English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
he wished to be private می خواست در خلوت باشد
Other Matches
address for service of a summons [address where a summons may be served] آدرس کسی که با خواست برگ قابل خواندن باشد [حقوق]
privacy خلوت
necessary house خلوت
solitude خلوت
sanctum خلوت
hugger mugger خلوت
in private در خلوت
jackes خلوت
reclusive خلوت
light ventilation area حیاط خلوت
back house حیاط خلوت
snuggery اطاق خلوت
anchorite خلوت نشین
patios حیاط خلوت
ivory towers گوشه خلوت
patio حیاط خلوت
chamberlain رئیس خلوت
chamberlains رئیس خلوت
back yards حیاط خلوت
solitude جای خلوت
back yard حیاط خلوت
ivory tower گوشه خلوت
light ventilation area حیاط خلوت
privacy between husband and wife خلوت بین زن و شوهر
open board صحنه خلوت شطرنج
volition خواست
want خواست
disposition خواست
wanted خواست
desideratum خواست
demands خواست
wills خواست
willed خواست
demand خواست
wished خواست
will خواست
wishes خواست
wish خواست
demanded خواست
subpoenas خواست برگ
subpoenaing خواست برگ
subpoenaed خواست برگ
impetration در خواست التماس
bill of indicment کیفر خواست
interpellation باز خواست
to makes suit در خواست کردن
tantalizingly خواست انگیز
tantalizing خواست انگیز
bill of indictment کیفر خواست
voluntary داوطلبانه به خواست
subpoena خواست برگ
traverse of an indictment رد کفیر خواست
a closed mouth catches no flies <proverb> تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
the precatory form صیغه تمنی یا در خواست
He asked permission to come in. اجازه خواست بیاید تو
to serve with a summons با خواست برگ خواندن
on demand به در خواست به مجرد تقاضا
in an a to escape he چون خواست بگریزد
to pray permission در خواست اجازه کردن
summonsing خواست برگ احضارنامه
of one's own volition از روی خواست خود
summonses خواست برگ احضارنامه
summonsed خواست برگ احضارنامه
summons خواست برگ احضارنامه
moored mine مینی که باسیم یا طناب به محل اتصال خود وصل شده باشد یا در اب معلق باشد
his appeal met no response پاسخی پدر خواست که اوترسید
suits خواست دادن تعقیب کردن
Sara always wanted a puppy. سارا همیشه یک سگ پاپی می خواست.
demand [of] درخواست [خواست] [طلب] [تقاضا] [از]
suited خواست دادن تعقیب کردن
suit خواست دادن تعقیب کردن
hot شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hotter شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hottest شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
background اختلال موجود در سیگنال در خواست شده
to serve a subpoena on با خواست برگ فراخواندن احضاریه برای
backgrounds اختلال موجود در سیگنال در خواست شده
escutcheon سپری که دارای نشانهای نجابت خانوادگی باشد صفحهای که روی ان اسم چیزی نقش شده باشد سپرارم دار
arraign با تنظیم کیفر خواست متهمی را بمحاکمه خواندن
This is the very thing I wanted. این همان چیزی است که دلم می خواست
hotbed بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
hotbeds بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
peine for et dure مجازات عدم پاسخ در مقابل کیفر خواست جنایی
She had the never to ask for cash . اینها همه هیچ تازه پول نقد هم می خواست
imperfect competition حالتی است که در بازار عرضه بیش از یک فروشنده وجود نداشته باشد ووی بتواند روی قیمت کالای خود کنترل داشته باشد
signalled پاس ولتاژ رسانه جانبی ارسالی به pcu برای در خواست توجه
signaled پاس ولتاژ رسانه جانبی ارسالی به pcu برای در خواست توجه
signal پاس ولتاژ رسانه جانبی ارسالی به pcu برای در خواست توجه
open back [نوعی فرش تخت باف که پود آن از پشت فرش کاملا مشخص باشد و بصورت حلقوی اطراف تار را در بر گرفته باشد.]
constructive trust منظور مسئولیتی است که از حکم قانون ناشی میشود و ارتباطی به خواست شخص ندارد
laptop کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
lapheld کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
wellŠsuppose it is so خوب فرض کنیم چنین باشد فرضا چنین باشد
Zel-i Sultan vase طرح گلدان ظل السلطان [این طرح بصورت تکراری و قرینه شامل یک گلدان و دسته های گل می باشد و مربوط به زمان سلطنت قاجار می باشد.]
karachoph design لچک ترنج کاراچف [این طرح مربوط به همین شهر در جنوب تفلیس منطقه قفقاز می باشد که در آن ترنج بزرگ و هشت وجهی با چهار مربع در دو طرف آن می باشد و قدمت آن بیش از صد سال است.]
