Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
latium
ناحیه قدیمی مرکزایتالیا واقع درجنوب شهرروم
Other Matches
transpontine
واقع درجنوب رود تیمز در لندن
Monaco
ناحیه " موناکو" واقع در جنوب شرقی فرانسه
blitter
عنصر الکترونیکی که برای حرکت دادن یک تصویر از یک ناحیه حافظه به ناحیه دیگر طراحی شده است
patagonia
ناحیهای درجنوب ارژانتین وشیلی
Cornish
وابسته به کورنوال درجنوب غربی انگلستان
botany
گیاهان یک ناحیه زندگی گیاهی یک ناحیه
st helena
جزیره سنت هلن درجنوب غربی افریقا
lachryma christi
باده سرخ و شیرینی که درجنوب درست می کنند
mistral
باد خشک سرد شمالی درجنوب فرانسه
pampa
جلگه پهناورسبزو بی درخت درجنوب رود درامریکای جنوبی
intercostal
واقع در میان دنده ها واقع در بین رگبرگها
king's english
اصطلاحات و لغات خاص انگلیسی علمی مصطلح درجنوب انگلیس
parallelled
اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
parallelling
اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
parallels
اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
paralleling
اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
paralleled
اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
parallel
اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
to lie east and west
واقع شدن شرقی وغربی واقع شدن
old red sandstone
سنگ ماسه قرمز قدیمی ماسه سنگ سرخ قدیمی
date
قدیمی
dates
قدیمی
archaic
قدیمی
old timer
قدیمی
veteran
قدیمی
senior
قدیمی
seniors
قدیمی
timeworn
قدیمی
outdated
قدیمی
stale cheque
چک قدیمی
out of date
قدیمی
veterans
قدیمی
bygone
قدیمی
fogram
قدیمی
olden
قدیمی
ancient
قدیمی
antiquated
قدیمی
old-timers
قدیمی
age-old
قدیمی
age old
قدیمی
old-timer
قدیمی
old time
قدیمی
We old – fashioned people .
ما قدیمی ها
sympatric
هم ناحیه
zones
ناحیه
zone
ناحیه
output area
ناحیه
ranges
ناحیه
range
ناحیه
district
ناحیه
demesne
ناحیه
situs
ناحیه
sectors
ناحیه
proclimax
ناحیه
sector
ناحیه
ranged
ناحیه
regional
<adj.>
ناحیه ای
subregion
ناحیه
reaching
ناحیه
regions
ناحیه
reaches
ناحیه
reached
ناحیه
reach
ناحیه
ward
ناحیه
wards
ناحیه
partition
ناحیه
partitions
ناحیه
area
ناحیه
areas
ناحیه
realm
ناحیه
shires
ناحیه
local
<adj.>
ناحیه ای
realms
ناحیه
shire
ناحیه
region
ناحیه
districts
ناحیه
clapped-out
ماشینخرابو قدیمی
prolonged
قدیمی مدید
museum piece
قدیمی غیرعادی
past master
استاد قدیمی
unreconstructed
قدیمی مسلک
uptight
قدیمی مسلک
fogies
ادم قدیمی
past masters
استاد قدیمی
Old – time tunes .
آهنگهای قدیمی
paleography
کتابت قدیمی
presentation copy
نسخه قدیمی
fogeys
ادم قدیمی
fogey
ادم قدیمی
protolanguage
زبان قدیمی
incunabulum
کتب قدیمی
fogy
ادم قدیمی
ex-
سابق قدیمی
ex
سابق قدیمی
(as) old as the hills
<idiom>
خیلی قدیمی
old
دیرینه قدیمی
culverin
یکجورتوپ قدیمی
primal
بسیار قدیمی
fuddy-duddy
قدیمی مسلک
codex
نسخه قدیمی
newest
اخیرا و نه قدیمی
by gone
قدیمی گذشته ها
fuddy-duddies
قدیمی مسلک
ancient manuscript
نوشته قدیمی
new
اخیرا و نه قدیمی
arquebus
تفنگ قدیمی
oldest
دیرینه قدیمی
old hat
هر چیز قدیمی
scholastic
متفکران قدیمی
older
دیرینه قدیمی
newer
اخیرا و نه قدیمی
new-
اخیرا و نه قدیمی
old hat
قدیمی مسلک
square toed
قدیمی مسلک
indifference zone
ناحیه خنثی
broca's area
ناحیه بروکا
area search
جستجوی ناحیه
input area
ناحیه ورودی
intermediate zone
ناحیه ی میانی
arid area
ناحیه خشک
lumbar
ناحیه کمر
motor area
ناحیه حرکتی
dead space
ناحیه کور
boom swing
ناحیه لرزش
baffle area
ناحیه کور
audio range
ناحیه صوتی
regionalism
ناحیه گرایی
magnetic domain
ناحیه مغناطیسی
measuring range
ناحیه ی سنجش
erogenous zones
ناحیه شهوتزا
littoral
ناحیه ساحلی
active area
ناحیه فعال
terrain
زمین ناحیه
commutation zone
ناحیه کموتاسیون
depletion layer
ناحیه تخلیه
critical area
ناحیه بحرانی
critical region
ناحیه بحرانی
depletion zone
ناحیه تخلیه
critical region
ناحیه شاخص
Equator
ناحیه استوایی
erogenous zone
ناحیه شهوتزا
depletion barrier
ناحیه تخلیه
common area
ناحیه مشترک
climatic region
ناحیه اقلیمی
hypnogenic zone
ناحیه خواب زا
heat affected zone
ناحیه پیوند
goldfield
ناحیه زرخیز
gold field
ناحیه زرخیز
genital zone
ناحیه تناسلی
geiger muller region o. plateau
ناحیه قطع
frequency region
ناحیه فرکانس
forbidden zone
ناحیه ممنوع
fixed area
ناحیه ثابت
buffer area
ناحیه میانگیر
edge zone
ناحیه لبه
depletion area
ناحیه تخلیه
naval district
ناحیه دریایی
soft spot
ناحیه نشست
the abdominal region
ناحیه شکم
touch spot
ناحیه بساوشی
Sept
ناحیه محصو
recording eara
ناحیه ضبط
two phase region
ناحیه دو فازی
residential area
ناحیه مسکونی
wernicke's area
ناحیه ورنیکه
range of variation
ناحیه انحراف
range of storke
ناحیه ضربه
range of adjustment
ناحیه تنظیم
radius of action
ناحیه رانندگی
work area
ناحیه کاری
districts
ناحیه نظامی
zone
منطقه ناحیه
sectors
خط کش ریاضی ناحیه
silva
ناحیه جنگلی
sector
خط کش ریاضی ناحیه
sector commander
فرمانده ناحیه
suppressor area
ناحیه بازدارنده
telephone area
ناحیه اتصال
sciatic
ناحیه چاربند
scan area
ناحیه پیمایش
storage area
ناحیه انبارش
territorialization
ایجاد ناحیه
skid row
ناحیه پست
district
ناحیه نظامی
zone of contact
ناحیه تماس
slums
ناحیه فقیرنشین
part
سهم ناحیه
output area
ناحیه خروجی
regions
ناحیه عملیات
regions
ناحیه نظامی
regions
ناحیه فضا
region
ناحیه عملیات
region
ناحیه فضا
slum
ناحیه فقیرنشین
oral zone
ناحیه دهانی
region
ناحیه نظامی
zones
منطقه ناحیه
range of variation
ناحیه تغییر
pyramidal area
ناحیه هرمی
overflow area
ناحیه سرریز
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com