English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 139 (7 milliseconds)
English Persian
coupling instability نااستواری پیوست تزلزل تزویج
Other Matches
railroad coupling پیوست یا تزویج راه اهن
coupling transformer ترانسفورماتور تزویج ترانسفورماتور پیوست
instability نااستواری
instabilities نااستواری
emotional lability نااستواری هیجانی
lability نااستواری هیجانی
instability بی ثباتی نااستواری
frailties بیمایگی نااستواری
marital instability نااستواری زناشویی
instabilities بی ثباتی نااستواری
coupling instability نااستواری اتصال
frailty بیمایگی نااستواری
insecurity تزلزل
waveringly با تزلزل
shakiness تزلزل
precariousness تزلزل
imperturbable تزلزل ناپذیر
shake لرزش تزلزل
shakes لرزش تزلزل
adamantly تزلزل ناپذیر
shaking لرزش تزلزل
adamant تزلزل ناپذیر
falter تزلزل یا لغزش پیداکردن
faltered تزلزل یا لغزش پیداکردن
political instability تزلزل یا نا استواری سیاسی
falters تزلزل یا لغزش پیداکردن
clutch تزویج
clutched تزویج
clutches تزویج
interconnection تزویج
clutching تزویج
coupling تزویج
progation تزویج
couple تزویج شدن
coupled تزویج شدن
couple switch کلید تزویج
couples تزویج شدن
electric coupling تزویج الکتریکی
sleeve coupling تزویج مفصلی
feedback تزویج معکوس
input coupling تزویج اولیه
inductive flux linkage تزویج القائی
clutch coupling تزویج کلاج
inductance coupling تزویج اندوکتانس
electron coupling تزویج الکترونی
electromagnetic coupling تزویج الکترومغناطیسی
impedance coupling تزویج پیچک
coupling impedance امپدانس تزویج
coupling of circuits تزویج مدارات
critical coupling تزویج بحرانی
acoustic coupler تزویج کننده صوتی
coupling coil سیم پیچ تزویج
couple back معکوس تزویج شدن
charge coupled device اسباب تزویج علامت
clutches تزویج یا پیوستن دو عضومتحرک کلاج
interlock اتصال دادن تزویج شدن
clutching تزویج یا پیوستن دو عضومتحرک کلاج
clutched تزویج یا پیوستن دو عضومتحرک کلاج
interlocked اتصال دادن تزویج شدن
clutch تزویج یا پیوستن دو عضومتحرک کلاج
interlocking اتصال دادن تزویج شدن
interlocks اتصال دادن تزویج شدن
interventions هر عملی که ازناحیه یک دولت صادر شده نتیجه ان تزلزل حاکمیت واستقلال داخلی و خارجی کشور دیگری باشد
intervention هر عملی که ازناحیه یک دولت صادر شده نتیجه ان تزلزل حاکمیت واستقلال داخلی و خارجی کشور دیگری باشد
coupling پیوست
clutching پیوست
bond پیوست
tie bar پیوست
clutch پیوست
therewith به پیوست
appendix پیوست
appendixes پیوست
constipation پیوست
annexation پیوست
enclosure پیوست
annexing پیوست
appendage پیوست
clutches پیوست
appendages پیوست
enclosures پیوست
clutched پیوست
annex پیوست
annexes پیوست
intermediate coupling پیوست واسطه
intelligence annex پیوست اطلاعاتی
intelligence annex پیوست اطلاعات
mains coupling پیوست شبکه
jaw clutch coupling پیوست دندانه
affected [added] <adj.> <past-p.> پیوست شده
annexed <adj.> <past-p.> پیوست شده
attached <adj.> <past-p.> پیوست شده
affixed <adj.> <past-p.> پیوست شده
transformer coupling پیوست ترانسفورماتور
attributed <adj.> <past-p.> پیوست شده
enclosed <adj.> <past-p.> پیوست شده
input coupling پیوست ورودی
inductive coupling پیوست القائی
impedance coupling پیوست امپدانس
unites بهم پیوست
flange coupling پیوست صفحهای
unite بهم پیوست
coupling of circuits پیوست مدارها
electron coupling پیوست الکترونی
coupling resistance مقاومت پیوست
reunions باز پیوست
dog clutch پیوست دندانهای
uniting بهم پیوست
coupling factor ضریب پیوست
coupling element عنصر پیوست
inductive flux linkage پیوست القائی
artillery annex پیوست توپخانه
inductive exposure پیوست القائی
electric coupling پیوست الکتریکی
clutch coupling پیوست کلاج
sleeve coupling پیوست تزویجی
inductance coupling پیوست القائی
reunion باز پیوست
ccd اسباب تزویج علامت حافظه با اطلاعات چرخان دستگاه با بار جفت شده
coupling coil سیم پیچ پیوست
coupling impedance مقاومت فاهری پیوست
impedance feedback پیوست برگشت امپدانس
append اویختن پیوست کردن
hose coupling پیوست لوله پلاستیکی
appended اویختن پیوست کردن
appending اویختن پیوست کردن
appends اویختن پیوست کردن
input coupling loop حلقه پیوست ورودی
main coupling transformer ترانسفورماتور پیوست شبکه
cybernation کاربرد کامپیوترهای تزویج شده با ماشین الات خودکاربه منظور کنترل و انجام عملیات پیچیده
inductive feedback پیوست برگشت وارونه القائی
enclose به پیوست فرستادن حصار یا چینه کشیدن دور
encloses به پیوست فرستادن حصار یا چینه کشیدن دور
enclosing به پیوست فرستادن حصار یا چینه کشیدن دور
attach پیوست کردن ضمیمه کردن
attaches پیوست کردن ضمیمه کردن
attaching پیوست کردن ضمیمه کردن
critical coupling کوپلاژ بحرانی پیوست بحرانی
international labour organization سازمان بین المللی کار سازمانی که در جوار جامعه ملل تاسیس شد و در سال 6491 به سازمان ملل پیوست و هدف ان بهبودبخشیدن به شرایط کار ازجنبه ها مختلف و حمایت ازکارگران و منافع ایشان میباشد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com