English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 57 (7 milliseconds)
English Persian
zone ناحیهای شدن
zones ناحیهای شدن
Search result with all words
colour امکانی در گرافیک یا برنامههای کاربردی DTP که به کاربر امکان میدهد رنگهای خاص با توجه به CMYK و RGB بسازد و سپس ناحیهای را با این رنگ پر کند
colours امکانی در گرافیک یا برنامههای کاربردی DTP که به کاربر امکان میدهد رنگهای خاص با توجه به CMYK و RGB بسازد و سپس ناحیهای را با این رنگ پر کند
image ناحیهای در حافظه که تصاویر دیجیتالی ذخیره شده اند
images ناحیهای در حافظه که تصاویر دیجیتالی ذخیره شده اند
images ناحیهای ز میکروفیلم یا صفحه نمایش که حروف و طرح ها قابل نمایش اند
pad ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
pads ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
parochialism محدودیت فکری و دلبستگی به انجام کارهای محلی و ناحیهای محدود
fairground ناحیهای که مخصوص برگذاری بازار مکاره یاسیرک ونمایشگاه ها میباشد
fairgrounds ناحیهای که مخصوص برگذاری بازار مکاره یاسیرک ونمایشگاه ها میباشد
stratosphere ناحیهای یا لایهای دراتمسفربین تروپوپوز و استراتوپوز
enclave ناحیهای که کشور بیگانه دورانرا گرفته باشد
enclaves ناحیهای که کشور بیگانه دورانرا گرفته باشد
clip انتخاب ناحیهای از تصویر که کوچکتر از حالت اصلی است
clipped انتخاب ناحیهای از تصویر که کوچکتر از حالت اصلی است
clippings انتخاب ناحیهای از تصویر که کوچکتر از حالت اصلی است
clips انتخاب ناحیهای از تصویر که کوچکتر از حالت اصلی است
convention باره مسائل حزبی ناحیهای
conventions باره مسائل حزبی ناحیهای
regional ناحیهای
regionally ناحیهای
parochial ناحیهای محدود
inversion ناحیهای در اتمسفر که در ان میزان افت منفی میباشد
inversions ناحیهای در اتمسفر که در ان میزان افت منفی میباشد
area graph نمودار ناحیهای
area search جستجوی ناحیهای
balkanize ناحیهای را بقطعات ریز تقسیم کردن
bit map ناحیهای در کامپیوتر که برای گرافیک نگهداری شده است
chemosphere ناحیهای در قسمتهای فوقانی اتمسفر
chorographic وابسته بنقشه برداری جغرافیایی از ناحیهای
chorography نقشه برداری وتوضیح وضع جغرافیایی ناحیهای
communal relationship روابط ناحیهای
enzootic مرض همه گیر دامها امراض فصلی و ناحیهای دامها
exclave ناحیهای که ازکشوری جداشده وخاک بیگانه انرافراگرفته باشد
infarct ناحیهای که در اثر وقفه گردش خون دررگ بافتهای ان مرده باشد دچارانفارکتوس
line of engagement ناحیهای از سینه که روبروی شمشیر قراردارد
patagonia ناحیهای درجنوب ارژانتین وشیلی
piedmont ناحیهای در شمال غربی ایتالیا
prescan خصوصیت بیشتر اسکنرهای مسط ح که اسکن سریع و با realution کم انجام می دهند تا نمونه اصلی را مجدد بررسی کنید یا ناحیهای که باید بهتر اسکن شود مشخص کنید
refresh memory واحد حافظه با سرعت بالابرای تولید مجدد تصویر ناحیهای از حافظه کامپیوترکه مقادیری را نگهداری میکند
regional agency موسسات ناحیهای موسساتی با صلاحیت محدودبه ناحیه خاص
regional development توسعه ناحیهای
regional gap شکاف ناحیهای
selective quenching سردکنندگی ناحیهای
soft clip area محدودیتهای ناحیهای که در ان داده میتواند روی دستگاه ترسیم کننده نمایش داده شود
suburban or local railway راه اهن ناحیهای
territorialism ایجاد حکومت مستقل ناحیهای
territoriality ایجاد حکومت مستقل ناحیهای
triangulation تقسیم ناحیهای به مثلثهای مجاور هم جهت مساحی سه گوش سازی
wraparound توسعه و بسط اتوماتیک خطی از یک متن به دو خط یا بیشتر به واسطه محدودیت ناحیهای از صفحه نمایش
zonal مداری ناحیهای
zonal ناحیهای
zonary مداری ناحیهای
zone of rock fracture ناحیهای از سنگ کره که دارای سنگهای شکافدار میباشد
zonular ناحیهای
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com