Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 42 (5 milliseconds)
English
Persian
bench micrometer
میکرومتر رومیزی
Other Matches
micrometer
میکرومتر
inside micrometer
میکرومتر داخلی
micrometer scale
طبله میکرومتر
azimuth micrometer
طبله میکرومتر سمتی
micrometer
میکرومتر ذره سنج
dial indicator micrometer
میکرومتر با صفحه مدرج
tablecover
رومیزی
tablecloths
رومیزی
tablecloth
رومیزی
table cloth
رومیزی
table linen
رومیزی
desktop
رومیزی
desktrop accessory
وسیله رومیزی
table set
وسیله رومیزی
table telephone
تلفن رومیزی
desk calculator
حسابگر رومیزی
pine pong
تنیس رومیزی
to d. the cloth
رومیزی را برداشتن
desktop computer
کامپیوتر رومیزی
table instrument
وسیله رومیزی
desk accessory
لوازم رومیزی یا روزمره
bench stone
سنگ سمباده رومیزی
bench milling machine
ماشین فرز رومیزی
baize
نوعی فلانل رومیزی
apple desktop bus
گذر رومیزی اپل
desktop publishing program
برنامه نشریه رومیزی
apple desktop interface
رابط رومیزی اپل
bench tapping machine
ماشین مته رومیزی
drop leaf
رومیزی اویخته از اطراف میز
tapis
پارچه منقوش پردهای یا رومیزی یا فرش
steak knife
کارد رومیزی دارای تیغه مضرس
desk checking
فرایند بررسی بوسیله دست مقابله رومیزی
desktop
ترکیب نمایش گرافیکی . نشر رومیزی و چند رسانهای . این عبارت ابتدا توسط سیستم Apple استفاده شد
teacloths
رومیزی برای میز چای دستمال برای خشکاندن فنجانها
teacloth
رومیزی برای میز چای دستمال برای خشکاندن فنجانها
publishes
1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات .
published
1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات .
publish
1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات .
bench lathe
ماشین تراش رومیزی ماشین تراش کوچکی که روی میز کار بسته میشود
table carpet
فرش رومیزی
[اینگونه فرش ها بصورت دایره یا بیضی بافته شده. نقوش قدیمی آن بیشتر از طرح مملوک و فرش های جدیدتر از طرح های قفقازی و ترکی بهره گرفته است.]
electronic
1-استفاده از بسته نشر رومیزی و چاپگر لیزری برای تولید کالای چاپ شده . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات نمایش داده شده مثل داده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com