best fit 1-آنچه که تط ابق بیشتری با یک نیاز دارد 2-تابعی که کوچکترین تصادفی موجود در حافظه اصلی را انتخاب میکند برای یک صفحه مجازی در خواست شده
charge عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
charges عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
rool crush اثر تاخوردگی [فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
plebiscite مردم خواست رای قاطبه مردم
plebiscites مردم خواست رای قاطبه مردم
cobb doglas production function ر کار بتوان کشش تولید نسبت به عامل سرمایه . اگرحاصلجمع کششهای فوق برابر 1 باشد تابع تولیدهمگن درجه 1 و مجموعه عوامل سرمایه و کار ثابت است و اگر بزرگتراز 1 باشدبازده کل صعودی و اگرکوچکتراز 1 باشد بازده کل نزولی است
shaggy ugs فرش های با پرز بلند [این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
denials تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
denial تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
armistise متارکه جنگ عبارت است از توقف عملیات جنگی با موافقت طرفین محاربه اتش بس ممکن است کامل یعنی شامل کلیه عملیات جنگی و در جمیع میدانهای نبرد باشد و نیز ممکن است محلی یعنی فقط مربوط به قسمت معینی از میدان جنگ وبه مدت محدود باشد
gini coefficient شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
admissibleness باشد
incomplete flower کم باشد
at the owner's risk باشد
some one or other هر کس باشد
any old thing هر چه باشد
reflexively باشد
custom's declaration باشد
Benedictine باشد
Benedictines باشد
admissibly باشد
beit so چنین باشد
worksheet ی داشته باشد
if any اگر باشد
keep your peck up دل داشته باشد
whencesoever از هرجا که باشد
whosoever هر شخصی که باشد
stet بگذارید باشد
if he be اگر او باشد
be it so چنین باشد
at most خیلی باشد
whoso هر شخصی که باشد
let it be بگذارید باشد
hydroxide داشته باشد
coute que coute بهربهاکه باشد
let it remain as it is بگذارید باشد
quantum sufficit چندان که بس باشد
over crowding بیشتر باشد
at all events بهر وسیله که باشد
Mind the step! حواست به پله باشد!
library edition چاپی که درخودکتابخانه باشد
at any price بهر قسمت که باشد
at f. منتهی خیلی باشد
steady as you go راه ثابت باشد
perhaps so شاید چنین باشد
as the case may be تاچه مورد باشد
pitfully چنانکه سزاوارنکوهش باشد
stray که متوقف نشده باشد
brilliantly چنانکه برجسته باشد
straying که متوقف نشده باشد
strays که متوقف نشده باشد
inviolably چنانکه سزاوارحرمت باشد
meetly چنانکه در خور باشد
shepherdess شبان کلیسا که زن باشد
theonomy کشوری که خداپادشاه ان باشد
inoffensively بی انکه زننده باشد
well and good باشد چه ضرر دارد
that depends تا چه شرایطی درکار باشد
shepherdesses شبان کلیسا که زن باشد
kentish fire که نشانه نفاق ..باشد
if any اگر داشته باشد
flocculence یا دسته پشم باشد
how difficult soever it may be هر قدر سخت باشد
May his soull live in peace. روحش شاد باشد
HTTPD تصدیق و جستجو باشد
Keep your mind on your work. حواست بکارت باشد
pterygium گلبرگی که مانندبال باشد
i girder تیری که بشکل ) باشد
out of range که خارج از حد سیستم باشد
shell back دریانوردی که از خط استواگذشته باشد
culpably چنانکه سزاوارسرزنش باشد
riparian حریم رودخانه و ان چه که در ان باشد
i beam or i beam تیری که به شکل ) باشد
You neednt worry . Dont bother your head. خیالت راحت باشد
rain or shine چه باران باشد چه آفتاب
he must have gone باید رفته باشد
He is not dead by any chance , is he ? نکند مرده باشد ؟
layer ل تصحیح خطا باشد
layers ل تصحیح خطا باشد
by all means بهر قیمت که باشد
if need be اگر لازم باشد
if necessary اگر لازم باشد
if i find an opportunity اگر مجالی باشد
Mark my words . Remember what I told you . یادت باشد چه گفتم
medially چنانکه درمیان باشد
caryatid ستونی که مجسمه زن باشد
on cne's own initiative بی انکه کسی گفته باشد
Supposing that is the case . بفرض اینکه اینطور باشد
cushions وسیلهای که شبیه تشک باشد
trigraph سه حرفی که مجموعانمایشگر یک صوت باشد
After all I have eaten his salt. هر چه باشد با هم نان ونمک خوردیم.
site محلی که پایه چیزی باشد
sited محلی که پایه چیزی باشد
sites محلی که پایه چیزی باشد
orthotone که ازخود دارای تیکه باشد
layered انچه مربوط به لایه ها باشد
learning curve که استفاده از آن بسیار سخت باشد
liquid capital سرمایهای که پول نقد باشد
love match عروسی ای که پایه اش عشق باشد و بس
paymistress زنی که مامور پرداخت باشد
pay gravel or dirt شن یا خاک زردارشستن ان باصرفه باشد
lightface حروفی که خطوط ان ریزوفریف باشد
lebrary edition چاپی از کتاب که در خورکتابخانه باشد
negroid کسیکه خون سیاهان در او باشد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com