Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 57 (5 milliseconds)
English
Persian
amusia
ناتوانی موسیقایی
Other Matches
inability
ناتوانی
insufficiency
ناتوانی
disablement
ناتوانی
incapability
ناتوانی
asthenia
ناتوانی
decropitude
ناتوانی
enfeeblement
ناتوانی
faintness
ناتوانی
flivver
ناتوانی
impotency
ناتوانی
incapacitation
ناتوانی
insufficience
ناتوانی
prosternation
ناتوانی
sickliness
ناتوانی
impotence
ناتوانی
disability
ناتوانی
failure
ناتوانی
failures
ناتوانی
disabilities
ناتوانی
intolerancy
تعصب ناتوانی
market failure
ناتوانی بازار
perceptual handicap
ناتوانی ذهنی
asemasia
ناتوانی نمادی
reading disability
ناتوانی در خواندن
asemia
ناتوانی نمادی
impotence
ناتوانی جنسی
anaphia
ناتوانی بساوشی
acatamathesia
ناتوانی ادراکی
acalculia
ناتوانی در حساب
debility
ضعف و ناتوانی
intolerance
تعصب ناتوانی
acraturesis
ناتوانی در دفع ادرار
muffed
ناتوانی در گرفتن توپ
undersexed
دارای ناتوانی جنسی
muffs
ناتوانی در گرفتن توپ
nervous breakdown
ناتوانی روانی
[پزشکی]
muff
ناتوانی در گرفتن توپ
muffing
ناتوانی در گرفتن توپ
insolvency
ناتوانی درپرداخت دین
impotently
از روی ضعف و ناتوانی
feebly
از روی ضعف و ناتوانی
scatter arm
ناتوانی در پرتاب یا پاس
decrepitude
حالت ضعف و ناتوانی فرتوتی
blow
ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ با دو ضربه
to invalid a soldier home
سربازیرا بواسطه ناتوانی ازخدمت رها کردن
pick a cherry
ناتوانی در انداختن تمام میلههای اسان بولینگ
blows
ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ با دو ضربه
don't give up the day job
<idiom>
[در مورد کاری خبره نبودن و ناتوانی انجام آن با مهارت]
blows
ناتوانی بعلت فشار مسابقه اتومبیلرانی یا نقص فنی
blow
ناتوانی بعلت فشار مسابقه اتومبیلرانی یا نقص فنی
count
حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
counts
حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
counting
حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
counted
حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
mismatch
ناتوانی سیستم مکش توربین گاز برای تامین جریان هوای مورد نیاز موتور به هنگام دور زدن یا سایر حالات اشفته
locked in
ناتوانی موج سوار در خروج از موج
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com