthropoids
میمون ادم نما
anthropoid
میمون ادم نما
chimpanzees
میمون ادم وار
chimpanzee
میمون ادم وار
simian
بوزینه شبیه میمون
great ape
میمون ادم وار
orangutan
میمون درختی برنئوسوماترا
monkey fist
گره پنجه میمون
gagging
پوزه بند بستن محدود کردن
gagged
پوزه بند بستن محدود کردن
gag
پوزه بند بستن محدود کردن
gags
پوزه بند بستن محدود کردن
baboon
یکنوع میمون یا عنتر دم کوتاه
gorilla
بزرگترین میمون شبیه انسان
macaque
نوعی میمون دنیای قدیم
gorillas
بزرگترین میمون شبیه انسان
macaca
نوعی میمون دنیای قدیم
baboons
یکنوع میمون یا عنتر دم کوتاه
pithecanthrope
برزخ میان انسان و میمون
apery
میمون صفتی کارهای بوزینه وار
cynocephalus
[مجسمه حیوانی با بدن میمون و سری شبیه سگ]
homo
جانورانی که انسان وانواع میمون ها نیز جزو ان بشمارمیروند
grivet
نوعی میمون خاکستری مایل به ابی افریقای جنوبی
pithecanthropus
انسان اولیه میمون نمای دورهء پلیوسن که جمجمه اش در جاوه کشف شده
larkspur
[نوعی گل میمون که در تهیه رنگ های گیاهی خصوصا زرد و بنفش بکار می رود.]
flavonal dyes
فلاون
[مجموعه ای از رنگینه های زرد که از گیاهان مختلفی همچون زردچوبه، میمون و اسپرک بدست آمده و ریشه آنها از ترکیب کیتون می باشد.]
bushbaby
گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
bushbabies
گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com