Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
auditory projection area
ناحیه ادراک شنیداری
Other Matches
auditory agnosia
ادراک پریشی شنیداری
blitter
عنصر الکترونیکی که برای حرکت دادن یک تصویر از یک ناحیه حافظه به ناحیه دیگر طراحی شده است
botany
گیاهان یک ناحیه زندگی گیاهی یک ناحیه
aural
شنیداری
audio
شنیداری
auditory
شنیداری
paracusis imaginaria
توهم شنیداری
auditory hallucination
توهم شنیداری
listening comprehension
درک شنیداری
acoustic type
سنخ شنیداری
auditory type
سنخ شنیداری
aurally handicapped
معلول شنیداری
audile
سنخ شنیداری
audiotape
نوار شنیداری
auditory acuity
تیزحسی شنیداری
acousma
توهم شنیداری
acouasm
توهم شنیداری
acoasm
توهم شنیداری
audiovisual
دیداری- شنیداری
auditory aphasia
زبان پریشی شنیداری
audi
بازتاب دیداری- شنیداری
auditory apperception test
ازمون اندریافت شنیداری
audiovisual aids
ابزارهای کمکی دیداری-شنیداری
audiogyral illusion
خطای ادراکی حرکتی-شنیداری
audiogravic illusion
خطای ادراکی حرکتی-شنیداری
sentences
ادراک
sentencing
ادراک
knowledge
ادراک
conceptions
ادراک
realising
[British]
ادراک
uptake
ادراک
cognition
ادراک
scents
ادراک
savvey
ادراک
ideas
ادراک
hindsight
ادراک
scenting
ادراک
of no understanding
بی ادراک
scent
ادراک
notional
ادراک
cognisance
[British]
ادراک
sentence
ادراک
realization
ادراک
conception
ادراک
sense
ادراک
inapprehensive
بی ادراک
cognizance
ادراک
understandings
ادراک
understanding
ادراک
conceptualization
ادراک
sentience
ادراک
savvy
ادراک
savviest
ادراک
savvier
ادراک
concepts
ادراک
sensed
ادراک
senses
ادراک
perceptions
ادراک
perception
ادراک
mother wit
ادراک
sentient
با ادراک
mental perception
ادراک
understanding
ادراک
realizing
ادراک
cognition
ادراک
Impressionism
در باره ادراک
subliminal perception
ادراک زیراستانهای
nous
قوه ادراک
perceives
ادراک کردن
sixth sense
قوه ادراک
notions
ادراک فکری
realizer
ادراک کننده
stereognosis
ادراک سه بعدی
perceived
ادراک کردن
space perception
ادراک فضایی
perceiving
ادراک کردن
social perception
ادراک اجتماعی
subaudition
ادراک ضمنی
selective perception
ادراک انتخابی
self perception
ادراک خویشتن
comprehensions
قوه ادراک
perceive
ادراک کردن
comprehension
قوه ادراک
notion
ادراک فکری
animadversion
قوهء ادراک
percipient
ادراک کننده
esp
ادراک فراحسی
extrasensory perception
ادراک فراحسی
agnosia
ادراک پریشی
visual perception
ادراک دیداری
perceptible
ادراک شدنی
person perception
ادراک اشخاص
perceptual speed
سرعت ادراک
perceptibility
ادراک پذیری
telesthesia
ادراک فراحسی
depth perception
ادراک عمق
impression
ادراک خاطره
time perception
ادراک زمان
impressions
ادراک خاطره
inapprehensible
غیرقابل ادراک
coconsciousness
ادراک چیزهای یکسان
coconscious
ادراک چیزهای یکسان
color agnosia
ادراک پریشی رنگ
head piece
ادراک ادم باهوش
autotopagnosia
ادراک پریشی اندامی
tactile agnosia
ادراک پریشی بساوشی
astereognosis
ادراک پریشی بساوشی
asomatognosia
ادراک پریشی تنی
anosognosia
ادراک پریشی نقیصهای
pattern perception test
ازمون ادراک طرحها
perceived self
خود ادراک شده
prosopagnosia
ادراک پریشی چهرهای
subception
ادراک نیمه هشیار
perception
مشاهده قوه ادراک
visual agnosia
ادراک پریشی دیداری
unknowing
غیرقابل ادراک و فهم
unknowingly
غیرقابل ادراک و فهم
non compos mentis
فاقدقوه تعقل و ادراک
percipient
وابسته به ادراک وبینش
perceptions
مشاهده قوه ادراک
simultanagnosia
ادراک پریشی همزمانی
grip
نیروی گرفتن ادراک و دریافت
anomaloscope
نابهنجاری سنج ادراک رنگ
gripped
نیروی گرفتن ادراک و دریافت
gripping
نیروی گرفتن ادراک و دریافت
grips
نیروی گرفتن ادراک و دریافت
esthesia
فرفیت احساس و ادراک حساسیت
unknowable
غیر قابل ادراک و فهم
inconceivable
غیر قابل ادراک باور نکردنی
brainpower
قوه ادراک شخص خوش فکروبا قریحه
wot
هوش زیرکی فهم ادراک عقل بذله گویی
gestalt psychology
مطالعه قوه ادراک و رفتار از نقطه نظرواکنش شخصی در برابرامورکلی
zone
ناحیه
shire
ناحیه
shires
ناحیه
realms
ناحیه
realm
ناحیه
output area
ناحیه
sector
ناحیه
zones
ناحیه
local
<adj.>
ناحیه ای
regions
ناحیه
region
ناحیه
ward
ناحیه
wards
ناحیه
regional
<adj.>
ناحیه ای
areas
ناحیه
area
ناحیه
situs
ناحیه
partitions
ناحیه
partition
ناحیه
demesne
ناحیه
sympatric
هم ناحیه
proclimax
ناحیه
range
ناحیه
reach
ناحیه
reaching
ناحیه
districts
ناحیه
reached
ناحیه
district
ناحیه
ranges
ناحیه
sectors
ناحیه
ranged
ناحیه
subregion
ناحیه
reaches
ناحیه
scan area
ناحیه پیمایش
storage area
ناحیه انبارش
intermediate zone
ناحیه ی میانی
recording eara
ناحیه ضبط
residential area
ناحیه مسکونی
indifference zone
ناحیه خنثی
sciatic
ناحیه چاربند
input area
ناحیه ورودی
soft spot
ناحیه نشست
heat affected zone
ناحیه پیوند
forbidden zone
ناحیه ممنوع
frequency region
ناحیه فرکانس
geiger muller region o. plateau
ناحیه قطع
hypnogenic zone
ناحیه خواب زا
genital zone
ناحیه تناسلی
gold field
ناحیه زرخیز
goldfield
ناحیه زرخیز
sector commander
فرمانده ناحیه
fixed area
ناحیه ثابت
skid row
ناحیه پست
edge zone
ناحیه لبه
pyramidal area
ناحیه هرمی
naval district
ناحیه دریایی
oral zone
ناحیه دهانی
territorialization
ایجاد ناحیه
work area
ناحیه کاری
the abdominal region
ناحیه شکم
touch spot
ناحیه بساوشی
two phase region
ناحیه دو فازی
overflow area
ناحیه سرریز
suppressor area
ناحیه بازدارنده
wernicke's area
ناحیه ورنیکه
radius of action
ناحیه رانندگی
littoral
ناحیه ساحلی
magnetic domain
ناحیه مغناطیسی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com