English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (13 milliseconds)
English Persian
self naughting نابود سازی خود
Search result with all words
self annihilation کشتن نفس خود نابود سازی
Other Matches
non-existent نابود
to go to pot نابود شدن
perishability نابود شدنی
annihilating نابود کردن
extermination نابود شدن
to fall away نابود شدن
perishable نابود شدنی
goes نابود شدن
annihilator نابود کننده
annihilates نابود کردن
annihilated نابود کردن
annihilate نابود کردن
go نابود شدن
destroyers نابود کننده
destroyer نابود کننده
annihilable نابود شدنی
give out <idiom> نابود شده
bactericidal نابود کنندهء باکتری
to get somebody out of the way کسی را نابود کردن
self destroyer نابود کننده خود
t omelted away کم کم نابود یا کوچک شدن
extirpate بکلی نابود کردن
to pass a way مردن نابود شدن
nuked با جنگ افزارهستهای نابود کردن
nuke با جنگ افزارهستهای نابود کردن
nukes با جنگ افزارهستهای نابود کردن
nuking با جنگ افزارهستهای نابود کردن
perish تلف شدن نابود کردن
indestructible از میان نرفتنی نابود نشدنی
perished تلف شدن نابود کردن
perishes تلف شدن نابود کردن
destroy ویران کردن نابود ساختن
destroying ویران کردن نابود ساختن
destroys ویران کردن نابود ساختن
rectification یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
Remove something root and branch. چیزی را از ریشه وبن نابود کردن
disposal کشف شدن هدف نابود کردن
subversion نابود کردن قدرت یک حکومت ازنظرنظامی اقتصادی روانی فرهنگی سیاسی و اجتماعی
calculating دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
anti- برنامه نرم افزاری که در کامپیوتر به دنبال ویروس می گردد و پیش از اینکه به داده یا فایل آسیب برساند آنرا نابود میکند
uncreate نابود کردن نیست شدن معدوم کردن از میان بردن
jagger الت کنگره سازی یادندانه سازی
ordnance plant کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
pre-treatment عملیات مقدماتی و آماده سازی [مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
imagery مجسمه سازی شبیه سازی
frustration خنثی سازی محروم سازی
ouster بی بهره سازی محروم سازی
formularization کوتاه سازی ضابطه سازی
irritancy پوچ سازی باطل سازی
subjugation مقهور سازی مطیع سازی
frustrations خنثی سازی محروم سازی
erasable 1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
saved ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
total loss نابود شدن یا مسلوب المنفعه شدن کلی مال بیمه شده خسارت کلی
symmetrical compression سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sorts الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hits داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hit داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
electronic کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
Indeo فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
dump 1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
externals روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
external روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
flooring کف سازی
deflexion خم سازی
pavements کف سازی
truncation بی سر سازی
flection خم سازی
bridgework پل سازی
idolization بت سازی
retortion خم سازی
retortion کج سازی
local anasthesia سر سازی
compaction تو پر سازی
padding له سازی
stylization مد سازی
bridge building پل سازی
individualization تک سازی
repk lection پر سازی
pavement کف سازی
individualizes تک سازی
individualized تک سازی
individualised تک سازی
individualizing تک سازی
individualize تک سازی
individuation تک سازی
individualising تک سازی
individualises تک سازی
exclusion محروم سازی
calico printing چیت سازی
pacification ارام سازی
calcination اهک سازی
bellfounding زنگ سازی
fading محو سازی
cabinetwork مبل سازی
cabinetwork قفسه سازی
bonification به سازی محیط
brick works اجر سازی
channelization مجرا سازی
canalization مجرا سازی
enrichment غنی سازی
channelization ترعه سازی
ceiling construction سقف سازی
cavitation حفره سازی
cartwright's shop دوچرخه سازی
carnification گوشت سازی
carcassing اسکلت سازی
carbonize کربن سازی
capitalization سرمایه سازی
capital building سرمایه سازی
canalization کانال سازی
canalization ابراه سازی
belittlement کم ارزش سازی
bedevilment شیطان سازی
anonymization گمنام سازی
neutralization بی اثر سازی
seduction گمراه سازی
anabiosis زنده سازی
afforestment جنگل سازی
activation barrier سد فعال سازی
refreshment تازه سازی
refreshments تازه سازی
formulation قاعده سازی
aromatization معطر سازی
aromatization عطر سازی
arrefication رقیق سازی
beadwork تسبیح سازی
insulate عایق سازی
balladry تصنیف سازی
insulates عایق سازی
atomization ریز سازی
road construction جاده سازی
insulating عایق سازی
road building جاده سازی
asphalt paving جاده سازی
neutralization خنثی سازی
arrefication لطیف سازی
fitting جفت سازی
coking period زمان کک سازی
dilution رقیق سازی
die shop حدیده سازی
die making حدیده سازی
detersion پاک سازی
derichment رقیق سازی
deprival بی بهره سازی
denudation برهنه سازی
denaturation مصنوعی سازی
defeasance باطل سازی
deep foundation پی سازی در عمق
assimilation درون سازی
decryption اشکار سازی
discolourment بدرنگ سازی
divestiture بی بهره سازی
equality gate برابر سازی
enthralment بنده سازی
emulsification امولسیون سازی
emulation نمونه سازی
elution پاکیزه سازی
dwelling construction اپارتمان سازی
dwelling construction خانه سازی
duplexing مضاعف سازی
domestication اهلی سازی
divestment بی بهره سازی
divestiture برهنه سازی
deconditioning ناشرطی سازی
debilitation ناتوان سازی
coordination هماهنگ سازی
confectionary شیرینی سازی
conceptualization مفهوم سازی
computer simulation شبیه سازی
nationalization ملی سازی
humanization مردمی سازی
compactions فشرده سازی
compaction فشرده سازی
coking time زمان کک سازی
curriery چرم سازی
coking chamber اطاقک کک سازی
christianization عیسوی سازی
cooperage چلیک سازی
cooperage پیت سازی
countersink خزینه سازی
deallocation ازاد سازی
deactivation بی اثر سازی
assimilation همگون سازی
de escalation محدود سازی
de energize بی برق سازی
milling ارد سازی
strangling خفه سازی
dazzlement خیره سازی
dactyliography نگین سازی
industrialization صنعتی سازی
crystallization بلور سازی
channelization تنگه سازی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com