Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
untrue
نادرست خائن
Other Matches
The convict cannot distinguish between right and wrong
[distinguish right from wrong]
.
این مجرم نمی تواند بین درست و نادرست را تشخیص
[تشخیص درست را از نادرست]
بدهد.
alternative
تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
alternatives
تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
perfidious
خائن
renegade
خائن
false hearted
خائن
traitorous
خائن
betrayer
خائن
renegades
خائن
warlock
خائن
traitress
زن خائن
recreant
خائن
traitors
خائن
traitor
خائن
traditor
خائن
treacherous
خائن
punic
خائن
traitor
خائن به کشور
traitor to one's country
خائن به کشور
traitors
خائن به کشور
snaky
موذی خائن
traitor to the countruy
خائن کشور
ratter
خرابکار خائن
ratters
خرابکار خائن
knobstick
خائن اعتصاب
to turn traitor
خائن شدن
NAND function
تابع منط قی که خروجی آن وقتی نادرست است که تمام ورودی ها درست باشند و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
dispersion
تابع منط قی که خروجی آن نادرست است وقتی تمام ورودی ها درست باشند و درست است وقتی یک ورودی نادرست باشد
denials
تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
denial
تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
hyaenas
ادم درنده خو یا خائن
traditor
خائن در امر مذهبی
parricide
خائن به میهن پدر کش
patricides
خائن به میهن پدرکش
patricide
خائن به میهن پدرکش
parricides
خائن به میهن پدر کش
hyenas
ادم درنده خو یا خائن
traitor to the countruy
خائن نسبت به کشور
he is a manifold traitor
چندطرفه خائن است
hyena
ادم درنده خو یا خائن
vipers
ادم خائن و بدنهاد شریر
viper
ادم خائن و بدنهاد شریر
he is a manifold traitor
از چند جهت خائن است
we abhor a traitor
از شخص خائن تنفر و بیم داریم
to proclam someone a traitor
کسیرا بعموم خائن معرفی کردن
parricidal
خائن نسبت به پدر و مادر یا میهن یاپادشاه
He has been exposed as a traitor.
هویت مخفی او
[مرد]
بعنوان خائن افشا شد.
amiss
نادرست
spurious
نادرست
phoneys
نادرست
false code
کد نادرست
trumped-up
نادرست
trumped up
نادرست
crooked
نادرست
wrongful
نادرست
imprecise
نادرست
erroneous
نادرست
phoney
نادرست
phonies
نادرست
inaccurate
نادرست
infirmly
نادرست
inconsequent
نادرست
unfairly
نادرست
inconsecutive
نادرست
unfair
نادرست
sinister
کج نادرست
impure
نادرست
unsafe
نادرست
dishonest
نادرست
false
<adj.>
نادرست
fouls
نادرست
foulest
نادرست
fouled
نادرست
foul
نادرست
in error
<adj.>
نادرست
phony
نادرست
fouler
نادرست
out of order
نادرست
out of a
نادرست
out of trim
نادرست
inexact
نادرست
false
نادرست
by indirection
با وسائل نادرست
missatement
گفته نادرست
paralogism
قیاس نادرست
miscue
ضربه نادرست
mistranslation
ترجمه نادرست
mispronounciation
تلفظ نادرست
fallacy of composition
تعمیم نادرست
inaccurately
بطور نادرست
heterography
املای نادرست
inexactly
بطور نادرست
false information
خبر نادرست
wrong information
اطلاعات نادرست
jackleg
ناشی نادرست
wrong answers
پاسخهای نادرست
false information
اطلاعات نادرست
foul bill of lading
بارنامه نادرست
false code
رمز نادرست
distractor
گزینه نادرست
mispronunciation
تلفظ نادرست
misinformation
خبر نادرست
wrongfully
بطور نادرست
chucks
پرتاب نادرست
misconstruction
تعبیر نادرست
vicious
بدطینت نادرست
unsound
ناخوش نادرست
misconstruction
تفسیر نادرست
improper
نامناسب نادرست
misconstructions
تعبیر نادرست
misconstructions
تفسیر نادرست
error
عقیده نادرست
errors
عقیده نادرست
mispronunciations
تلفظ نادرست
chuck
پرتاب نادرست
false
ساختگی نادرست
chucked
پرتاب نادرست
foul play
کار نادرست
inaccurate
نادرست یا غلط
malfunctions
نادرست عمل کردن
prismatic spectacles
عینک نادرست نما
sigmatism
تلفظ نادرست حرف " س "
suggestio falsi
افهار و اعلام نادرست
malfunction
نادرست عمل کردن
malfunctioned
نادرست عمل کردن
misallocation of resources
تخصیص نادرست منابع
true false questions
پرسشهای درست- نادرست
mininformation
اطلاع یا خبر نادرست
unfair trade practice
اعمال تجاری نادرست
wild cat
بی اعتبار بی پشتوانه نادرست
lies
سخن نادرست گفتن
paralpgize
قیاس نادرست ساختن
lied
سخن نادرست گفتن
lie
سخن نادرست گفتن
off base
<idiom>
غیر دقیق ،نادرست
foozle
بدساختن ضربت نادرست
incorrect
نادرست یا به همراه خطا
false starts
اغاز نادرست خطا در شروع
an i calculation
حساب نادرست یا غیر دقیق
false start
اغاز نادرست خطا در شروع
paralogist
کسیکه قیاس نادرست میسازد
ungrammatical
مخالف ایین دستور نادرست
wide of the mark
<idiom>
از هدف به دور بردن ،نادرست
mal
خطا نادرست و متقلبانه را می رساند
skews
میزان کردن چیزی به صورت نادرست
skewing
میزان کردن چیزی به صورت نادرست
logical
معادل وضعیت منط قی نادرست یا صفر
skew
میزان کردن چیزی به صورت نادرست
boolean operation
یکی از دو مقدار ممکن درست یا نادرست
Everybody condemned his foolish behaviour .
