English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
touch spot ناحیه بساوشی
Other Matches
blitter عنصر الکترونیکی که برای حرکت دادن یک تصویر از یک ناحیه حافظه به ناحیه دیگر طراحی شده است
botany گیاهان یک ناحیه زندگی گیاهی یک ناحیه
tactual بساوشی
haptic بساوشی
tactile بساوشی
paraphia نابهنجاری بساوشی
haptic hallucination توهم بساوشی
touch receptors گیرندههای بساوشی
palp معاینه بساوشی
paresthesia نابهنجاری بساوشی
palpate معاینه بساوشی
tactile circle دایره بساوشی
tactile hallucination توهم بساوشی
apselaphesia اختلال بساوشی
allach جابجایی بساوشی
allesthesia جابجایی بساوشی
anaphia ناتوانی بساوشی
allocheiria جابجایی بساوشی متقارن
allochiria جابجایی بساوشی متقارن
astereognosis ادراک پریشی بساوشی
tactile agnosia ادراک پریشی بساوشی
acroparesthesia نابهنجاری بساوشی دراندامهای انتهایی
demesne ناحیه
output area ناحیه
sector ناحیه
district ناحیه
sectors ناحیه
districts ناحیه
proclimax ناحیه
reaching ناحیه
reaches ناحیه
reach ناحیه
reached ناحیه
subregion ناحیه
ranges ناحیه
ranged ناحیه
range ناحیه
sympatric هم ناحیه
situs ناحیه
zone ناحیه
area ناحیه
areas ناحیه
regional <adj.> ناحیه ای
local <adj.> ناحیه ای
shire ناحیه
shires ناحیه
partitions ناحیه
partition ناحیه
wards ناحیه
region ناحیه
regions ناحیه
ward ناحیه
realm ناحیه
realms ناحیه
zones ناحیه
naval district ناحیه دریایی
depletion zone ناحیه تخلیه
climatic region ناحیه اقلیمی
edge zone ناحیه لبه
area search جستجوی ناحیه
depletion barrier ناحیه تخلیه
goldfield ناحیه زرخیز
radius of action ناحیه رانندگی
depletion layer ناحیه تخلیه
pyramidal area ناحیه هرمی
active area ناحیه فعال
hypnogenic zone ناحیه خواب زا
indifference zone ناحیه خنثی
input area ناحیه ورودی
oral zone ناحیه دهانی
arid area ناحیه خشک
intermediate zone ناحیه ی میانی
heat affected zone ناحیه پیوند
audio range ناحیه صوتی
baffle area ناحیه کور
gold field ناحیه زرخیز
measuring range ناحیه ی سنجش
commutation zone ناحیه کموتاسیون
forbidden zone ناحیه ممنوع
critical area ناحیه بحرانی
critical region ناحیه بحرانی
fixed area ناحیه ثابت
depletion area ناحیه تخلیه
motor area ناحیه حرکتی
frequency region ناحیه فرکانس
magnetic domain ناحیه مغناطیسی
overflow area ناحیه سرریز
boom swing ناحیه لرزش
broca's area ناحیه بروکا
littoral ناحیه ساحلی
buffer area ناحیه میانگیر
output area ناحیه خروجی
dead space ناحیه کور
genital zone ناحیه تناسلی
geiger muller region o. plateau ناحیه قطع
common area ناحیه مشترک
critical region ناحیه شاخص
range of adjustment ناحیه تنظیم
slums ناحیه فقیرنشین
sectors خط کش ریاضی ناحیه
zone of contact ناحیه تماس
work area ناحیه کاری
wernicke's area ناحیه ورنیکه
two phase region ناحیه دو فازی
the abdominal region ناحیه شکم
district ناحیه نظامی
districts ناحیه نظامی
territorialization ایجاد ناحیه
telephone area ناحیه اتصال
suppressor area ناحیه بازدارنده
sector خط کش ریاضی ناحیه
zones منطقه ناحیه
region ناحیه فضا
region ناحیه نظامی
region ناحیه عملیات
regions ناحیه فضا
regions ناحیه نظامی
regions ناحیه عملیات
part سهم ناحیه
slum ناحیه فقیرنشین
Sept ناحیه محصو
zone منطقه ناحیه
storage area ناحیه انبارش
soft spot ناحیه نشست
erogenous zone ناحیه شهوتزا
terrain زمین ناحیه
regionalism ناحیه گرایی
residential area ناحیه مسکونی
range of variation ناحیه انحراف
scan area ناحیه پیمایش
sector commander فرمانده ناحیه
lumbar ناحیه کمر
sciatic ناحیه چاربند
Equator ناحیه استوایی
recording eara ناحیه ضبط
skid row ناحیه پست
erogenous zones ناحیه شهوتزا
silva ناحیه جنگلی
range of storke ناحیه ضربه
range of variation ناحیه تغییر
reverse flow regin ناحیه جریان معکوس
long wave range ناحیه موج بلند
to level off مسطح شدن [ناحیه ای]
to level off یکنواخت شدن [ناحیه ای]
rimland حومه ناحیه مرکزی
interference area ناحیه ی تداخل امواج
interference zone ناحیه ی تداخل امواج
regionalistic منطقهای ناحیه گرای
regionalist منطقهای ناحیه گرای
neck of the woods <idiom> ناحیه یا قسمتی از کشور
pierian وابسته به ناحیه پیریا
space charge ناحیه بار فضا
palatinate ناحیه قلمرو کنت
tertiary projection area ناحیه فرافکنی سوم
poplitaeal مربوط به ناحیه رکبی
popliteal مربوط به ناحیه رکبی
primary projection area ناحیه فرافکنی نخستین
primary sensory area ناحیه حسی نخستین
shielding region ناحیه حفافت کننده
zonule منطقه یا ناحیه کوچک
naval district ناحیه عملیات دریایی
motor perceptual region ناحیه حرکتی- ادراکی
coagulation تجمع مواد در یک ناحیه
sylva درختان جنگلی یک ناحیه
coalfields ناحیه ذغال خیز
forbidden energy zone ناحیه انرژی ممنوع
fingerprint region ناحیه اثر انگشتی
paler ناحیه محصور قلمروحدود
executive area ناحیه هماهنگ ساز
drilling range ناحیه مته کاری
local area network شبکه ناحیه محلی
delinquency area ناحیه بزه خیز
crygenic region ناحیه انجماد سنجی
catchment areas ناحیه تحت پوشش
auditory projection area ناحیه ادراک شنیداری
catchment area ناحیه تحت پوشش
common storage area ناحیه اشتراکی انباره
coal field ناحیه زغال خیز
bailiwick ناحیه قلمرو مامور
breadbasket معده ناحیه حاصلخیز
coalfield ناحیه ذغال خیز
pale ناحیه محصور قلمروحدود
winging قسمتی از یک بخش یا ناحیه
domain ناحیه یا گروه ها در یک شبکه
papa پاپ کشیش ناحیه
palest ناحیه محصور قلمروحدود
heating zone منطقه یا ناحیه حرارتی
high frequency range ناحیه ی فرکانس بالا
climate ناحیه اوضاع جوی
wing قسمتی از یک بخش یا ناحیه
climates ناحیه اوضاع جوی
hot temperature zone ناحیه بسیار گرم
domains ناحیه یا گروه ها در یک شبکه
papas پاپ کشیش ناحیه
zone ناحیه دسته بندی
geiger muller region o. plateau ناحیه گایگر مولر
zones ناحیه دسته بندی
weak ناحیه نزدیک نوک شمشیر
sector commander فرمانده ناحیه پدافند هوایی
weaknesses ناحیه نزدیک نوک شمشیر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com