همه رفتار نادرست اورا محکوم کردند
ambiguities
خطای ناشی از انتخاب نادرست داده مبهم
ambiguity
خطای ناشی از انتخاب نادرست داده مبهم
zero
1-رقم . 2-معادل خاموش منط قی یا وضعیت نادرست
zeroes
1-رقم . 2-معادل خاموش منط قی یا وضعیت نادرست
zeros
1-رقم . 2-معادل خاموش منط قی یا وضعیت نادرست
contamination
ذخیره کردن اطلاعات در جای نادرست در حافظه
out of square
خارج از چهار گوش بطور نامنظم یا نادرست
semantics
خطای ناشی از استفاده از نشانه نادرست در یک دستور برنامه
grammatical error
استفاده نادرست از قواعد زمان برنامه نویسی کامپیوتر
grafted
پیوند بافت تحصیل پول و مقام و غیره ازراههای نادرست
grafts
پیوند بافت تحصیل پول و مقام و غیره ازراههای نادرست
graft
پیوند بافت تحصیل پول و مقام و غیره ازراههای نادرست
mis-
پیشوندی است بمعنی غلط-اشتباه- نادرست- بد- سوء دشمنی
hazarding
خطای سخت افزاری مربوط به زمان بندی زمانی نادرست
hazards
خطای سخت افزاری مربوط به زمان بندی زمانی نادرست
debounce
جلوگیری از محسوس بسته شدنهای نادرست یا جعلی یک کلید یا سوئیچ
mis
پیشوندی است بمعنی غلط-اشتباه- نادرست- بد- سوء دشمنی
hazard
خطای سخت افزاری مربوط به زمان بندی زمانی نادرست
hazarded
خطای سخت افزاری مربوط به زمان بندی زمانی نادرست
logical
خطا در طراحی برنامه که باعث جهش یا عملیات نادرست شود
neither nor function
تابع منط قی که خروجی آن نادرست است اگر ورودی درست باشد
fraud
دزدی داده یا استفاده نادرست یا سایر جرم های مربوط به کامپیوتر
components
خطای ناشی از یک وسیله مشکل دار ونه برنامه نویس نادرست
component
خطای ناشی از یک وسیله مشکل دار ونه برنامه نویس نادرست
NOR function =
تابع منط قی که خروجی آن وقتی نادرست است که ورودی درست باشند
denials
تابع منط قی که خروجی آن نادرست است اگره یک ورودی درست باشد
cancel
کد کنترلی برای بیان اینکه آخرین داده ارسالی نادرست بود
cancels
کد کنترلی برای بیان اینکه آخرین داده ارسالی نادرست بود
frauds
دزدی داده یا استفاده نادرست یا سایر جرم های مربوط به کامپیوتر
denial
تابع منط قی که خروجی آن نادرست است اگره یک ورودی درست باشد
cancelling
کد کنترلی برای بیان اینکه آخرین داده ارسالی نادرست بود
fallacy of composition
استدلال نادرست به اینکه هرگاه بعض مطلبی درست باشد کل ان صحیح است
boolean operation
کلمه دودویی که در آن هر بیت نشان دهنده درست یا نادرست است با استفاده از اعداد 0 و 1
palettes
تصویر نمایش داده شده با استفاده از قالب نادرست و اثرات نامط لوب رنگها
NOT function
تابع معکوس منط قی که وقتی ورودی نادرست باشد خروجی درست خواهد بود
burn out
گرمای زیادی یا استفاده نادرست که باعث میشود یک مدار الکترونیک یا وسیله متوقف شود
palette
تصویر نمایش داده شده با استفاده از قالب نادرست و اثرات نامط لوب رنگها
gaps
سیگنال توجه به علت مکان دهی نادرست نوک خواندن / نوشتن در رسانه ذخیره سازی
boolean algebra
قوانین مربوط به معرفی ساده کردن و تغییر توابع منط قی بر پایه عبارت درست و نادرست
gap
سیگنال توجه به علت مکان دهی نادرست نوک خواندن / نوشتن در رسانه ذخیره سازی
negative
سیگنال ارسالی گیرنده برای بیان اینکه داده نادرست یا ناکامل دریافت شده است
negatives
سیگنال ارسالی گیرنده برای بیان اینکه داده نادرست یا ناکامل دریافت شده است
aliasing
اثرات بصری نامطلوب تصاویرتولید شده کامپیوتری درنتیجه استفاده از روشهای نادرست نمونه برداری staircasing
algebra
ساده کردن و تغییر دادن توابع منط قی بر پایه عبارت درست و نادرست ایجاد شده اند
logic
یکی از دو سطح ممکن مدار دیجیتال . سطح ها به صورت 1 و 0 هستند یا درست و نادرست
bombed
یک برنامه زمانی دچار این حالت میشود که خروجیهای ان نادرست بوده و یا به علت اشتباهات منطقی وگرامری قابل اجرا شدن نباشد
bomb
یک برنامه زمانی دچار این حالت میشود که خروجیهای ان نادرست بوده و یا به علت اشتباهات منطقی وگرامری قابل اجرا شدن نباشد
bombed out
یک برنامه زمانی دچار این حالت میشود که خروجیهای ان نادرست بوده و یا به علت اشتباهات منطقی وگرامری قابل اجرا شدن نباشد
bombs
یک برنامه زمانی دچار این حالت میشود که خروجیهای ان نادرست بوده و یا به علت اشتباهات منطقی وگرامری قابل اجرا شدن نباشد
checked
سخت افزار یا نرم افزاری که نشانی میدهد متن ارسالی نادرست است و خطا ردی داده است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com